مسعود سفیری / روزنامهنگار
تقویمسازان این روزها برخلاف اهل سیاست، بشدت سرگرم کار هستند. همه نوع تقویم در حال طراحی است از رومیزی تا جیبی و همه مناسبتها به دقت علامت زده میشوند.
کارمندان دولتی تقویم میخرند تا روزهای تعطیل را شمارش کنند که احتمالاً موعد فرا رسیدن پرداخت قرضها را فراموش نکنند.
روزهای سخت در تابستان، پاییز و شب عید فرا میرسد و برحسب تصادف باید اهل سیاست نیز زمستان سال آینده را جدی بگیرند زیرا دو انتخابات بسیار مهم در زمستان 85 پیشرو خواهند داشت؛ خبرگان و شوراهای اسلامی شهرها و در ابعادی کاملاً ناشناخته و البته بسیار مهم.
1- انتخابات خبرگان: شاید بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی نیز فکر نمیکرد روزی فرا رسد تا در غیاب ایشان و قدرت کاریزماتیک و سحر کلامی که داشتند مجالی به کسی داده شود که بتواند به لحاظ نظری وارد این حوزه شود. البته حوزهای که هر چند نظری است و متعلق به اهل فن، اما اکنون شهروندان را به کنکاش در چیستی نظریه جمهوریت و یا منبع مشروعیت در نظام جمهوری اسلامی واداشته است.
برای جناحی که پس از پیروزی غیرقابل پیشبینی در انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم به فکر تصاحب مجلس خبرگان است، رسیدن به این خانه بسی دشوار است، زیرا نسل اولیها به کمک روحانیون سنتی اهل سیاست نظیر آیتالله مشکینی و هاشمی رفسنجانی بر این عقیدهاند که از دست رفتن این منزلت بحثی کاملاً عالمانه است و نباید با از دست دادن آن جناحی رادیکال را بر سر کار آورد که تجربه اداره کشور ندارند.
انتخابات خبرگان دلمشغولی اهل فن است تا شهروند گرفتار دام بحرانهای اقتصادی اجتماعی و فرهنگی. و شاید بحران همین جاست که هنوز دو طرف و یا شاید سه طرف حاضر در آن موفق نشدهاند به استراتژی مردمیسازی بپردازند و هر چند یکی از راهحلهای مورد علاقه برگزاری همزمان دو انتخابات باشد اما نه تنها آخرین راهحل نیست بلکه بهترین هم نیست. جز آن که صاحبان دو اندیشه موفق شوند به نحوی عمل کنند که این انتخابات سرنوشتساز برای مردم نیز چنین تلقی شود، در آن صورت میتوان امیدوار بود که حتی در سکوت رسانههای رسمی، مردم برای استفاده از حق رأی خود وارد صحنه شوند. به نظر میرسد که نه تنها نباید منتظر ماند بلکه باید ابعاد این انتخابات را به وضوح برای مردم آشکار ساخت. تا آن روز راهی در پیش است که جمهوریخواهان نمیتوانند به کاهلی از آن چشم بپوشند.
2- انتخابات شوراها، انتخابات خبرگان نیست بلکه مردم باید برای اداره شهرها، مدیرانی را انتخاب کنند که با حضور خویش در شوراها، اداره شهرها را نه به دوستان بلکه به اهل فن بسپارند. انتخابات شوراها از این منظر اهمیت دارد که همه جناحها میتوانند پس از 4 سال، وزن و بخت خود را بیازمایند. آیا تحلیلهای کنونی صحت دارد؟
اصلاحطلبان که فعلاً خانهنشین شدهاند، باید جدیتر از حریف خویش به سازماندهی بپردازند. به ویژه آن که هنوز تزارنامه پیروزیها و شکستهای خود را ننوشتهاند. در این صورت باید امیدوار بود واضعان این نظریه همه آنچه را که تاکنون نگفتهاند سال آینده بگویند. آیا مردم به دلیل بحران و اختلافنظر در شورای شهر تهران از اصلاحات و اصلاحطلبان رویگردان شدند؟ اگر چنین است چرا فرجام جنبش دوم خرداد 76 به سوم تیر 84 رسید؟
چرا اصلاحطلبان تصور نمیکنند و یا نمیخواهند بپذیرند که غیبت در حادثه کوی دانشگاه و از دست دادن پی در پی روزنامهها و حاشیهنشینی روزنامهنگاران و ظهور رسانههای ماهوارهای در تجمیع این عارضه نقش جدی داشت؟
پرسشهایی از این دست، پاسخهایی میطلبد که برحسب تصادف باید در قوت دیگر به آن پرداخت.
چنانچه هر دو انتخابات خبرگان و شورای شهر همزمان برگزار شود، آیا جناحی پیروز خواهد شد که شفاف بگوید «چه خواهد کرد؟» آنان که بر این تصور هستند که بدون حضور مردم موفق خواهند شد و میتوانند از هم اکنون حضور آذین پیروزی خویش را آماده کنند، احتمالاً تنها خودشان به آن مهمانی خواهند آمد!
جامعه جوان و پرتحرک حداقل در شرایط کنونی امکان اعلامنظر خویش را با ابزارهای سنتی مبتنی بر رفتارهای تودهگرایانه از هر جناحی سلب کرده است.
اما هر دو انتخابات دقیقاً در روزهایی برگزار میشود که بیتردید حوادث بینالمللی سایهای پررنگ بر حوادث داخلی خواهند داشت. بعید به نظر میرسد که اروپا موفق شود که آمریکا را به سمت پذیرش دیدگاههای خویش هدایت کند اما اگر چنین شود، اولین تاثیر، آن است که فضای یخزده کنونی در میان اهل سیاست گشوده خواهد شد و همین فرصتی مغتنم است تا مردم بدانند، در سالهای غیاب آنان چه رخ داده است و شاید افکار عمومی نیز در دل میخوانند، رقصی چنین در میانه میدانم آرزوست. زمستان سال آینده نه برای مردم بلکه برای نظام و جناحهای سیاسی حساس و دشوار است و در آن روزها احتمالاً برخی آشکار خواهند شد.
کلام آخر آنکه، اگر راه رسیدن به قدرت هموار باشد، رمز ماندگاری حفظ قدرت است.