کرم محمدی
دولت جمهوریخواه حاکم بر آمریکا مبلغ 75 میلیون دلار تحت نام تقویت دموکراسی در ایران که در اصل به منظور ساقط کردن و یا حداقل ضربه به جمهوری اسلامی ایران در بودجه سالیانه خود پیشبینی و به کنگره پیشنهاد کرده است. شنیدن این خبر سوالات متعددی را در ذهن آدمی ایجاد مینماید.
آیا اختصاصدهندگان چنین بودجهای واقعا به دموکراسی یعنی همان نتیجه رای ملتها اعتقاد و التزام داشته و دارند؟ آیا اگر نظر و خواست اکثریت رایدهندگان در کشوری مخالف خواست حاکمان کاخ سفید باشد، مقامات واشنگتن به آن تن داده و آن را میپذیرند؟ آیا... با مروری بسیار گذرا عکس این موضوع اثبات میگردد. جای دوری نمیرویم و دهههای گذشته را مورد تجزیه و تحلیل قرار نمیدهیم. همین چند سال پیش تاکنون کافی است تا پوچ بودن ادعاهای مقامات آمریکایی را به منصه ظهور برساند:
1 ـ همگان میدانند که دولت تحت ریاست آقای هوگو چاوز در ونزوئلا براساس رای مستقیم مردم آن کشور برگزیده شده و سال ذشته نیز بار دیگر طی یک رفراندوم سراسری مقبولیت خود را به رای گذاشت و علیرغم تبلیغات وسیع و هزینههای گزاف طرفداران آمریکا، برنامههای هوگو چاوز مجددا با رویکرد مثبت اکثریت مردم مواجه شد اما از ضدیت دولتمردان آمریکا علیه این کشور کاسته نشد.
2 ـ مردم فلسطین طی هفتههای اخیر در مناطقی که در اختیار دارند انتخابات پارلمانی برگزار نمودند. در این انتخابات تلاشهای وافر دولتهای آمریکا و اتحادیه اروپا در راستای جلوگیری از پیروزی جنبش اسلامی حماس ره به جائی نبرد و لذا این جنبش بیش از 70 کرسی یعنی اکثریت قاطع کرسیهای پارلمان را کسب کرد و طبیعی است که دولت آینده از آن حماس خواهد بود. با توجه به ادعاهای آمریکاییها علیالاصول میبایست تصمیم قاطع ملت فلسطین را به رسمیت شناخته و سیاست گذشته کاخ سفید تداوم مییافت اما نه تنها چنین نشد و دولتمردان آمریکایی از دعوت رئیسجمهور روسیه و دولت ترکیه از رهبران حماس به شدت برآشفته شد بلکه مدعیات مروج دموکراسی در جهان طی چند روز اخیر به دولت محمود عباس اعلام کردند هر چه سریعتر 50 میلیون دلار کمکی که قبلا در اختیار آنان گذاشته شده است را به آمریکا عودت دهند؟! زیرا فلسطینیها کسانی را انتخاب کردهاند که با سیاستهای خاورمیانهای آمریکا در تضاد هستند؟!
3 ـ ژست تلاشی برای تقویت دمکراسی در ایران نیز از جنس همان اقدامات و برخوردهائی است که با نتیجه آرای مردم سایر کشورهای مخالف سیاستهای قلدرمابانه آمریکا صورت گفته و به دو نمونه آن اشاره گردید. ملت ما و نظام جمهوری اسلامی ایران افتخار دارند که طی 27 سال گذشته 25 انتخابات را پشتسر گذاشته و برگزار نموده است. کسی منکر احتمال وقوع مشکلاتی در زمینه رد صلاحیتهای بیمورد در روند برگزاری امر مهم و پیچیده و گستردهای به نام انتخابات نیست اما اگر ایرادی هم وجود داشته است یک موضوع داخلی و در محدوده خانواده بزرگی به نام ایران است و نیازی به دخالت کسانی که جز به ذلت و عقبماندگی ملت ایران راضی نخواهند شد نمیباشد. تنها کسانی حاضر به گرفتن پول از آمریکاییها خواهند بود که سالهاست وطن را ترک کرده و جیره و مواجب بگیر سازمان سیا هستند و لذا اختصاص چنین مبالغی راه به جائی نبرده و نخواهد برد. مردم ایران با شیطنتهای حاکمان راه یافته به کاخ سفید خو گرفتهاند و این اقدامات جز بلندتر نمودن ارتفاع دیوار بیاعتمادی بین تهران و واشنگتن دستآورد دیگری برای کاخ سفید ندارد.
قدرتهای سلطهگر بدانند که ملت بزرگ و مستقل و سرافراز ایران در بیگانهستیزی به معنای مخالفت با سلطه اجنبی شهره خاص و عام هستند و اقدامات و جنگ روانی اخیر را باید آب در هاون کوبیدن نامید.