تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۱۸۶۷۷۶

رضا آریان
در حالی که روز 13 بهمن ماه نشست اضطراری شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای بررسی پرونده هسته‌ای ایران برگزار می‌شود و برخی از صاحبنظران سیاسی از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل سخن به میان می‌آورند، هنوز اجماع کاملی در این زمینه ایجاد نشده است.
مهمترین مانع آمریکا و اروپا برای ارجاع ایران به شورای امنیت، دو کشور روسیه و چین هستند که هر دو روابط نزدیکی با ایران دارند. البته آنچه که به عنوان مانع مطرح می‌شود به این معنا نیست که روسیه و چین درصدد حمایت از ایران هستند و به مخالفت با غرب برخاسته‌اند. تجربه نشست شهریور ماه شورای حکام که در آن هم چین و هم روسیه به قطعنامه ضدایرانی شورای حکام رای ممتنع دادند و بدین ترتیب در صف مخالفان برنامه هسته‌ای ایران قرار گرفتند، نشان می‌دهد که نمی‌توان به این دو کشور اعتماد کرد و آنچه که در سیاست یکی به نعل و یکی به میخ زدن این دو کشور در مورد ایران شاهد هستیم، بیش از هر چیز به دلیل تمایل این دو کشور برای کسب امتیازات اقتصادی در عرصه بین‌الملل است. در حقیقت اشتراک منافع چین و روسیه با ایران در برخی مسایل، موجب شده این دو کشور برای پیوستن به اردوگاه غرب علیه ایران بر سر دو راهی قرار گیرند. از یک سو بازار اتهام زنی علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران و ایجاد تشکیک در مورد صلح‌آمیز بودن این فعالیت‌ها به حدی داغ است که روسیه و چیت تمایل ندارند با جدایی از جو ایجاد شده توسط غرب، انزوا پیشه کنند و از سوی دیگر منافع مشترک این دو کشور با ایران که در حوزه اقتصادی تبلور می‌یابد موجب شده که نتوانند به راحتی از ایران دور شوند.
روسیه شریک اصلی ایران در ساخت نیروگاه هسته‌ای بوشهر و سایر فعالیت‌های هسته‌ای ایران است. همچنین قراردادهای مختلفی با ایران از جمله برای فروش جنگ‌افزارهای نظامی منعقد کرده و تداوم این همکاری، از نظر مالی برای روسیه بسیار سودبخش خواهد بود و طبیعتا روسها نمی‌توانند به راحتی این وسوسه کسب سود بیشتر را از خود دور کنند.
چین هم با اقتصاد در حال توسعه خود که اندک‌اندک بازارهای جهانی را تسخیر می‌کند نیاز غیرقابل کتمانی به منابع انرژی ایران دارد. قرارداد مهمی که هفته گذشته بین دو کشور ایران و چین در همین زمینه منعقد شد نشان‌دهنده این موضوع است که چین هم همچون روسیه از نظر اقتصادی به ایران نیاز دارد.
این مسایل موجب می‌شود چین و روسیه به راحتی در جبهه ضدایرانی قرار نگیرند، همان‌طور که این مسایل به معنای نشان دادن چراغ سبز به ایران برای اتکا به حمایت موثر این دو کشور هم نخواهد بود.
بنابراین اقناع روسیه و چین برای پیوستن به جبهه ضدایرانی در شورای حکام به مهمترین هدف غرب طی روزهای جاری تبدیل شده، به ویژه با توجه به این موضوع که روسیه و چین هر دو از اعضای دائم شورای امنیت و داری حق وتو هستند و جلب حمایت آنها برای اقدامات بعدی علیه ایران، برای غرب بسیار با اهمیت است. روسیه و چین ابراز تمایل کرده‌اند که به دیپلماسی فرصت بیشتری داده شود تا مشکل مسایل هسته‌ای ایران بدون نیاز به ارجاع پرونده به شورای امنیت و تحریم‌های احتمالی رفع شود و قطعا این محتمل‌ترین گزینه در مورد موضع احتمالی چین و روسیه در قبال ایران در نشست 13 بهمن شورای حکام است. اما قطعا در صورت تداوم تهدیدات غرب علیه ایران، کشورهای غربی مشوق‌های ترغیب‌کننده‌ای به چین و روسیه ارائه خواهند داد تا این دو کشور را نیز به جبهه خود اضافه کنند. چرا که بدون حمایت چین و روسیه، ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت مشکل و اعمال تحریم علیه ایران غیرممکن خواهد بود. این چشم‌انداز، وظیفه دیپلمات‌های ایرانی به ویژه مذاکره‌کننده هسته‌ای را افزون می‌کند. از دست دادن چین و روسیه به معنای فتح خاکریز دیگری برای غرب است. بنابراین تداوم دیپلماسی از سوی ایران و دعوت دوباره از غرب برای بازگشت به میز مذاکره، ‌آن هم نه در گفتار، بلکه در عمل، موجب تقویت موضع ایران در دیپلماسی هسته‌ای خواهد شد و این به نفع همه ماست. فراموش نکنیم که دیپلماسی طرفداران بیشتری نسبت به جنگ دارد، حتی اکنون که غرب شمشیرها را از رو بسته است.