محمدرضا طاهایی
نگرانیهایی که اخیرا از سوی برخی چهرههای منتسب به جبهه اصلاحات درباره راهیابی افراد خاص به مجلس خبرگان ابراز میشود ریشه در کجا دارد؟ و آیا دغدغههایی که در این زمینه مطرح میشود جدی هستند؟
اگر این نگرانیها واقعی است چرا همه عناصر معتقد به انقلاب در برابر آن موضع نگیرند و اگر واقعی و جدی نیست، چرا با این همه حرارت بیان میشود بطوری که جناب آقای خاتمی در جمع اعضای سازمان مجاهدین انقلاب آن را در صدر خطرات نظام قرار میدهد؟
در این زمینه نکاتی قابل توجه است
1- به نظر میرسد اصلاحطلبان در این زمینه دچار یک تناقض شدید شدهاند. آنان از یک سو رای مردم را تنها عامل مشروعیت یک انتخابات میدانند و از جانب دیگر، همین رای را که ممکن است به نفع آنها به صندوق ریخته نشود خطرناک میخوانند! اصلاحطلبان بارها ثابت کردهاند که رای مردم را فقط ابزار کسب قدرت میدانند و این بار هم نمونه جدیدی از رفتار همیشگی خود را به نمایش گذاردهاند.
2- در 16 سال گذشته، بارها و بارها مبانی اندیشه امام راحل(ره) از سوی کسانی که نام روشنفکر بر خود گذاشتهاند مورد خدشه قرار گرفته و این روند طی 8 سال گذشته با شتاب فراوانی روبرو بوده معالوصف حتی اصلاح طلبان متدین از کنار آن به سادگی گذشتهاند و کمترین تعرضی به آن نداشتهاند. بطوری که فردی که میگفت دیدگاه حکومتی امام به تاریخ پیوسته، زیر چتر حفاظت و حمایت اصلاح طلبان قرار گرفت. با این توضیح آیا میتوان باور کرد که این بخش از اصلاح طلبان به منظور پاسداری از اندیشههای امام(ره) نگران راهیابی افرادی به مجلس خبرگان هستند که به زعم آنها با دیدگاههای بنیانگذار کبیر انقلاب، بیگانهاند؟
3- در مجلس خبرگان کنونی، نمایندگان که به اصلاحطلبان گرایش دارند قابل توجه نیستند (ضمن اینکه همین گروه کم شمار نیز با اصلاح طلبان افراطی همراهی نمیکنند) از سویی، جناح اصلاحطلب به دلیل نابرخورداری از چهرههای فقهی و متخصص به تعداد لازم نخواهد توانست نقش چندانی در مجلس خبرگان ایفا کند.
4- به همین دلیل به نظر میرسد تلاش این جناح در دست گرفتن مجلس خبرگان نیست بلکه کاهش اعتبار آن نزد افکار عمومی مدنظر است. این رفتار که شائبه بازیهای جناحی در آن موج میزند، بر سر شاخ نشستن و بن بریدن است اگر اعتبار مجلس خبرگان کاسته گردد زیان آن متوجه اصلاحطلبان نیز خواهد شد.
5- از اشاراتی که در اظهار نظرهای اخیر اصلاح طلبان وجود دارد، میتوان دریافت که نوک حمله آنها متوجه شخص آیتالله مصباح یزدی است. متاسفانه روشی که برای حمله به این چهره حوزوی بکار گرفته شده شباهت فراوانی به روشهایی دارد که در سالهای آغازین انقلاب علیه شهیدان بزرگوار آیتالله مطهری و آیتالله دکتر بهشتی رواج داشت. کسانی که آیتالله مصباح را میشناسند میدانند که ایشان از شخصیت علمی والایی برخوردار است و در گفتگو و بحث بیآنکه مانند برخی اصلاحطلبان عنان اختیار از کف بدهد و عصبانی شود به آرامی سخن میگوید و حرمت طرف گفتگو را حفظ میکند.
خندهدار است که اصلاح طلبان بر خلاف شعارهای روزگاران گذشته که دم از گفتگو و مناظره میزدند، به جای آنکه با این چهره فاضل حوزوی در سطحی آرام و علمی باب بحث را باز کنند، متوسل به شانتاژ و جوسازی و شایعهپردازی و دروغ پراکنی و خیالبافی میشوند و کار را به آنجا میرسانند که جناب آقای خاتمی را وادار نمایند تا به کنایهای رساتر از تصریح، به آیتالله مصباح حمله کند. چه اشکال دارد که جناب آقای خاتمی و از آن بالاتر چهرههای اصلاح طلبی که در علوم دینی از ایشان به مراتب برتر هستند برای یکبار هم که شده در یک بحث آزاد با آیتالله مصباح با شاگردان ایشان حرفهایشان را مطرح کنند.
از کجا معلوم که نتوانند او را در این گفتگو شکست دهند و برای همیشه از دغدغه او راحت شوند؟!