برخی اظهارنظرها از سوی بزرگان طیف اصلاحات، حاکی از یک رویکرد جدید و یک استراتژی نوین در میان آنان میباشد. رویکرد آنان به مساله سیاست، دوری و پرهیز از نخبهگرایی و تکیه بر قدرت توده مردم عادی و قشر متوسط و ضعیف جامعه است و استراتژی نوین آنان، استفاده از روشهای تبلیغی عامهپسند و زبان مورد اقبال بیشتر مردم میباشد. آقای سعید حجاریان، عضو ارشد حزب مشارکت، با ابراز عدم همدلی حزب مشارکت با آقای کروبی که "خیلی جدی بحث راهاندازی تلویزیون ماهواهای را دنبال می کند"، اعلام کرد که این بحث، برای مشارکت، زمانی مطرح خواهد بود که رایزنیهایشان برای انتشار روزنامه به نتیجه نرسد. ایشان گفتند: "مشکل، برقراری ارتباط نیست مشکل، چیز دیگری است. مساله چگونگی استفاده از زبان دین است و این که تا چه حد، میتوان با زبان دین مردم را جذب کرد. آیا زبان جدیدی خلق کردهایم که طبقه متوسط جدید را که در سیاست موثر است به خود جلب کند؟ استفاده از زبان دین در حال حاضر، خیلی سیال شده است و هر کسی میتواند از عدالت حرف بزند و هر چیزی را به نام دین به مردم قالب کند و به همین دلیل است که بعضا دینگریزی شایع شده است. در حالی که دین، زبان ترقی عدهای که شده پیدا کردن زبان دینی نو برای ما مشکل است، مثل شریعتی که در زمان خود، زبان نوینی برای ارتباط دینی با همه اقشار پیدا کرد که آن را گفتمان دینی دانست اما کاملا متفاوت بود". (1)
آقای شمسالواعظین، به خلاف آقای حجاریان، مشکل را در برقراری ارتباط میداند و رسانهای مانند اعلامیه و پست را به عنوان مجموعهای از رسانهها معرفی کرده که تمام طبقات اجتماعی را تا عمق روستاهای دورافتاده پوشش میدهند و سپس اظهار میدارد: "اصلاحطلبان نه در دوران حاکمیت و نه در دوران محکومیتشان به هیچ کدام از این رسانهها به ویژه، رسانههای سنتی توجه نکردند و لذا آرام آرام، انقطاعی بین آنها و بدنه اجتماعی تا عمق روستاها به وجود آمد".(2)
در مورد زبان دینی نوینی که آقای سعید حجاریان مطرح کردهاند، چند نکته و خصوصیت به چشم میخورد که ذیلا آنها را مورد نقد و بررسی قرار میدهیم. آن نکات عبارتند از:
1- استفاده از زبان دین در حال حاضر، خیلی سیال شده است. این سخن درست است. برخی از کسانی که روشنفکران دینی خوانده میشوند، اموری را با نام دین معرفی میکنند که هیچ ربطی به اسلام اصیل ندارد و ناشی از "نومن ببعض و نفکر ببعض" هستند. یعنی تنها بخشی از دین و احکام نورانیش را میگیرند و بخش دیگری را که به زبان آنها و مخالف برخی پیشفرضهایشان است رها میکنند. شاید مقصود آقای حجاریان از سیال شدن زبان دین، این است که معیار و ضابطه خاص و روشنی که زبان واقعا دینی را از زبان غیردینی جدا کند وجود ندارد و شاید هم آن باشد که چنین معیاری مورد بیمهری و بیتوجهی قرار گرفته است. قسم اول به پلورالیسم و تکثرگرایی میانجامد (که نقدهای بسیاری بر آن وارد شده است) و قسم دوم، نشانه بیماری فرهنگی است که باید راهکاری برای درمانش یافت. اولین گام در این راه، آن است که معیار و ضابطه مزبور به روشنی مورد بحث قرار گیرد و سخنان افراد و احزاب مختلف بر اساس آن سنجیده شود.
2- هر کسی میتواند از عدالت حرف بزند و هر چیزی را به نام دین به مردم قالب کند. باید از آقای حجاریان بپرسیم که "عدالت" در اینجا چه محل اعرابی دارد و چه ربطی به زبان دینی دارد. شاید آوردن این کلمه، به راحتی، جناب رییسجمهور محترم آقای محمود احمدینژاد را تداعی کند و در این صورت باید از آقای حجاریان دوباره سوال دیگری بپرسیم مبنی بر این که چه معیاری برای زبان دینی دارید که با توجه به آن، سخنان و آرای احمدینژاد را سوء استفاده از زبان دینی میشمارید؟
3- به دلیل استفاده سیال از زبان دین است که بعضا دینگریزی شایع شده است. با توضیحی که در بالا ارایه شد، برخی روشنفکران دینی که با دین همچون یک متن معمولی نیازمند ویرایش برخورد میکنند و هر جایش که خواستند حذف میکنند، باعث بیدینی و دینگریزی مردم میشوند. البته نمیتوان نادیده گرفت که برخی نیز عقاید افراطی و تحجرآمیز را به نام دین ارایه میدهند و باعث دینگریزی میشوند. اگر بخواهیم جلوی دینگریزی را بگیریم، مهمترین راهکار آن است که خط مستقیم و به دور از افراط و تفریط را بیابیم و ضوابطی مشخص کنیم که نشان دهد دین اصیل چیست. اگر کسی چنین ضوابط و معیارهایی را که مشخص نکند و تنها از یک طرف قضیه (دیدگاه تحجرآمیز و افراطی) انتقاد کند، در معرض آن است که به طرف دیگر، یعنی تفریط سقوط کند.
4- امروزه پیدا کردن زبان دینی نو برای حزب مشارکت، مشکل است. مثل شریعتی ... جالب است که آقای حجاریان، به طور آشکار میگویند که آنچه شریعتی، به عنوان گفتمان دینی ایجاد کرد، واقعا چنین نبود و تنها زبان نویی برای ارتباط دینی با همه اقشار بود. بنابراین آنچه آقای حجاریان به دنبالش میباشد، زبان دینی نویی است که به عنوان یک ابراز مفید و موثر به کار برقراری ارتباط با مردم بخود ولو آن که واقعا دینی نباشند.