امین میرزائی
بسماللهالرحمنالرحیم
دو سه هفته قبل و در اوج حرکتهای اعتراضی مسلمانان نسبت به هتک حرمت نبی مکرم، یادداشت کوتاهی نوشتم که متاءسفانه محتوای دقیق آن در هیاهوی رسانهها رنگ باخت. از آن زمان تاکنون حوادث تاءسفبار دیگری جهان اسلام را تکان داده است. از آن میان، حمله گستاخانه جمعی از عوامل سطحیاندیش مزدور بیگانه به حرمین شریفین عسکریین که گروهی از زیرشاخههای تحت امر «زرقاوی» مسئولیت آن را برعهده گرفتهاند.
اما در طول این یک هفته نیز، همچون ماجرای هتک حرمت نبی اکرم(ص)، اعتراضات مسلمانان به غیر جهت مناسب سوق داده شده و در عوض تهاجم به مسئولین اصلی ـ اعم از مباشرین و مسببین ـ جنایت اخیرالذکر، افراد فاقد مسئولیت جنایی را هدف خود قرار داده است. و این همان چیزی است که طراحان دو سناریوی یاد شده در پی آن بودهاند.
پرسش نگارنده این است که از چه رو نسبت به اعلام علنی حکم «سابّ النبی» که بین فقهای شیعه و اهل سنت اجماعی و از قضا از مواضع اتفاق است، سستی میشود و از سوی دیگر چرا ویژگیها، نحوه شکلگیری و عقاید خاص گروههای تکفیری برای مردم ما بیان نمیگردد؟ بسیاری از مخاطبان رسانههای ما، به خطا، از موج اخیر خشونتهای همکیشان با همدیگر و مسلمانان و مسیحیان از سوی دیگر، با عنوان نشانههای تجلی غیرت دینی یاد میکنند، غافل از آنکه اینها همگی کاشتن بذر نقار و چندرنگی و هم بردارکشی و توهین به حیثیات دینی است تا شور و غیرت (یا غرور) دینی.
حکم «ساب النبی»، اگرچه در ظاهر حکمی خشونتآمیز است، اما از تروریسم کور جلو میگیرد و نطفه اهانت به ستون خیمه اسلام را در همان آغاز شکلگیری میخشکاند. چنان که معرفی گروههای تکفیری و ویژگیهای خاص آنان، ضمن آنکه از پیدایی چنین فرقههایی در درون مذاهب سنی و شیعه جلوگیری میکند، اذهان قاطبه شیعیان را نیز از گروههای مختلف اهل سنت که پیشوایان آنان از شیفتگان و شاگردان بیواسطه یا بواسطه امام صادق علیهالسلام بودهاند به سوی مسببان و مباشران اصلی چنین جنایاتی معطوف میشود.
در این حالت این افراد واجد مسئولیت جنایی هستند که مجازات میشوند و کار به جایی نمیرسد که قاعدۀ «درء» و دلیل قرآنی «لاتزر وازرة وزراخری» (هیچکس بار اعمال دیگری را به دوش نمیکشد)، جای خود را به انتقامهای قبیلهای و دسته جمعی بدهد.
به نحوی که در ماجرای سبّ پیامبر، افراد اهانتکننده ـ فی المثل وزیر کابینه ایتالیا که گستاخانه و در برابر دوربینهای تلویزیون به نبی اکرم اهانت کرده بود ـ از هرگونه تعرض تندی برکنار بماند و همان زمان کارگران مجتمعهای غذایی دانمارک با کلیساهای مسیحیان و تظاهرکنندگان لیبیایی بار گناه آنان را به دوش بکشند. و کار به جایی نمیرسد که جنایتکاران اصلی سازماندهنده انفجار سامراء در امان بمانند و برادران صاحب قبله واحد، نبی واحد و موعود و معاد واحد، به روی همدیگر اسلحه بکشند.
مسئولیت خون همه بیگناهانی که در طول این مدت و در حالت فقد مسئولیت جنایی متضرر شدهاند و علاوه بر ایمان خود، جان و عرض و مال خود را بیآنکه گناهی مرتکب شده باشند بر سر این جریان نهادهاند، برعهده کسانی است که در شناساندن عامل یا عوامل اصلی جرم کوتاهی میکنند و برای حفظ خون هتاکانی گستاخ و ظاهرگرایانی از بُغات، از حقن دماء به سفک دماء پل میزنند. که «من عمل صالحاً فلنفسه و من اساء فعلیها»(فصلت/46) و نیز «حفظت شیئاً و غابت عنک الاشیاء»!