تاریخ انتشار : ۲۴ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۱۸۷۰۰۵
گفتگو با علی‌رضا قزوه شاعر و دبیر کنگره شعر دفاع مقدس
عباس خسروی اشاره: می‌گویند روزی احمد شاه مسعود، سردار مبارزه افغانی در یکی از عملیات‌های نظامی مشغول مطالعه یک اثر ادبی بود. یکی از همرزمان اومی‌گوید: فرمانده: در این بحبوحه جنگ دارید ادبیات می‌خوانید، الان وسط عملیات که وقت کتاب خواندن نیست. احمد شاه در پاسخ می‌گوید: این عملیات هم برای این ادبیات است. ادبیات پایداری هویت و معرف پایداری‌ها، و دلاوری‌های یک ملت است و حفظ و پرورش آن نیاز اساسی یک ملت آزاده است به بهانه برگزاری هیجدهمین کنگره شعر دفاع مقدس گفتگویی را با علی‌رضا قزوه دبیر این کنگره انجام دادیم که از نظر می‌گذرانید.

* شما امسال دبیر کنگره شعر دفاع مقدس بودید. به نظر شما برگزاری جشنواره‌ها و کنگره‌هایی از این دست چه تاثیری بر تعالی و رشد شعر دفاع مقدس خواهد داشت؟
** برگزاری کنگره شعر و دفاع مقدس از این جهت اهمیت دارد که به عنوان بزرگترین و قدیمی‌ترین کنگره شعر کشور به شمار می آید در هیچ کنگره‌ای این تعداد شاعر حضور ندارند و سابقه آنها هم تا این اندازه نیست. بعضی از این کنگره ها مثل میلاد آفتاب که به مناسبت تولد حضرت امام حسین(ع) در اصفهان برگزار می‌شود و یا کنگره شعری عاشورای شیراز را بشود تا حدی شبیه به این کنگره دانست و از این جهت که آنها هر دو در حیطه‌های ادبیات دینی کار می‌کنند و تداوم آن هم شاید به همین دلیل است که این بزرگواران آن را یاری می‌کنند. ادبیات دفاع مقدس ما قدسی و پاک است و بنیان گذار این جریان هم شهید احمد زارعی بود که در سال 1365 این کنگره را بنیان نهاد.
او کسی بود که در کنار رزم به ادبیات هم بسیار اهمیت می‌داد و خود ایشان از شاعران و ادیبان و پژوهشگران کشور بود. از این جهت ما در بیشتر این سالها کنگره شعر دفاع مقدس را داشته‌ایم و این کنگره جریان بسیار پاکی را ایجاد کرده و خیلی از شاعران بزرگ در این کنگره حضور داشتند. در این راستا می‌توان از بزرگوارانی مثل استاد مهرداد اوستا، مرحوم کاشانی، مرحوم صفالاهوتی، مرحوم نصرالله مردانی و مرحوم سید حسن حسینی نام برد که حضور جدی در این کنگره داشتند. همچنین بسیاری از استادان دانشگاه مانند مرحوم دکتر سادات ناصری، مرحوم دکتر بحرالعلومی، مرحوم دکتر مهدی درخشان، مرحوم دکتر هشترودی در این کنگره‌ها حضور داشتند و امروز در میان ما نیستند. این کنگره هم پیوند بین دانشگاه و محفل ادبی کشور را فراهم می‌کرد و هم از سراسر کشور شاعران نامدار را گردهم می آورد.
در همان سالهای جنگ هم در کنار رزمندگان، این شعرها می‌جنگیدند، این شعرها حضور داشتند. بعد از قطعنامه هم به نوعی این ادبیات را ما در کنگره ادامه دادیم و حضور شاعران هم بسیار جدی بود.
* نگاه این کنگره به شاعران جوان چگونه بوده و همچنین استقبال آنان از این کنگره به چه صورت بوده است؟
** ما هم وقتی وارد اولین کنگره شدیم، جوان بودیم. یعنی من آن زمان 22 ساله بودم و شاعرانی همچون کاکایی، بیابانکی، همه در این کنگره رشد کردند و خیلی ها اگر امروز کتاب، نام و اعتباری دارند مدیون این فضا هستند و امروز هم ما با جوانانی که پرشور هم هستند و کارهای خوبی هم می‌فرستند مواجه هستیم. این جوان‌ها بخش اصلی این کنگره هستند باعث افتخار این کنگره بوده‌اند. البته ما در کنار جوان‌ها از تجربه‌های بزرگان همیشه استفاده کرده‌ایم. این کنگره یک جریان‌ساز بوده است و حرف اول این کنگره این بود که جوان پرور بود و استعدادهای جوانان را پرورش می‌داد.
* ارزیابی شما از اشعار شاعران جوان در زمینه دفاع مقدس چیست؟
** کسانی که وارد فضای ادبیات دفاع مقدس می‌شوند؟ می‌دانند که این ادبیات مقدس است و دلشان را همراه می‌کنند لذا بسیار از قدم ها را بر داشته‌اند اگر نه کسانی هستند که همراهی می‌کنند بعضی از جریان‌های دیگر را. این جریانها وارد شعرهایی می‌شوند که نفسانیات را دنبال می‌کنند و این جوان‌هایی که سراغ ما می‌آیند، سراغ دفاع مقدس می‌آیند، سراغ شهدا می‌آیند، خیلی از آنها با شهدا ارتباط دارند. فرزندان شهدا هستند، و یا به هر حال در خانواده آنها این بزرگان بوده‌اند و لذا به نوعی دارند ادای دین می‌کنند آنهایی که وارد این فضا می‌شوند نیمی از راه را آمده‌اند و به نظر من این خیلی مهم است. سال به سال هم شاهد این هستیم که استقبال شاعران جوان بیشتر می‌شود، معدل سنی را اگر بگیریم سال به سال کاهش می‌یابد. امروز شاهد این هستیم که شاعر 15 ساله اولین شعرش وارد این فضا می‌شود و با شاعران دفاع مقدس آشنا می‌شود آن رایحه معطری که از نفس شهدا به این کنگره می‌خورد، او را پاک می‌کند و او را در برابر بسیاری از جریاناتی که دارند نفسانیات را دامن می‌زنند بیمه می‌کند.
جریان‌هایی که از غرب فرماندهی می‌شود خیلی از مواهب جوانان ما را می‌خواهند بگیرند واقعا آنها با برنامه‌ریزی دارند عمل می‌کنند. مثلا مشاهده می شود که اگر دختر خانمی می خواهد شعری بدهد، هر چند هم که شعرش خوب و قوی باشد، اگر روسری داشته باشد شعرش را چاپ نمی کنند. یعنی شرط اول این است که او روسری‌اش را بر دارد. آنها واقعا دارند کار می‌کنند. در برابر این جریان، جریان شعر و کنگره دفاع مقدس ایستاده است. تکیه بر هویتی می‌کند که به هر حال ما ایرانی هستیم، ایرانی با هویت و با شناسنامه هستیم، و سابقه رزم داشته ایم. اگر ادبیات بزمی داشته‌ایم، این ادبیات بزمی پاکی است، اگر عشق هست عشق نجیب است. در نهایت کنگره پیام اولش این است که جریان‌سازی و جوان پروری کند.
* سوالی که شاید برای بسیاری از خوانندگان مطرح باشد این است که یک شاعر جوان و یا نوجوان که شرایط جنگ را درک نکرده است چطور می‌تواند برای دفاع مقدس شعر بگوید؟
** بعضی‌ها معتقدند چون این جوانان جنگ را ندیده‌اند پس همه چیز تمام شد من می‌خواهم بگویم این جوانی که پای منبر مداحان و سخنرانان می‌نشیند و برای امام حسین (ع) اشک می‌ریزد، و برای شهدای کربلا گریه می‌کند -نمی‌تواند از کربلا و عاشورا جدا باشد-
مگر این سردارهایی که بودند جدا از این جریانند. وقتی این‌ها خودشان را متصل می‌کنند به آن جریان (کربلا) و یا سربند یا حسین(ع) و یا فاطمه الزهرا(س) می روند و شهید می شوند، نشان دهنده این جریان دفاع مقدس ما متصل به کربلاست. لذا ادبیات مربوط به این دفاع، مقدس و پاک است. از طرفی هم ما آثار بسیار خوبی از شهدا و دفاع مقدس داریم، کتاب‌های خاطرات داریم یعنی ادبیات مکتوب خوبی اعم از فیلم و خبر و دست نوشته داریم. دیگر دوره‌ای نیست که با گذشت مدت زمانی از یک واقعه آن واقعه از یادها برود. ما الان همه آن صحنه‌ها را می‌بینیم، ما الان می‌توانیم تصویر حاج همت را ببینیم، می‌توانیم آوینی و حرف‌های آوینی را ببینیم و بشنویم. این جوانان می‌توانند شهدا را بشناسند. می‌توانند همه آن فضاها را در ذهنشان تجسم کنند. به طور مثال در موزه جنگ کرمان من به قدری در مورد عملیات والفجر 8 توجیه شدم که با وجود اینکه چندین بار در منطقه حضور داشتم توجیه نشده بودم. دقیقا تمام عملیات را جز به جز فهمیدم و توانستم صحنه‌های عملیات را در ذهنم تجسم کنم. لذا مهم این است که جوانانی که می‌خواهند در این زمینه شعر بگویند دلشان را در این فضا قرار دهند و به نظر من این کار را هم کرده‌اند.
* با توجه به اینکه جنگ تمام شده، به نظر شما پرداختن به شعر دفاع مقدس چه معنا و مفهومی می‌تواند داشته باشد؟
** ما یک مردم و ملتی هستیم که ما را بیشتر با عنوان یک ملت اهل عرفان، و اهل بزم و قصه می‌شناسند. ما باید این هویت را تا حدی عوض کنیم.
اگر در گذشته اهل بزم بودیم و بیشتر ادبیات ما ادبیات بزمی است، ادبیات رزمی و حماسی هم داریم، جنگ و دفاع هم داشتیم این‌ها را هم باید به رخ بکشیم و ادبیات این سالها تنها ادبیاتی است که پا به پای رزمندگان ما دارد پیش می‌رود، و درهرحال ساخته شدن است. اگر ما می‌خواستیم بعد از قطعنامه توقف کنیم، این ادبیات ساخته نمی‌شد. چون ادبیات کارش با عملیات فرق می‌کند. عملیات برای ادبیات است.
ما باید به ادبیات برسیم، ادبیاتی که حماسی باشد چرا که با داشتن این ادبیات دشمن نمی‌تواند بر ما مسلط شود. اگر هیتلر می‌خواهد جهان را فتح کند و آن همه جنایت انجام می‌دهد به خاطر ادبیاتی است از آن الهام گرفته و در آن رشد کرده است. ادبیات فاشیستی است که هیتلرها را تربیت می‌کند. ما می‌خواهیم ادبیاتمان ادبیاتی پاک باشد، ادبیاتی که در کنار بزم رزم هم داشته باشد اگر مهربانی و محبت دارد، خشم هم دارد. و به گونه‌ای نباشد که هر کسی بخواهد پا در خلیج فارس بگذارد و یا بخواهد به خاک ما تجاوز کند. بلکه باید بدانند که این مملکت صاحبی دارد، بدانند که اینجا ادبیات دارد. و این جوان‌ها و بچه‌های دفاع مقدس هستند که دارند این ادبیات را به وجود می‌آورند.
وقتی ادبیاتی منفعل باشد، یک کشور منفعل ایجاد می‌کند، این ادبیات یک شناسنامه است، شعر هنر اول ما ایرانیان است، پس ما باید این ادبیات را بسازیم و پا به پای شهدایی که رفتند، ادبیاتی خلق کنیم که ارزش آن را داشته باشد.
* به نظر شما چقدر توانستیم پایداری ملتمان در این جنگ نا خواسته را منعکس کنیم، آیا حق مطلب را ادا کردیم.
** من فکر می‌کنم در عرصه ادبیات، ما حرف اول را زدیم. اگر موسیقی ما سینمای ما، هنرهای تجسمی ما پا به پای جنگ نیامده باشند، ادبیات ما صد در صد آمده و تجربه ادبیات ما در هنرهایی مثل سینما دارد خودش را به رخ می‌کشد. ادبیات دفاع مقدس پیش‌تر از همه است، در شعر و قصه و به خصوص در سالهای اخیر راه خودمان را یافته‌ایم واین راه را رفته‌ایم و خودمان را به ادبیات جهانی متصل کرده‌ایم.