تاریخ انتشار : ۳۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۱۸۶۸۳۸
سعید مدنی، نویسنده و پژوهشگر اجتماعی:
آزاده اکبری اشاره: کمتر کسی دوست دارد در موردشان حرف بزند. آنها هستند، دیده می‌شوند، مشکل دارند اما وقتی صحبتشان می‌شود همه لب می‌گزند. کسی حوصله ندارد وارد جهان پیچیده آن‌ها شود. جهانی تاریک و در هم پیچیده از فقر، اعتیاد و تن‌فروشی. یا قرار است حذف شوند یا جمع‌آوری و ساماندهی و کمتر کسی می‌پرسد که این‌ها اصلا کی هستند و از کجا آمده‌اند. سعید مدنی، نویسنده و پژوهشگر اجتماعی با حوصله سوال‌هایم را جواب می‌دهد. او روی تغییر الگوی روسپی‌گری قبل و بعد از انقلاب کار کرده است. گرچه قبل از انقلاب مکان‌هایی مخصوص روسپیان وجود داشت اما او تعطیل شدن این مکان‌ها را صرفا دلیل شیوع روسپی‌گری نمی‌داند. جالب این جاست که قوانین سخت‌گیرانه قبل و بعد از انقلاب وجود داشته‌اند. اما اعمال قانون بعد از انقلاب روسپی‌گری را پیچیده‌تر کرده است. همین وضعیت پیچیده باعث شده تا هر کسی به نوبه خود بخواهد با راه‌حلی این مشکل را از میان بردارد. مشکلی که دیگر تنها مربوط به طبقات فقیر جامعه نیست بلکه به طبقه متوسط هم نفوذ کرده است. این روزها مرتب از زنان خیابانی حرف می‌زنند. از اینکه چگونه می‌شود راهکاری برای این «پدیده» پیدا کرد. دفتر مدنی در دانشگاه بهزیستی درست پای کوه‌های شمالی تهران است. به آنجا که می‌رسم برف تا زیر زانویم بالا آمده خیابان خلوت است و برف آرام آرام دارد همه سیاهی‌ها را می‌پوشاند.

* عده‌ای تا بحث روسپی‌گری مطرح می‌شود می‌گویند این مساله مربوط به الان و امروز نیست و از ابتدای شکل‌گیری جوامع بشری وجود داشته. این حرف چقدر درست است؟
** اشکالی از روابط جنسی غیرمتعارف همیشه در جوامع وجود داشته و می‌شود گفت یکی از قدیمی‌ترین انحرفات بشری بوده که مورد توجه قرار گرفته است. این مساله از طرف بسیاری از صاحب‌نظران اجتماعی مورد تایید قرار گرفته. در مواردی در تحلیل روان‌کاوانه از انگیزه‌های زنان به روسپی‌گری، آن را به روابط پدرسالارانه نسبت می‌دهند و می‌گویند این نوعی پاسخ اجتماعی یا اعتراض اجتماعی زنان به مجموعه روابط پدرسالارانه موجود و عرصه حضور قدرتمند مردان در روابط فردی و اجتماعی بود. بنابراین این رفتار قدمتی طولانی دارد. برخی نظریه‌پردازان مانند سیمون دوبوار تاکید دارند که از زمان شکل‌گیری مالکیت خصوصی این نوع رفتار ملاحظه شده کما اینکه در اقوام ابتدایی روسپی‌گری نوعی مکانیزم برای میهمان‌نوازی بود.
حتی در برخی از رفتارهای مذهبی که در دوران باستان وجود داشته، روسپی‌گری خدمتی بوده برای خدایان. در بابل زنانی وجود داشتند که مدتی از عمر خود را در معبد می‌گذراندند و تسلیم مردان بیگانه می‌شدند تا در عضو آن پول یا هدیه‌ای به خزانه معبد تحویل دهند. همانطور که شما اشاره کردید اشکال مختلفی از این نوع رفتار را در مقاطع مختلف تاریخی می‌شود ملاحظه کرد. آنچه مسلم است در دوران جدید و شکل‌گیری شهرنشینی، این رفتار اشکال و پیچیدگی‌های خاصی پیدا کرد و حتی در برخی از مناطق یا کشورها، به صنعت تبدیل شده البته با مکانیزم‌ها و ساز و کارهای مخصوص خودش. بنابراین اگرچه به لحاظ طول تاریخی می‌شود این رفتار را دید اما در همین سیر هم می‌شود بر تحول الگوها و اشکال متفاوت روسپی‌گری تاکید کرد. در ایران هم این دگرگونی را می‌شود ملاحظه کرد.
* کسی هم شیوع فاحشه‌گری را در جوامع پدرسالار اندازه‌گیری کرده؟ یا در حد فرضیه است؟
** نه. فرضیات مطرح شده ریشه‌های تاریخی را جست‌وجو کردند. حکم کلی در این زمینه نمی‌شود مطرح کرد مخصوصا از لحاظ شیوع. در جوامعی که زنان حقوق جدی‌تر دارند و روحیات پدرسالارانه وجود ندارد. باز اشکالی از این نوع رفتار ملاحظه می‌شود. شاید بشود در ارزیابی کلی گفت آنچه تغییر می‌کند الگو و مدل آن است. اما آنچه مسلم است در تحقیقات متفاوت، نتیجه واحدی دارند که برخی زمینه‌های اجتماعی به طور قطع بستر رشد و روسپی‌گری را فراهم می‌کند. مثلا همه تاثیر عامل فقر را مورد تایید قرار داده‌اند.
* این نگاه جرم‌گرایانه در ایران، از کی شکل گرفت؟ نگاه کلی به مساله همین بود؟
** نوع نگاه بعد از انقلاب مبتنی بر این بوده که کل جامعه و به طور مشخص زن‌ها، شرایطی برایشان تامین شود که برای تامین منابع مالی، نیاز به چنین رابطه‌ای نداشته باشند. نگاه مبتنی بر حذف شرایط و زمینه‌ها در درون اجتماع بود تا هرگونه بروز و ظهور و شیوع این رفتار تقلیل پیدا کند. درست مثل اعتیاد و برخی رفتارهای دیگر. در اصل ضوابط و اصول مندرج در نگاه دینی و مذهبی قانون اساسی و انقلابیون تدوین‌کننده قانون اساسی، جامعه سالم جامعه‌ای بدون روسپی‌گری بود. از همان ابتدا راجع به نوع برخورد با این پدیده اختلاف‌نظر وجود داشت. به طور مشخص وقتی در سال 58 گروهی به شهر نوی سابق واقع در جنوب تهران حمله کردند تا زنانی را که در آنجا بودند مورد ضرب و شتم و تهدید قرار دهند، این مساله از سوی آیت‌الله طالقانی مورد رد و نفی قرار گرفت. ایشان معتقد بود اینها بخشی از قربانیان سیاست‌های اقتصادی - اجتماعی رژیم پیشین هستند و بنابراین تهدید کردن آنها و حذف فیزیکی‌شان را درست نمی‌دانست و فکر می‌کرد آنها هم حقوقی دارند که باید در نظر گرفت. این تلقی یا برداشت یکسوی نگرش مساله روسپی‌گری و اعتیاد بود و سوی دیگر ضرورت بازداشت، زندانی کردن و حتی اعدام افرادی بود که تن‌فروشی می‌کردند. از این دو نگاه یکی سعی داشت با از بین بردن و کاهش عوامل به وجود آورنده روسپی‌گری، آن را از بین ببرد و نگاه دوم بدون توجه چندانی به علل و عوامل سعی می‌کرد با حذف صورت مساله و برخورد با روسپیان مشکل روسپی‌گری را حل کند. طبیعتا نگاه دوم بعد از انقلاب وجه غالب را پیدا کرده و در قوانین و مقررات هم آنچه که مورد توجه قرار گرفت وجه قضایی موضوع بود.
* قبل از انقلاب نگاه‌ها چطور بود؟ این قضیه در آن زمان چه شکلی داشت؟
** مطالعات محدودی راجع به روسپی‌گری در ایران انجام شده اما یکی دو مطالعه جامع در شهر تهران صورت گرفته. براساس تحقیق ستاره فرمانفرماییان که در حدود سال 1350 انجام شد، 5 منطقه یا موقعیت مختلف که روسپیان در آن فعالیت می‌کردند شناسایی شد: قلعه شهر نو، خیابان‌های عمومی و جاهایی که روسپیان می‌ایستادند، خانه‌های بیرون شهر نو، تفریحگاه‌های شبانه و دیسکوها و گودهای جنوب شهر. به طور مشخص قلعه شهر نو در جنوب غربی تهران در نزدیکی بیمارستان فارابی فعلی منطقه‌ای بوده به وسعت 135 هزار مترمربع که دور آن دیوارکشی شده بود و در آن عده‌ای چنین خدماتی ارائه می‌دادند. فعالیت در این منطقه در آن زمان کاملا پذیرفته شده بود و به نوعی حتی تحت نظارت پلیس کار می‌کردند. این قلعه سازمان خاصی داشته با روابط بسیار پیچیده. در سطح خیابان‌ها هم زن‌ها با لباس‌های خیلی ویژه در کنار معابر عمومی یا گذرگاه خاص خود می‌ایستادند و منتظر می‌شدند تا از طریق اتومبیل‌هایی که رفت‌وآمد می‌کردند پذیرفته شوند. علاوه بر منطقه شهر نو خانه‌هایی در مناطق مختلف وجود داشته که رفت و آمد به برخی از این خانه‌ها راحت بود و شناخته شده بودند و برخی دیگر نیز در مناطق بالای شهر قرار داشتند و بسیار مجلل بودند. علاوه بر این سه شکل، تفرجگاه‌های شبانه هم بودند که زنان به عنوان رقاصه یا پیشخدمت برای کسب درآمد چنین خدماتی بدهند. گودهایی هم در منطقه جنوب غربی میدان شوش بود که عمدتا اختصاص داشت به کسانی که با هزینه کمتری می‌خواستند چنین خدماتی بگیرند. به دلیل شرایط بسیار بد زندگی در این مناطق شیوع بیماری‌های آمیزشی و عفونی هم بسیار بالا بود. براساس همین مطالعه میانگین تعداد مشتری‌های روسپی در قبل از انقلاب 3/10 نفر در شبانه‌روز بود که البته در این مطالعه روسپیان؛ به دو دسته تقسیم می‌شوند. یک دسته آنهایی که به طور تمام وقت و مستمر به این امر اشتغال داشتند و گروه دیگر کسانی بودند که به صورت موردی یا در مقطع خاصی از زندگی‌شان دست به این کار می‌زدند. این گروه از سلامت نسبی و شرایط بهتری برخوردار بودند.
قوانین قبل از انقلاب به این مساله چطور نگاه می‌کرد؟ قوانینی که براساس آن افراد روسپی تحت پیگرد قرار می‌گرفتند قبل و بعد از انقلاب تفاوت زیادی نداشت. قبل از انقلاب مواد 210 تا 214 قانون جزای عمومی، مجازات مربوطه به روسپی‌گری را مشخص می‌کرد. در ماده 210 این قانون هرکس علنا عملی مرتکب شود که منافی عفت عمومی باشد یا عفت عمومی را جریحه‌دار کند به حبس تعدیلی از یک ماه تا یکسال یا به تادیه 250 الی 500 ریال جزای نقدی محکوم می‌شد. این حکم خیلی کلی بود و هر عملی خلاف اخلاق عمومی را شامل می‌شد.
نکته مهم قانون، مجازات برای به کارگیری افراد کمتر از 18 سال در امر روسپی‌گری بود. نکته دیگر این بود که اگر فردی که افراد دیگر را به روسپی‌گری دعوت می‌کرد، پدر، مادر، قیم و یکی از اشخاص منتسب به او بود، تشدید مجازات در موردش صورت می‌گرفت. حتی در ماده 211 مکرر همین قانون تصریح شده بود که اگر کسی که چنین جرمی انجام داده بعدا مدعی شود که سن قربانی روسپی‌گری را نمی‌دانسته در تشدید مجازات او اثری ندارد. در ماده 212 اشاره شده به رابطه نامشروع زنان شوهردار یا مردان زن‌دار و در واقع اشکال مختلفی از رابطه نامشروع را مشتقل از جنسیت مورد توجه قرار داده است. نکته مهم دیگر این بود که هر کس فردی را به زور به فساد اخلاقی یا فحشا یا روسپی‌گری دعوت می‌کرد ناچار بود که علاوه بر حقوق مادی، خسارات معنوی را هم جبران کند. تنها استثنا در این مورد زمانی بود که کسی که جرم در موردش صورت گرفته و دعوت به فساد اخلاقی شده، محرز شود که روسپی و یا اشتهار به فساد داشته است.
* خسارات معنوی را چه جوری جبران می‌کردند؟
** در قانون تصریح شده بود که اگر متهم با کسی که قربانی بوده ازدواج کند از تعقیب معاف خواهد شد! ماده 213 همین قانون به صراحت مساله کسب درآمد از طریق روسپی‌گری را مورد بحث قرار داده و کسانی را که فاحشه‌ها را مدیریت می‌کردند شامل تشدید مجازات کرده است. در همین ماده به خارج کردن زنان و دختران از کشور برای وادار کردن آنها به روسپی‌گری اشاره کرده، باز هم در این قانون در مورد به کارگیری افراد زیر 18 سال تشدید مجازات پیش‌بینی شده. در ارزیابی کلی قوانین قبل از انقلاب چند تا ایراد اصلی و مهم به این قوانین می‌شود وارد کرد. اول اینکه حدفاصل و تفاوت و تفاوت بین روسپی‌گری و روابط نامشروع مورد توجه قرار نگرفته بود و در مواردی قوانین رابطه نامشروع در محکوم کردن روسپی‌ها یا کسانی که از روسپی‌ دعوت می‌کردند به کار گرفته می‌شد. در واقع داشتن رابطه نامشروع می‌تواند نشان‌دهنده بی‌مبالاتی جنسی باشد که می‌تواند ناشی از اختلالات روانی یا هنچاری ارزشی‌یابی هنجاری ارزشی است. در رابطه نامشروع ممکن است اساسا وجوه اقتصادی وجود نداشته باشد. به همبن دلیل بی‌مبالاتی جنسی را در گروه‌های اقتصادی متفاوت جامعه هم می‌بینیم. در حالیکه ملاک شمول به عنوان روسپی کسب درآمد است. در قانون بعد از انقلاب این نکته همچنان هست. در قوانین جاری و قانون مجازات اسلامی چیزی تحت عنوان روسپی‌گری نداریم و به نوعی قوانین مربوط به روابط غیراخلاقی یا نامشروع به روسپی‌گری تعمیم داده شده یا لااقل این صراحت و تفکیک وجود ندارد. دومین ایراد که در قوانین مربوط به روسپی‌گری در بیشتر کشورها هم هست و طی سال‌های اخیر به آن توجه شده، این است که قانون منحصرا عمل زن روسپی را مخاطب قرار می‌دهد و منع می‌کند در حالیکه مرد عامل را کمتر مورد توجه قرار می‌دهد و تهدید متوجه روسپی است. طی سال‌های اخیر در بسیاری از کشورها از جمله کشورهای اروپایی و اسکاندیناوی قانون اساسا متوجه فرد دعوت‌کننده به روسپی‌گری شده و در محاکم، افرادی که زنان را به رابطه جنسی برای پرداخت پول دعوت می‌کنند مورد تهاجم قرار می‌گیرند. نکته سوم در قوانین قبل و بعد از انقلاب، بی‌تفاوتی قانون نسبت به علت ارتکاب روسپی‌گری توسط زن روسپی‌گری است و به زمینه‌ها، سوابق روحی، مالی و فامیلی او توجهی نمی‌کند. بنابراین نمی‌تواند با مساله برخورد بنیادین انجام دهد. بخشی از روسپی‌ها را کسانی تشکیل می‌دهند که به دلیل اصرار شوهر معتادشان برای تامین هزینه‌های اعتیاد او، دست به روسپی‌گری می‌زنند و قانون به این موضوع توجه نمی‌کند. قانون قبل از انقلاب و بعد از انقلاب، مساله اساسی‌شان صرفا مجازات روسپی بوده و هیچ پیش‌بینی و تمهیدی برای تجدید حیات و بازسازی وجدان و روحیات و شخصیت زن روسپی در نظر گرفته نشده. با بازداشت زن روسپی و مجازات او، مهروانگی به او می‌خورد که شاید به هیچ وجه دوباره نتواند، به زندگی عادی برگردد. بنابراین راه اصلاح او بسته می‌شود. اگرچه قانون قبل از انقلاب تا حدودی به نقش والدین در رفتن دختران به سمت روسپی‌گری توجه کرده و آنها را شامل تشدید مجازات هم کرده اما باز اقدام پیشگیرانه‌ای در این مورد نیندیشیده است. نکته دیگر در قانون و بعد از انقلاب این است که در قانون حدود و ثغور و تعریف شخصی از فحشا و اقدام به آن ملاحظه نمی‌شود و در نتیجه در موارد متعددی مجریان قانون دچار بلاتکلیفی می‌شوند و وقتی این وضعیت تشدید شود با متهمین کاملا سلیقه‌ای برخورد می‌شود نکته آخر اینکه در قوانین قبل از انقلاب شدت مجازات عاملان و آمران روسپی‌گری چندان قوی نبود. شاید آن شدت از مجازات که متوجه خود روسپی‌ بود هرگز متوجه مسئولان و یا عاملان نقل و انتقالات و مسافرت و مدیریت آنها نبود.
* من یک چیز را نمی‌فهمم. این همه قانون در مورد مجازات روسپی در کنار شهر نو چه معنایی دارد؟ آن هم محله‌ای که زیرنظر پلیس و مقامات رسمی کار می‌کرد؟
** همیشه فاصله‌ای بین خود قانون هست. قانونگذار در مواردی اجرای قانون را مسکوت می‌گذارد. در عین حال که روسپی‌گری و مدیریت آن جرم شناخته می‌شد ولی شهنویی هم بود که کاملا روابط شخصی داشت و کمتر هم مورد تهدید قرار می‌گرفت. البته قبل از انقلاب هم توسط پلیس، زنانی در معابر عمومی می‌ایستادند بازداشت می‌شدند ولی مسلما بازداشت و مجازات آنها خیلی در دستور کار پلیس نبود مگر به دلیل وقوع جرم‌های دیگر مثل خرید و فروش مواد، درگیری، ضرب و شتم و یا قتل.
* روسپی‌‌ها جزو کدام طبقه اقتصادی قرار می‌گرفتند. زندگی آنها چه قدر از نظر اقتصادی تامین بود؟
** در مجموع آنچه که از اطلاعات مربوط به زنان در شهر نو و گودهای جنوب وجود دارد نشان می‌دهد که اغلب آنها جامعه فقیری را تشکیل می‌دادند و درآمد قابل توجهی نداشتند. بخش عمده‌ای از درآمد آنها در اختیار مدیران خانه یا فاحشه خانه قرار می‌گرفت جز در موارد استثنایی که زنان بسیار جوان در خانه‌های امن و مناطق شمالی شهر بودند بقیه اغلب سرانجام خوبی نداشتند و معمولا در فقر و بیماری فوت می‌کردند.
* بعد از انقلاب قوانین چه تغییری کرد؟
** قوانین از لحاظ محتوایی تغییرات اساسی نداشتند. در قانون مجازات اسلامی مواردی به روابط نامشروع اختصاص داده شده بود. در باب اول قانون مجازات اسلامی، زنا تعریف شده و اشکال مختلفی از آن را مورد بحث قرار داده و هیچ تفکیکی درباره اینکه زنا به چه انگیزه و نیتی است صورت نگرفته و شامل روسپیان و سایر اشکال روابط نامشروع مثل لواط و... می‌شده است. در باب چهارم هم قوادی یا واسطه‌گری مطرح شده. بنابراین در قوانین بعد از انقلاب هم به طور مشخص عنوان فاحشه با روسپی‌گری در قوانین مطرح نبوده، یعنی عدم تمایز بین بی‌مبالاتی جنسی و روسپی‌گری وجود ندارد. این قانون مثل بسیاری از قوانین به انگیزه و علت وقوع جرم توجه نمی‌کند یعنی تفاوتی بین کسی که برای کسب معاش و تامین حداقل نیازهای اساسی خودش یا خانواده‌اش تن به رابطه نامشروع می‌دهد و کسی که صرفا برای لذت جنسی این کار را می‌کند، قائل نمی‌شود. این باعث می‌شود روش‌های قانونی کارایی و اثربخشی لازم را نداشته باشند و به همین دلیل در مقاطعی از این دو دهه اخیر که برنامه‌ها و فعالیت‌های جرم‌انگارانه یا اجرای قوانین تشدید شده، اساسا هیچ تاثیر مشخصی در روند شیوع یا افزایش روسپی‌گری نداشته است.
* الگوی روسپی‌گری با وقوع انقلاب چه تغییری کرد؟ گفته می‌شود تخریب مرکز تجمع روسپی‌ها آنها را به سطح خیابان‌ها کشاند؟ این مساله چه تاثیری در شکل و فعالیت آنها گذاشت؟
** به طور کلی از آنجا که مشکلات اجتماعی در دو دهه اخیر به سرعت در حال تغییر ماهیت است و علائم و شواهدی ب4رای تغییر الگوی مشکلات اجتماعی موجود است، روسپی‌گری هم شامل چنان تغییری شده. بعد از انقلاب روسپی‌گری جرم شناخته شد و کل سیستم قضایی هم بر اجرای قوانین مربوط به آن اصرار داشت. به همین دلیل روسپی‌گری هم مثل بسیاری از مشکلات اجتماعی دیگر شکل پنهان‌تری به خود گرفت و همین مساله موجب شد که اشکال پیچیده‌تری هم در مدیریت و هم در سازمان آن به وجود بیاید. روسپی‌گری از قالب فردی خارج شد و در قالب گروه یا gang ساماندهی می‌شود. علاوه بر آن پیوند روسپی‌‌گری هم با سایر مشکلات اجتماعی زنجیر پیچیده‌تری پیدا کرد. آن پدیده روسپی‌گری که ما قبل از انقلاب می‌شناختیم با آنچه امروز می‌بینیم خیلی متفاوت است و شناخت و برخورد با آن هم دچار پیچیدگی است. براساس مطالعات موجود الگوهای روسپی‌گری را در چند شکل کلی می‌شود توضیح داد، اول دختران جوانی هستند که جذب گروه‌هایی می‌شوند که خانه‌های امنی را برای روسپیان تدارک می‌بینند و به شدت زنان و دختران جوان را تحت حمایت خود قرار می‌دهند و اغلب برای نیروی انتظامی دسترسی به آنها خیلی دشوار است و به شکل پیچیده‌ای فعالیت می‌کند. اینها بیشتر از طریق تماس سلفنی با مشتری‌ها رابطه دارند. تا زمانی که دختر و زن از جذابیت لازم برخوردار است. در این خانه‌ها تحت حمایت قرار دارد بعد از مدتی که روسپی‌ جذابیت گذشته را ندارد از این گروها و خانه‌ها بیرون انداخته می‌شود. بعد از آن زن روسپی به صورت فردی با حداکثر با یک یا دو نفر کار می‌کند. در این گونه موارد او تهدیدپذیرتر می‌شود یعنی هم سریع‌تر از طریق نیروی انتظامی بازداشت می‌شود و هم توسط گروهایی دیگر مورد سوءاستفاده و تهدید و آزار قرار می‌گیرد. تعداد زیادی از کسانی که توسط نیروی انتظامی دستگیر می‌شوند یا در کنار خیابات می‌ایستند و به دنبال مشتری هستند از این گروهند. در مرحله دوم بعد از این که زنان این گروه هم هیچ جاذبه‌ای ندارند سعی می‌کنند از طریق دیگری که باز جرم هست تامین معاش کنند مثل واسطه‌گری یا خرید و توزیع مواد مخدر. نکته دیگر در مورد روسپی‌گری در ایران این است که در گذشته با اعتیاد همبستگی بالایی داشت. زنان روسپی‌گری برای فرار از فشارهای روحی و روانی و حتی درمان برخی بیماری‌های خود از مواد مخدر استفاده می‌کردند. امروز این استفاده از مواد به صورت شایع‌تر وجود دارد چون در مقایسه با درآمد روسپی مواد نسبتا ارزان هستند و در عین حال به عنوان منبع درآمد جنبی مورد نظر هستند. و به دلیل اینکه بخشی از زنان روسپی توسط گروه‌ها یا gangها حمایت می‌شوند رفتارهای مجرمانه مثل ضرب و شتم، خشونت و قتل هم در آن گروه وجود دارند. علاوه بر این موارد، اگر چه در گذشته هم بیماری عفونی شایع بود اما اول دسترسی آنها به درمان راحت‌تر صورت می‌گرفت چون فرد دغدغه مجازات نداشت. حتی دائما قبل از انقلاب توسط گروه‌های بهداشتی - درمانی مورد معاینه قرار می‌گرفتند. اما به دلیل جرم بودن روسپی‌گری امروز علاوه بر شایع بودن آن بیماری‌های عفونی، بیماری‌های عفونی خطرناک‌تر مثل ایدز و هپاتیت هم بین آنها شایع شده بود که به دلیل مشتریان زیاد می‌تواند به سرعت آمار ایدز را در ایران افزایش دهد.
* آیا تغییرات به همین جا محدود می‌شود؟ چه اقشاری الان درگیر مساله روسپی‌گری هستند؟
** یکی از تغییرات بسیار مهمی که صورت گرفته که البته وخیم‌ترین و منفی‌ترین جنبه روسپی‌گری در شرایط موجود است، علت وقوع روسپی‌گری است. اساسا پدیده روسپی‌گری با انگیزه کسب درآمد صورت می‌گیرد. در گذشته فقط زنان در شرایط فقر مفرط یا در اثر استیصال به روسپی‌گری روی می‌آوردند، بنابریان جامعه روسپیان جامعه فقیری بود. در سال‌های اخیر و پس از انقلاب با تغییرات اجتماعی کلانی که صورت گرفته و جابجایی اقشار مختلف و طبقات اجتماعی در سطوح پایین یا بالا، موارد متعددی دیده شد از کسانی که یک شبه به ثروت هنگفتی رسیدند و با یک شبه تمام سرمایه خود را از دست دادند. در این شرایط روسپی‌گری به عنوان مکانیزمی برای دسترسی به منابع قابل توجه، مورد نظر اقشار فقیر یا طبقات متوسط قرار گرفت. به عبارت دیگر دلیل اقتصادی روسپی‌گری فقط محدود به دختران یا زنانی نبود که برای کسب نیازهای اولیه خودشان یا خانواده‌شان ناچار به کسب درآمد شوند بلکه گروهی وجود داشتند که برای سریع‌تر دسترسی پیدا کردن به یک زندگی بهتر دست به این کار می‌زدند. بخش قابل ملاحظه‌ای از دختران و زنانی که برای اشتغال به روسپی‌گری به کشورهای جنوب خلیج فارس رفتند از این دسته‌اند یعنی کسانی که امکان و توانایی سفر به خارج از کشور را داشتند. گرچه اغلب این تجربیات ناکام و منفی بود، اما به هر حال روش مکانیزمی بود که می‌توانسته به عنوان یک آلترناتیو، مقابل گروهی از زنان و دختران قرار بگیرد. در این حالت دیگر ما الگوی ساده گذشته سرو کار نداریم و در گروه‌های متعدد اجتماعی این رفتار را می‌بینیم.
* پایین آمدن سن فحشا به چه دلیلی است؟
** به همین دلایلی که گفتم با توجه به شرایط آنومی حاکم بر جامعه در واقع دیگر محرک‌های متعددی از ابتدا وجود دارد که افراد به این اقدام در سنین مختلف دست بزنند. اصطلا حاسن روسپی‌گری در مقایسه با گذشته پایین آمده و شواهد و تحقیقات صورت گرفته هم این را تایید می‌کند. در قانون روسپی‌گری جذابیت یک اصل است و در واقع سن خاتمه جذابیت هم پایین آمد و روسپی‌ دوره بسیار محدودی را کار می‌کند. مخصوصا خطر ابتلاء به ایدز و سایر بیماری‌های مقاربتی با طولانی شدن مدت روسپی‌گری بالا می‌رود و مشتریان هم تلاش می‌کنند از روسپیان جوانتر استفاده کنند.
* خیلی از مردم مرتب غر می‌زنند که چون روسپی‌ها در جایی متمرکز نیستند، شیوع روسپی‌گری بالا رفته. حتی در سطح بالا هم مساله خانه عفاف مطرح شد. واقعا تجمیع و تمرکز محلی برای انجام این فعالیت‌ها راه‌حل روسپی‌گری است؟
** همان موقع هم که در منطقه‌ای از تهران یا برخی شهرهای دیگر مثل شیراز و اهواز محله‌هایی به سکونت روسپیان اختصاص داشت. در سایر مناطق هم افراد روسپی دخالت می‌کردند. بنابراین اختصاص محل لزوما به معنی جلوگیری از پراکندگی نیست. نکته دیگر این است که عده‌ای بدون توجه به علل و عوامل به وجود آورنده شکل و برای فرار از علل و عوامل اصلی یا با پرداختن به علل فرضی و حذف صورت مساله با آن برخوردر می‌کنند. همانطور که مطالعات قبل و پس از انقلاب اسلامی نشان داده روسپی‌گری حاصل و برآیند عملکرد نامناسب بخش‌هایی از نظام سیاسی - اقتصادی - اجتماعی است. بنابراین اگر کسی علاقمند است روسپی‌گری وجود نداشته باشد باید صورت مساله را متوجه سیاست‌هایی کند که زمینه‌ساز وقوع این نوع مشکلات اجتماعی نشده‌اند. عده‌ای با منتفی دانستن اصلاح سیاست‌های کلان؛ راه‌حل‌هایی برای انجام اصلاحات در سطح خرد می‌پردازند یعنی با تاکید بر پذیرش روسپی‌گری و جرم‌زدایی از آن تشکیل مکان‌هایی برای موضوع را توصیه می‌کنند. مساله اساسی این است که برخلاقف ادعایشان، جرم‌زدایی را به رسمیت شناختن صرفا به رسمیت شناختن زمینه‌های باز تولید این مشکل است. ضمنا این کار قبح اجتماعی را کاهش می‌دهد و باعث می‌شود بازار جدیدی برای وقوع روسپی‌گری درست شود گروه دیگری هم با بازماندن از توجه به زمینه‌های بازتولید روسپی‌گری، روسپیان را مورد توجه قرار می‌دهند. این افراد بیشتر نگاه امنیتی دارند و تصورشان این است که با یک برخورد فیزیکی همه جانبه می‌شود همه چیز را حل کرد رویکردی که بیش از 20 سال بر نظام اجرایی و تصمیم‌گیری ایران خصوصا در زمینه مسائل اجتماعی حاکم بوده و ناکارآمدی خود را نشان داده. مثل آن خانم نماینده که می‌گفت با اعدام چند روسپی می‌شود مساله را حل کرد یا کسانی که از نیروی انتظامی انتظار دارند اینها را جمع کند. اینها توجه خود را به جای علل و زمینه‌های اصلی روسپی‌گری درگیر مسائلی کرده‌اند که نقش قابل توجهی در روسپی‌گری ندارند.