در تأثرانگیز بودن حادثه انفجار سامراء و اهانت به قبور مطهر امامان دهم و یازدهم شیعیان هر چه گفته شود کم است، اما این نگرانی وجود دارد که از این حادثه غم انگیز نیز درسهای لازم گرفته نشود. در حالی که به نظر میرسد دشمنان ما از این موضوع نیز به خوبی بهرهبرداری خواهند کرد و احتمالاً در نهایت هزینهای که توسط مسلمانان پرداخت میشود بیش از هزینههایی خواهد بود که بر طراحان اصلی این حملات و یا مخالفان اسلام تحمیل میگردد!
نگارنده بنا ندارد با ساده سازیهای متعارف، انفجار اخیر را مستقیماً به آمریکا، انگلیس و سایر دولتهای غربی نسبت دهد؛ اگر چه مسئولیت حقوقی این کشورها بخاطر عدم تأمین امنیت کافی در عراق برای احساس شرمندگی آنها کافیست اما حتی اگر کوچکترین احتمالات در مورد اطلاع یا مباشرت قدرتهای نظامی مستقر در عراق در حادثه اخیر را نیز منتفی بدانیم، منتفع شدن غربیها از این حادثه را نمیتوانیم تکذیب کنیم. چون نخستین دستاورد انفجارهای سامرا، منحرف شدن اذهان دو گروه عمده مسلمانان ـ شیعیان و اهل تسنن ـ از موضوع کاریکاتورها و تمرکز آنها بر حادثه اخیر است. از هم اکنون میتوان حدس زد که همچون همیشه، برنامه ریزان و بنگاههای تبلیغاتی غرب از انفجار سامرا در جهت پیشبرد اهداف خود بهرهگیری نمایند. آنها احتمالاً از حوادث تأثرانگیز و بعضاً مشکوک که پس از انفجار اخیر به وجود آمد و تا کنون مرگ بیش از 130 نفر در عراق را به دنبال داشته، بهره برداری خواهند کرد تا تبلیغات قبلی خود در مورد اسلام و مسلمانان را تکمیل و حتی در صورت امکان، به توجیه برخی اهانتهای خود به مقدسات اسلامی بپردازند. از سوی دیگر، یقیناً تلاشهایی آغاز خواهد شد تا برخی اختلاف افکنیهای مزمن میان شیعیان و اهل سنت، بازسازی گردد و حتی کشته شدن عدهای بیگناه از فریقین میتواند برخی اختلافات موجود را به کینهای عمیق تبدیل و راه را بر مصالحههای بعدی ببندد.
رهبر فقید انقلاب با روشن بینی خاص خود، توطئههای دشمنان برای سرگرم شدن مسلمانان به اختلافات داخلی و غفلت آنها از توانمندیهای گروهی و امکانات طبیعی موجود در کشورهای اسلامی را به خوبی شناسایی کرده بود و به همین جهت، شجاعانه وارد عرصهای شد که هدف آن، ترجیح عوامل وحدت میان فرقههای مختلف اسلامی بر موارد اختلافی آنها بود. دستورات او به حجاج ایرانی مبنی بر حضور در نماز جماعت اهل سنت، عدم تظاهر به مواردی که مورد قبول برادران اهل سنت نیست و هشدارهای مکرر او نسبت به توطئههای موجود جهت اختلاف افکنی میان مسلمانان نشان میداد که اولاً برنامه ریزی صدها ساله دشمنان را به خوبی شناخته و ثانیاً پیشرفت مادی و معنوی کشورهای اسلامی را جز در سایه وحدت میان شیعه و سنی، امکان پذیر نمیداند.
او آن قدر بر نزدیک کردن دلهای مسلمانان به یکدیگر اصرار داشت که از هر فرصتی برای این هدف بهره برداری میکرد. مثلاً در تشریح رفتار حاکم اسلامی با مردم، نمونهای از رفتار خلیفه دوم را مثال میزد تا به همگان ثابت کند به آن چه در خصوص وحدت شیعه و سنی میگوید، اعتقاد راسخ دارد.
این رفتار امام، پاسخ مناسبی نیز دریافت کرد. ابراز ارادت مسلمانان سنی مذهب در بلاد اسلامی نسبت به امام و احترام ویژهای که برای او قائل بودند نشان از موفقیت قابل قبول رهبر فقید انقلاب در پیشبرد هدف بزرگ خود داشت. اما متاسفانه کسانی که منفعت آنها در تداوم اختلاف شیعه و سنی بود، آرام ننشستند و میتوان اوج تلاش آنها را در انفجارهای اخیر و حرکات پس از آن مشاهده کرد. البته آن چه پس از انفجار حرم مطهر دو امام بزرگوار شیعیان رخ داد، ثابت کرد که در تمام سالهای گذشته، مخالفان وحدت مسلمانان بیکار نبودهاند و برخی حرکات جاهلانه و یا مغرضانه، زمینه ساز چنین خشونتهایی شده است.
متأسفانه در کشور خودمان نیز گاه غفلتهایی مشاهده میشود و عدهای هنوز تصور میکنند ابراز عشق و ارادت به ساحت مقدس ائمه معصومین علیهم السلام، حتماً بایستی با نوعی سخنان تحریک آمیز همراه شود.
با کمال تأسف بیشتر، برخی چهرههای سرشناس روحانی نیز آنگونه که باید و شاید، برای حفظ میراث ارزشمند امام خمینی ـ در زمینه نزدیک شدن هر چه بیشتر شیعیان و اهل سنت ـ تلاش شایسته مبذول نداشتهاند. همانگونه که علمای اسلامی در کشورهای دیگر نیز در برابر کسانی که در مسیر وحدت فرقههای مختلف اسلامی، چالش ایجاد میکنند و یا آن را به خطر میاندازند، مقاومت لازم را بروز ندادهاند.
اکنون که مشخص شد که اصول مشترک و مورد احترام همه مسلمانان، دستخوش توطئههای پیچیده و سماجت آمیز واقع شده و مقدسترین عناوین و شخصیتهای اسلامی، آماج حملات ضد اخلاقی و غیر انسانی قرار گرفته است، باید همه پیروان دین اسلام به خود بیایند و از هر گونه اقدام و سخن که نتیجه آن تحریک احساسات مسلمانان علیه یکدیگر و یا موجب گسترش شکاف میان فرقههای اسلامی است جلوگیری نمایند. بدون تعارف باید گفت اگر برخی زمینههای ایجاد شده توسط عدهای غافل و گروهی مغرض وجود نداشت، یقیناً هیچ مسلمان شیعهای در عراق، حادثه تروریستی سامرا را از چشم مسلمانان سنی مذهب نمیدید همانطور که حملات مشکوک به مساجد اهل سنت، به حساب شیعیان گذارده نمیشد.
پس از حادثه سامرا، خوشبختانه مراجع شیعه در ایران و عراق و بسیاری از علمای اهل سنت، برخورد هوشیارانهای داشتند، اما حوادث اخیر نشان داد که تبلیغات جاهلانه و بعضی حرکات مشکوک سالهای گذشته حداقل در میان گروههایی از شیعیان و سنیها، تأثیری بیش از تلاشهای وحدت آمیز داشته و اگر فکری اساسی برای آن نشود، میتواند زمینه ساز خطرات فراوانی برای همه مسلمان گردد. در این میان مسئولان و به ویژه روحانیون مسئول ایرانی و نیز رسانههای حکومتی ایران وظیفه ویژهای دارند. آنها باید بدانند گاه انعکاس سخن نسنجیده یک مداح در رسانههای ملی و یا عدم مقابله به موقع در برابر اقدام خودسرانه یک مامور حکومتی، میتواند دهها سال تلاش مستمر رهبر فقید انقلاب و سایر روحانیون بلند مرتبه ایرانی برای نزدیک کردن مسلمانان به یکدیگر و استفاده از پتانسیل جمعی آنها برای مقابله با دشمنان مشترک را به خطر بیندازد.
انحراف توجه مسلمانان شیعه و سنی عراق از اهانت اخیر مطبوعات غرب به ساحت مقدس پیامبر (ص) و تمرکز رسانههای غربی بر اقدامات انتقام جویانه گروههایی از مسلمانان علیه یکدیگر ـ و یا نسبت دادن برخی از حرکات به اقدامات انتقام جویانه ـ هشدار بزرگی برای همه ماست که حق نداریم از آن غفلت کنیم. غفلت از این مسأله به آن معناست که حتی از حادثهای بزرگ مانند انفجار سامرا تجربه آموزی نمیکنیم!