روحالله حسینی
رژیم اسرائیل همواره تلاش کرده است تا از حمایتهای مالی و اقتصادی هم پیمانان خارجی خود استفاده کند. چنانکه براساس آمارهای منتشره، بخش اعظم درآمدهای این رژیم از کمکهای مالی آمریکا، لابی صهیونیستی در اقصی نقاط جهان و مجامع مختلف بینالمللی تامین میشود.
پس از اجرای طرح عقبنشینی اسرائیل از غزه که به صورت یکجانبه صورت گرفت، یکی از نکات مهم و برجسته و قابل تامل در سیاستگذاری اسرائیل تاکید بر تضعیف اقتصاد و بعضا تعلیق بسیاری از فعالیتها به دلیل کسری بودجه است. در این زمینه اطلاعاتی مبنی بر تعدیل نیروهای نظامی، عدم استمرار کارهای عمرانی، کاهش هزینههای رفاهی و درمانی و غیره انتشار یافته است. این اطلاعات و گزارشها در حالی منتشر شدند که رژیم اسرائیل در عرصه سرزمینهای اشغالی و بینالمللی اهداف خاصی را پیگیری مینماید.
از جمله این اهداف میتوان به نکات و موارد زیر اشاره کرد:
1- پس از عقبنشینی از غزه و چند شهرک از کرانه باختری، اسرائیل حاضر به واگذاری خطوط دریایی، هوایی و مرزهای زمینی به تشکیلات خودگردان نگردیده است اما از طرف دیگر به توسعه حوزه فعالیت خود در امور واردات کالا به فلسطین اشغالی، گسترش فعالیتهای اقتصادی در بلندیهای جولان و مزارع شعبا پرداخت که کلیه این اقدامات را به بهانه منابع اقتصادی و مقابله با بحران مالی توجیه میکند.
2- این اهداف یکی از چالشهای اصلی دولت شارون در عرصه داخلی است. از یک سو دولت وی با فساد مالی و سیاسی روبروست و از سوی دیگر در حل بحرانهای داخلی و جلوگیری از افزایش معضلاتی همچون اعتیاد، فرار جوانان از خدمت سربازی، رشد فزاینده خودکشی، جرم و خیانت، کوچ یهودیان به خارج ناتوان بوده است. بر این اساس یکی اولویتهای این رژیم کاهش مخالفتهای داخلی و توجیه سیاستهای ناکارآمد خود در نظر افکار عمومی است.
3- آنچه در چارچوب سیاست خارجی اسرائیل مشهود است، عملکرد این رژیم در جلب حمایتهای خارجی برای استمرار سیاستهای توسعهطلبانه و به نوعی مشروعیت بخشیدن به این اقدامات است. چنانکه بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان مسائل اسرائیل دلایل عقبنشینی این رژیم از کرانه باختری و نوار غزه را بهرهمندی آن از حمایت مالی برمیشمرند.
آمریکا و اروپا در اجرای این طرح میلیاردها دلار کمک مالی در اختیار اسرائیل گذاشتند. در راستای این سیاست اسرائیل نیز تلاش میکند تا برای ادامه ساخت دیوار حایل، حل بحرانهای مالی اقتصادی - اجتماعی، ساخت شهرکهای جدید، جذب سرمایه سرمایهگذاران خارجی، گسترش مناسبات تجاری با دنیای خارج به عنوان خریداران کالای اسرائیلی (بویژه در بخش نظامی) و جلب حمایت جهانیان برای حفظ مناطق استراتژیک و اقتصادی رضایت سایر کشورها و مجامع بینالمللی را کسب کند.
4- یکی دیگر از اهداف بنیادین اسرائیل، خارج ساختن حماس و دیگر گروه مقاومت از صحنه مبارزات و تضعیف انتفاضه است. در این خصوص اسرائیل از کلیه ابزارهای نظامی، تبلیغاتی و فشارهای بینالمللی بهره میجوید.
از آغاز انتفاضه تلآویو مجبور شده است تا از امور اجتماعی فاصله گرفته و توان خود را معطوف به انتفاضه کند.
5- آنچه در توطئه نوین رژیم صهیونیستی در قبال جهان اسلام کاملا روشن شده است، گرایش و تمایل به گسترش مناسبات سیاسی با کشورهای اسلامی با هدف لغو تحریمهای اقتصادی است.
اسرائیل اما از سوی دیگر از ایجاد چنین بحرانهایی بهره میگیرد تا به اهداف سیاسی خود در منطقه دست یابد. بخش اعظم این اهداف معطوف به سرکوب جنبشهای مقاومت و قطع حمایت کشورهای اسلامی میشود.
افتادن کشورهای مسلمان در دام روابط تجاری - سیاسی با این رژیم بزرگترین شکست سیاسی و عقیدتی برای جهان اسلام و انتفاضه خواهد بود.
اینکه امروز اسرائیلیها ابراز میکنند دوست دارند تا با جهان اسلام روابط همه جانبه داشته باشند جای سوال دارد. یهودیان صهیونیست همواره در پی جداسازی خود از سایر ملتها و از دیگر اقوام و گروهها بوده و همیشه خواستار یک زندگی مجموعهای، آن هم به شکل مجموعهای منزوی و مجزا بودهاند. در طول چند صد سال اخیر بخصوص سران مذهبی و سیاسی یهود نسبت به اختلاط خود و غیر یهودیان اعلام خطر کردهاند و شهرکنشینی و شهرک سازی آنها در اصل، ریشه در چنین اعتقادی دارد.
شهرک سازی یهودیان در سرزمینهای اشغالی در حقیقت راهی برای یهودی سازی سرزمینها و اشغال و توسعه سرزمینهای جدید است. اسرائیل در طول سالهای متمادی اشغال فلسطین، همواره کوشیده است از طرح شهرکسازی به عنوان راهی بلندمدت، زمانبر، اما قطعی برای اشغال و یهودیسازی فلسطین استفاده کند. در این شیوه صهیونیستها مناطق مهم اقتصادی و استراتژیک که دارای منابع طبیعی قابل توجه هستند (از جمله آب، خاک مرغوب برای کشاورزی، موقعیت استراتژیک با دسترسی آسان به دریا و راههای منطقهای) را برای ایجاد شهرکهای صهیونیستنشین انتخاب کرده و دست به ساخت و سازهای گسترده و اسکان یهودیان مهاجر میزنند. با دست گذاشتن این رژیم بر مواضع استراتژیک که ذکر شد اقتصاد فلسطین روز به روز ضعیفتر میشود و راههای ارتباط و تجارت بر این کشور بسته میشود. اسرائیل با گرفتن گذرگاههای تجاری از فلسطینها باعث شده است تا این ملت با دنیای خارج ارتباطی نداشته باشند و به تبع آن اقتصاد و تجارت آنها دچار تزلزل و عقبماندگی گشته است. در ماههای گذشته تنها با گشایش گذرگاه رفح بسیاری از مشکلات اقتصادی و مالی فلسطینیان به نوعی مرتفع شد، اما برای شکوفایی هر چه بیشتر و برخورداری از فرصتهای بیشتر لازم است تا دیگر گذرگاههای تجاری فلسطین که در دست اسرائیلیهاست به آنها باز پس داده شود تا بخش عظیمی از عقبماندگیهای مالی و اقتصادی فلسطینیها به تبع این امر مرتفع گردد.