تاریخ انتشار : ۲۷ مهر ۱۳۸۹ - ۱۲:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۱۸۶۸۰۹

به نظر می­رسد که سال جدید میلادی برای «بشار اسد» رئیس جمهور سوریه نمی­تواند سال خوش یمنی باشد. حکومت سوریه در ماه­های پایانی 2005 وارد بحران­های تازه­ای شد که به اعتقاد صاحبنظران مسائل سیاسی عبور از این بحران­ها با توجه به ساختار قدرت در این کشور ناممکن به نظر می­رسد.
اکنون تمام اتهاماتی که می­تواند یک دولت را در نزد جهانیان منزوی و منفور سازد در پرونده دولت سوریه ثبت شده است: 1. مشارکت در تروریسم 2. عدم اصلاحات سیاسی 3. سرکوب مخالفان 4. عدم پایبندی به تعهدات داخلی یا خارجی 5. تبلیغات دروغین 6. عدم رعایت حقوق بشر
هر یک از این اتهامات برای در منگنه قراردادن یک حکومت کافی به نظر می­رسد و این در شرایطی است که پس از مرگ «حافظ اسد» شرایط سیاسی و بین­المللی سوریه دستخوش اتفاقاتی شد که در روابط این کشور با دیگر کشورهای خاورمیانه تاثیرات سویی بر جای گذاشت.
نگاهی به گذشته
در میان دولت­های عربی که غالبا دارای سیستم‌های غیر دمکراتیک نیز می­باشند حکومت‌های «بعثی» نسبت به بقیه دولت­ها از نظر رعایت موازین حقوقی و اخلاقی کارنامه سیاه‌تری ارائه داده­اند. حکومت عراق در زمان «صدام حسین» و هم این‌طور دولت بعثی سوریه در زمان «حافظ اسد» هر چند در ظاهر از نظر دیپلماتیک دارای روابط بسیار سردی بودند؛ اما از نظر ساختار سیاسی و شیوه حکومتی از وجه اشتراک قابل ملاحظه­ای برخوردار بودند.
هر دو حکومت به ظاهر سیستم «جمهوری» را یدک می­کشیدند در حالی که مقام ریاست جمهوری صرفا جنبه تحمیلی و موروثی داشت. هر دو رژیم در مواقع ضروری با انگیزه­های مالی تعدادی را به عنوان هوادار حکومت روانه خیابان­ها می­کردند تا با حمل عکس­های رهبران حکومت به افکار عمومی دنیا بقبولانند که از حمایت­های مردمی برخوردارند در حالی اعمال خفقان و سانسور شدید در رسانه­های عمومی و نوع سرکوب مخالفان نشان می­داد که درصد بسیار پایینی از مردم پشتیبان این رژیم­ها هستند.
خنده­دارترین بخش قضیه هم زمانی بود که این دولت­ها اعلام به اصطلاح «همه پرسی» یا «انتخابات» می­کردند از این رو تنها نامزد شرکت کننده در این انتخابات­ها شخص «صدام حسین» یا «حافظ اسد» بودند!
روش تبلیغاتی و اطلاع رسانی در رژیم­های بعثی عراق و سوریه را می­توان به عنوان منفی­ترین ویژگی این حکومت­ها ارزیابی کرد.
به عنوان نمونه در جریان جنگ گسترده اعراب با اسرائیل در سال 1967میلادی، زمانی که نیروی هوایی اسرائیل قدرت هوایی و چشمگیر مصر را خنثی کرد و کانال سوئز در آستانه اشغال قرار گرفت، دولت سوریه بلافاصله دست به یک تهاجم تبلیغاتی گسترده زد تا نشان دهد در برابر اقدامات اسرائیل بی­تفاوت باقی نمی­ماند، البته میزان صحت و سقم این تبلیغات پس از مدت کوتاهی ثابت شد و نشان داد که این گونه ترفندهای تبلیغاتی شاید کاربرد داخلی داشته باشد، لیکن در برابر افکار عمومی جهان امری بی­ارزش و بیهوده است. از جمله این اقدامات این بود که مقامات سوریه مدعی شدند یک خلبان اسرائیلی را که هواپیمایش در خاک سوریه سقوط کرده به اسارت گرفته­اند و این خلبان فاش ساخته که 18 فروند هواپیمای انگلیسی و هواپیمای ناوگان ششم با آرم «ستاره داوود» به نیروی هوایی اسرائیل پیوسته­اند. از سوی دیگر دولت سوریه همچنین مدعی شد که به وسیله نیروی هوایی خود بندر «حیفا» در اسرائیل را بمباران کرده است و در جریان آن پالایشگاه نفت حیفا را ویران ساخته است.
در عمان وضعیت «ادوارد صعب» خبرنگار روزنامه فیگارو چاپ پاریس که در سوریه به سر می­برد در گزارش خود ضمن تکذیب ادعاهای دولت سوریه چنین نوشت: در رابطه با ادعای همکاری 18 فروند هواپیمای انگلیسی، به طور کلی این هواپیماها ده روز قبل از شروع جنگ بین اسرائیل و اعراب وارد خاک اسرائیل شدند. از طرفی در برابر موج تبلیغاتی شدیدی که در رابطه با همکاری نیروی هوایی آمریکا و انگلیس با ارتش اسرائیل ایجاد شده بود رئیس ستاد ارتش اسرائیل می­گوید: که اگر چنین ادعاهایی صحت دارد، چرا لاشه این هواپیماها را در معرض بازدید خبرنگاران قرار نمی‌دهند؟ البته پس از مدتی معلوم شد که تعداد 30 هواپیمایی که دولت­های‌ عربی به ویژه مصر و سوریه ادعا می­کردند متعلق به ارتش آمریکا و انگلیس است همگی هواپیماهای مسافربری بوده و برای جابجایی اتباع کشورهای غربی مورد استفاده قرار گرفته و همچنین به نوشته روزنامه لوموند بندر حیفا نیز هرگز توسط نیروی هوای سوریه مورد هیچ حمله­ای قرار نگرفت، البته چنین روش­هایی را به دفعات از سوی حکومت­هایی از قبیل حکومت سوریه شاهد بوده­ایم، در این گونه روش­های تبلیغاتی مقامات حکومت به تصور این که می­توانند با دستکاری اخبار برای خود کسب وجهه نمایند از این واقعیت قافلند که افکار عمومی صرفا در چهارچوب­های بسته داخل کشور به سر نمی­برند و دیر یا زود با شکسته شکستن فضای سانسور در جریان واقعیت­ها قرار می­گیرند.
جایگاه «آزادی و حقوق بشر» در سوریه
اخیرا واحد اطلاعات نشریه معتبر«اکونومیست» میزان آزادی­های سیاسی و مدنی در 20 کشور خاورمیانه را بر اساس شاخص­هایی از قبیل: انتخابات حضور اپوزیسیون، مشارکت اقلیت، آزادی‌های اجتماعات، مطبوعات، مذهب، سطح فساد و حق مالکیت و غیره مورد برسی قرار داده است. در این رده­ بندی دولت سوریه در رده نوزدهم جدول قرار گرفته و جالب اینکه «لبنان» یعنی کشوری که تحرکات چند دهه سوری­ها در آن کشور بحران­هایی را فراهم ساخته در رده دوم جدول قرار دارد. آنچه مسلم است روش­های حکومت و عدم توجه به مطالبات شهروندان چه در زمان حافظ اسد و چه در دوره کنونی، از سوریه کشوری ساخته که تنها در مجامع بین المللی و مجمع عمومی سازمان ملل به نقض حقوق بشر متهم گشته، بلکه به اعتقاد صاحب‌نظران سیاست­های اعمال شده از سوی «بشار اسد» مشروعیت بین المللی این دولت را نیز زیر سوال قرار داده است.
در آذر ماه گذشته روزنامه اماراتی «الخلیج» خبر داد که تعدادی از اندیشمندان و سیاستمداران عرب طی یک گردهمایی تحت عنوان «همبستگی با سوریه علیه تهدیدات آمریکا» از شخص بشار اسد خواسته­اند تا با انجام اصلاحات و سرعت بخشیدن به روند آن زمینه وحدت ملی را فراهم آورد. در جریان این گردهمایی «منیرالهمش» سیاستمدار مخالف دولت سوریه ضمن هشدار درباره چشم پوشی از اصلاحات سیاسی از عملی نشدن تمام وعده­های «بشار اسد» برای تحقق دموکراسی که به هنگام آغاز حکومت خود در سال 2000 میلادی مطرح کرده بود، ابراز تاسف کرد. عملکرد حکومت سوریه طی سالیان اخیر نشان می­دهد که رهبران حزب بعث هیچ اعتقادی نسبت به رعایت آزادی­های دموکراتیک و ایجاد فضای باز سیاسی ندارند. حافظ اسد و پسرش که اینک بر اریکه قدرت نشسته است حتی به اندازه رهبرانی چون «ملک حسن» در مراکش و «ملک حسین» در اردن این ابتکار عمل را نشان نداده­اند که زندان­ها را از زندانیان سیاسی خالی کنند یا حداقل پارامترهای قابل قبولی را در قبال ناراضیان سیاسی از خود به نمایش گذارند. وضعیت حقوق بشر و آزادی­های سیاسی در سوریه حتی قابل مقایسه با کشور­هایی چون مصر، تونس، کویت و حتی قطر هم نیست. در جدول ارائه شده توسط مجله اکونومیست مراکش در رده سوم، کویت ششم، تونس هفتم، اردن هشتم و قطر و مصر به ترتیب در رده نهم و دهم قرار دارند. این نکته حائز اهمیت است که علی رغم وجود بافتی استبدادی در کشورهای عربی خاورمیانه حتی دولت مصر پس از ترور« انور سادات» در سال 1981 با وجود برخی محدودیت‌هایی که در مقابل گروه­های بنیادگرا اعمال کرد، از طرفی هم در برابر ناراضیان سیاسی با نوعی تسامح برخورد نمود و همین باعث شد که بسیاری از کارشناسان حقوق بشر شرایط سیاسی حکومت «حسنی مبارک» را مطلوب­تر از دوران سادات ارزیابی کنند؛ اما در برابر اصلاحات بسیار جزئی در ساختار سیاسی کشورهایی از قبیل مصر، مراکش، اردن و کویت حکومتی چون حکومت سوریه نه تنها گامی در جهت اصلاحات برنداشت، بلکه اعمال سیاست‌های استبدادی و خودکامگی رئیس جمهورش «بشار اسد» کار را به نقطه­ای کشاند که عالیترین مقام سوری در زمان «حافظ اسد» یعنی عبدالحلیم خدام» علنا خواهان سرنگونی نظام سوریه می­شود.
قتل­های زنجیره­ای
ارمغان حکومت «پدر و پسر»
یکی از مهم­ترین دلایلی که در حال حاضر رژیم بعث سوریه را با چالش جدی مواجه ساخته پرونده قتل­های زنجیره­ای علیه مخالفان این رژیم است.
شاید تا قبل از مرگ «رفیق حریری» نخست وزیر اسبق لبنان و سیاستمدار برجسته­ای که با موضع گیری اصولی خویش، فریاد رهبران دمشق را در آورده بود، کمتر کسی از قتل­های زنجیره­ای علیه مخالفان رژیم سوریه سخن می­گفت.
قتل حریری و متعاقب آن تشکیل یک تیم تحقیق در این زمینه به سرپرستی قاضی «دتلو مهلیس» و گزارشاتی که وی در اختیار شورای امنیت به دبیر کل سازمان ملل و رئیس جمهوری لبنان قرار داد فصل جدیدی را در تحقیقات و باز شدن پرونده سوریه در قبال ترور مخالفان این رژیم گشود. «دتلو مهلیس» در گزارشات خود از 19 مسوول سوری یاد می­کند که 5 تن از آنان مورد بازجویی قرار گرفته­اند. در گزارش مذکور همچنین به 14 مظنون دیگر که از مقامات دولتی می­باشند اشاره گردیده که البته نامی از رده و رتبه آنان به میان نیامده است.
این قاضی آلمانی در دومین گزارش خود از مقامات سوریه تقاضا کرده که 5 تن از مقامات حکومت سوریه را که مورد بازجویی قرار گرفته­اند به اتهام مشارکت در قتل «رفیق حریری» بازداشت نماید، البته درخواست هرگز مورد قبول بشار اسد قرار نگرفت. به نظر می­رسد شخص اسد از سیاستی پیروی می­کند که به پایه آن این‌گونه پرونده­ها به بهای به خطر افتادن منافع ملی نیز می­بایست تا حد امکان در پرده­ای از ابهام قرار گیرد. نکته قابل توجه در پیگیری پرونده «رفیق حریری» سخت کوشی و توانایی تیم تحقیق سازمان ملل به سرپرستی مهلیس است، وی در آخرین گزارش خود در این رابطه سرویس­های اطلاعاتی لبنان و سوریه را مورد اتهام قرار داده و دولت سوریه را در عدم همکاری و ایجاد مانع در طول تحقیقات متهم ساخته است.
در گزارش 25 صفحه­ای و تیم تحقیق همچنین اشاره شده که دولت سوریه «هسام طاهر الکردی» شاهد پرونده را پس از ادعای توضیحاتش در این رابطه مجبور ساخته تا اظهارات قبلی خود را پس بگیرد. وی در اظهارات اولیه خود به عنوان مامور سابق اطلاعاتی سوریه علیه برادر و داماد بشار اسد مطالبی را عنوان کرده بود، البته اعمال مانع تراشی و عدم همکاری با تیم تحقیق سازمان ملل هرگز نتوانست از حساسیت ماجرا بکاهد. مساله دیگر این که در شرایطی که ماجرای قتل «رفیق حریری» همچنان به عنوان یک سوژه خبری در رسانه­های بین المللی مطرح بود دو حادثه دیگر رخ داد که هر دو این حوادث به زیان حکومت سوریه تمام شد.
دو قربانی دیگر
خودکشی «غازی کنعان» وزیر کشور سوریه که به مدت 20 سال ریاست امنیتی این رژیم را بر عهده داشت بیش از آن که بتواند اقدامی در جهت خنثی کردن سوءظن­های جهانی علیه دمشق باشد بیش از پیش انگشت اتهام را متوجه دستگاه امنیتی این رژیم نمود، زیرا کنعان از جمله افرادی بود که توسط تیم ویژه سازمان ملل مورد بازجویی قرار گرفت و هیچ بعید نبود که قاضی هملیس رسما خواهان بازداشت وی شود.
دومی حادثه که مدت نسبتا کوتاهی پس از قتل «رفیق حریری» به وقوع پیوست ترور «جبران توینی» نویسنده روزنامه «النهار» و نماینده پارلمان لبنان بود. این ترور دقیقا در روزی انجام شد که قرار بود در عمان روز گزارش مهلیس منتشر شود و روز بعد هم مفاد گزارش در پارلمان لبنان مورد بررسی قرار گیرد. «توینی» که از مخالفان جدی حضور نیروهای سوری در کشورش بود از یک سفر کوتاه به پاریس به مناسبت تجلیل از پدرش «عنان توینی» بنیانگذار روزنامه النهار باز گشته بود. وی در بامداد روز دوشنبه در حالی که با اتومبیل شخصی­اش در یک جاده کوهستان به سوی بلوار ساحلی بیروت در حرکت بود طعمه بمب­هایی شد که در یک اتومبیل متوقف در کنار جاده کار گذاشته شده بود. مرگ «توینی» نیز مانند قتل رفیق حریری موج دیگری از انزجار از حکومت بعثی سوریه را به دنبال داشت، پس از این حادثه تروریستی بار دیگر حکومت اسد توسط مخالفانش به چالش کشیده شد که از جمله عمده­ترین این چالش­ها از سوی «عبدالحلیم خدام» معاون سابق رئیس جمهور روسیه به عمل آمد.
محاصره دمشق تنگ­تر می­شود
در پاییز گذشته «ولید جنبلاط» رهبر دروزی­های لبنان بشار اسد را یک مرد بیمار معرفی کرد و خواهان محاکمه وی شد.
وی گفت: اگر اسد در قدرت بماند هرگز معنی ثبات و آرامش را در خاورمیانه درک نخواهیم کرد. وی در گفت­ و گو با شبکه CNN گفت: شایسته است این بار نظام سوریه تغییر کند. رئیس تجمع سوسیالیست­های ترقی خواه لبنان افزود: هر شخصی که از نظام سوریه یا سلطه­گری آن انتقاد کند به دست ایادی رژیم بشار اسد کشته می‌شود. وی ضمن آن که مسوولیت ترور جبران توینی را متوجه پارلمان سوریه دانست گفت: چنین رژیمی از قبل تهدید نمی­کند، بلکه شما را می­کشد، در سوگ شما می­گرید و حتی در تشییع جنازه شما شرکت می­کند. پدرم و جمعی از روزنامه نگاران و شخصیت­های برجسته مانند «رنه معوض» رئیس جمهور اسبق لبنان «حسن خالد مفتی»، «رفیق حریری»، «سمیر قیصر» و... جرج حاوی به دست رژیم سوریه کشته شدند. البته بسیاری از تحلیل‌گران سیاسی معتقدند که خود ولید جنبلاط نیز در لیست ترور سرویس­های امنیتی سوریه قرار دارد.
همچنین در پاییز گذشته رفعت اسد برادر حافظ اسد نیز که زمانی معاون برادرزاده خود بوده خواهان سرنگونی رژیم سوریه شد. وی با انتشار بیانیه­ای بشار اسد را متهم کرد که با اعمال سیاستهای استبدادی زیانهای سنگینی به کشور وارد ساخته است. رفعت اسد از ارتش سوریه دعوت کرد تا با انجام یک کودتا رژیم فعلی را ساقط کنند. اما یکی از مهمترین مواضع ضد رژیم از سوی عبدالحلیم خدام صورت گرفت که در تازه­ترین اظهارات خود مدعی شد که بشار اسد شخصا دستور قتل رفیق حریری را صادر کرده است. وی در گفت­ و گو با رادیو اروپا یک آصف شوکت و قاهر اسد داماد و برادر رئیس جمهور سوریه را در مشارکت در ترور حریری متهم نمود. خدام چندی پیش نیز در گفت­ گو با تلویزیون العربیه ضمن این که از بشار اسد به عنوان یک خود کامه یاد کرد این نکته را مورد تایید قرار داد که اسد برای حریری پیغام داده بود که چنانچه از ادامه ریاست جمهوری امیل لحود در لبنان حمایت نکند لبنان را روی سرش خراب خواهد کرد. البته قاضی مهلیس قبلا گفته بود که از طریق چند منبع چنین تهدیدی را از سوی بشار اسد شنیده است. خدام همچنین در این مصاحبه به نقش یک مقام دیگر سوی نیز اشاره می­کند و می­گوید که رستم غزالی رئیس اطلاعات ارتش سوریه و معاون شورای لبنان قبل از عقب نشینی نیروهای سوریه، در جریان ترور رفیق حریری دست داشته است. معاون سابق حافظ اسد همچنین امیل لحود رئیس جمهوری لبنان را متهم می­کند که برنامه ملی تهدید آمیزی را علیه حریری بر عهده داشته است.
لبه پرتگاه
هر چند به ماموریت قاضی دتلو مهلیس در رابطه با پرونده قتل رفیق حریری پایان داده شد و سرژ برامرتس به عنوان رئیس جدید کمیته حقیقت یاب از سوی سازمان ملل متحد معرفی شد اما تمام پیش بینی ما حکایت از این دارد که روند پرونده سوریه در این ماجرا مسیر گذشته خود را طی خواهد کرد. روندی که به احتمال فراوان منجر به اقدامات شدیدی علیه حکومت بشار اسد خواهد شد. سرژ برامرتس قبلا در سمت معاون دادستان کل دادگاه بین المللی جنایی لاهه خدمت کرده است و قبلا نیز مسوولیت دادستانی کل کشور بلژیک را به عهده داشته است بنابراین انتظار می‌رود که تحقیقات جامعی در این پرونده به عمل آید. هر چند فیصل المقداد نماینده سوریه در سازمان ملل پس از قتل جبران توینی با لحنی غیر دیپلماتیک گفته بود: حالا هر سگی در لبنان بمیرد کمیسیون تحقیق تشکیل می­دهند با این حال این گونه موضع گیریها نه تنها از حساسیت کل مساله نمی­کاهد بلکه دنیا را نسبت به کشف واقعیت­ها تشویق خواهد کرد. نکته آخر این که سیستم‌هایی به مانند نظام حکومتی سوریه که از قالب شیوه­های حکومتی استالینی در اداره کشور پیروی می­کنند و انسان را به یاد قتل­هایی می­اندازد که ماموران KGB در اتحاد جماهیر شوروی علیه مخالفان حزب کمونیست صورت می‌دادند، امروز و در شرایطی که بسیاری از مرزها و دیوارها فرو ریخته و شیوه­های پلیسی و نظام‌گیری در اداره کشورها جوابگو نیست، هرگز نمی­توانند به ادامه و بقای حاکمیت خود چنین چارچوبی امیدوار باشند. با نگاهی واقع گرایانه و به دور از هر گونه نیت سیاسی، مشاهده می‌کنیم که رژیم بعثت سوریه در لبه پرتگاهی سهمگین قرار گرفته که حتی با اجرای اصلاحات سیاسی و اقتصادی نیز نمی­تواند به آینده خویش امیدوار باشد.