مقام معظم رهبری حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای
آقای حاج احمد آقا یک عنصر قابل و لایقی بود. اولاً ایشان خیلی با هوش بود، به طوری که اگر انسان بخواهد یک صفت ذاتی و خصوصیت برجسته را از حاج احمد آقا بشمرد، هوش اوست. بسیار مرد باهوش و تیز و زیرکی بود. ثانیاً بعضی از صفات خوب امام را هم من در ایشان دیدهام، مثلاً بی رو دربایستی بود، امام هم همین طور بودند، مرحوم حاج آقا مصطفی هم همین گونه بود. من از نزدیک با ایشان هم معاشرت و رفاقت داشتم، رودربایستی نداشتند. جاهایی که لازم بود که یک صراحت خوبی داشت البته نه در همه جا، که تعبیر درست آن "رودبایستی نداشتن" است.
از دیگر خصوصیات وی اینکه مرد عاقلی بود و بشدت به امام عشق میورزید و علاقهمند بود ازبن دندان به این انقلاب اعتقاد داشت و به همین دلیل آن هوش سرشار در خدمت انقلاب و امام بود و اصل برای ایشان همین بود. 36
خانم ثقفی 37
اولادهای من به تبعیت از آقا رفتارشان با من خیلی خوب بود و هست. البته آن بچه (آقا مصطفی) بسیار مهربان و احترامشان به من فوقالعاده بود، بعد از فوت ایشان این خصوصیت در احمد جان نمایان شد. البته تا هنگامی که امام زنده بودند، بسیار مهربان و محترمانه بود، گاهی اوقات به من میگفت: اگر کاری داری به آقا نگو و به من بگو تا برایتان انجام دهم که من فکر میکنم این ناشی از توجه و دقت زیاد ایشان به آقا بود، شاید خواستهای یا تقاضایی که میشود باعث ناراحتی آقا شود. چون میدانید بالاخره مردمی که با ما رفت و آمد میکنند بعضیها دچار مشکل میشوند و یا نیازی دارند و یا گرفتاری دارند که توصیه احمد جان این بود این امور را به من بگویید تا رفع کنم. ولی بعد از امام انگار تمام علاقهای که به آقا و من داشت یکجا در من جمع شد، بسیار مهربانتر و متواضعتر و با توجهتر و ابراز علاقه شدیدی به من میکرد و هر روز به من سر میزد. پایش که درد میکرد و نمیتوانست که از پلهها بالا بیاید از پلهها یا روی پلهها مینشست احوال پرسی میکرد و با تأکید میگفت: مادر کاری ندارید، هر چه شما بگویید تا آنجا که از دستم برآید انجام میدهم.38
خانم طباطبایی39
همان طور که گفتم، احمد از لحاظ شخصیتی، یک فرد کاملاً عاطفی بود، و فکر میکنم از نظر زندگی مشترک خانوادگی باید الگوی دیگران باشد.
آن چیزی که ایشان برای یک زندگی مشترک ترسیم میکرد شاید در مرحله نخست، چندان خوشایند نبود اما در نهایت بسیار پسندیده بود. ایشان اعتقاد داشت دو نفر که با هم زندگی مشترک را شروع میکنند به معنای محدود کردن یکدیگر نیست، بلکه باید برای تکامل یکدیگر کار بکنند. اینکه بنشینند و تمام جزئیات را برای هم نقل کنند، این معنای رفاقت نیست. آن زن و شوهری که میخواهند با هم زندگی کنند باید واقعا با هم رفیق باشند. یکدیگر را درک کنند و به هم اعتماد داشته باشند. یکی از ویژگیهای خوب احمد، این بود که مرا به تحصیل و درس خواندن، بیش از اندازه تشویق میکرد. برای این کار خود هم دلیلی داشت. او همیشه نگران آیندهاش بود و میگفت، چون من نمیدانم زندگیام چگونه خواهد بود، تو باید طوری باشی که بتوانی روی پای خودت بایستی. چه از نظر درآمد مالی، چه کار کردن و چه از لحاظ مسائل اجتماعی، باید وضعی داشته باشی که خودت بتوانی کارهایت را اداره کنی. به این جهت مرا وادار میکرد که همه چیز را یاد بگیرم و بتوانم به اصطلاح، گلیم خودم را از آب بیرون بکشم. البته درس خواندن را خیلی دوست داشت و عقیدهاش این بود که کار اساسی زندگی، درس خواندن و فهم و کسب معرفت است.40
خانم فریده مصطفوی 41
اصولاً حاج احمد آقا، آدم خوش برخوردی بود و با همه با محبت و صمیمیت برخورد میکرد. مثلاً با ایشان به سفر رفتیم، رفتارش با راننده، محافظین و دیگران طوری بود که کسی احساس نمیکرد که مثلاً ایشان سرپرستی دارد. با همه گرم میگرفت، شوخی میکرد و میخندید. ما هم از اینکه در کنار او بودیم لذت میبردیم. گاهی اوقات هم به اتفاق ایشان به مرقد مطهر حضرت امام میرفتیم. نماز را به امامت ایشان میخواندیم و بعد هر کسی به خانه خودش میرفت. آخرین باری که با ایشان به حرم مطهر امام رفتیم دو - سه ماهی قبل از فوت ایشان بود.42
آیتالله فاضل لنکرانی
با اینکه ایشان اکثراً گرفتار مسائل مبارزه و در آستانه پیروزی انقلاب مسائل روز بودند و بعد از پیروزی انقلاب و بعد هم مسائل جنگ و گرفتاریهای فراوانی داشتند، لکن در عین حال ارتباطشان با مسائل علمی قطع نشده بود، مخصوصاً بعد از رحلت امام که تا حدی مسئولیت ایشان کمتر شده بود، این ارتباط با مسائل علمی باز بیشتر شده بود، به طوری که همین سال گذشته (1373) نظرم هست که ایشان از تهران به من تلفن کردند و یک عبارتی را که از عبارت مشکله کفایه است، در بحث ترتب، از من سؤال کردند، من قبل از اینکه پاسخ بدهم، پرسیدم به چه مناسبت شما به فکر این عبارت و به فکر این مسائل افتادید، ایشان گفتند که من یک تدریس کفایه دارم و عدهای هستند هر روز میآیند اینجا برایشان کفایه میگویم، به این عبارت که رسیدم یک قدری درست به ذهن خودم نیامد آن چیزی که فهمیدهام درست باشد، در حالی که درست هم بود، لکن برای اطمینان خاطر، تلفن کردند و از من پرسیدند.43
آیتالله یوسف صانعی
آنچه که باید در زندگی این بزرگوار نوشته شود و الگو قرار گیرد اطاعت محض او از مقام امامت و پدر بزرگوارش، امانت و پاکی، تواضع و فروتنی و دوستدار بودن نسبت به دوستان انقلاب بود. و از ویژگیهای دیگر ایشان تواضع، اطاعت محض، عدم تخلف بود که از حرفهای دوستان یافتید و شنیدید. ...
اساسیترین کاری که ایشان میکرد این بود که علاقه به انقلاب و به نظام و به فرزندان انقلاب و نظام داشت. امین امام بود و این اساسیترین کار و ریزترین و ظریفترین کار در رابطه با امامت امام- سلامالله علیه- است.44
سرلشکر محسن رضایی
متأسفانه عدهای اظهار کردند که امام در جریان جنگ نیست و نمیگذارند اخبار جنگ، کاملاً به ایشان برسد. در حالی که آنها اصلاً اطلاع نداشتند که با قویترین سیستم اطلاعرسانی- که تاکنون در تاریخ نظامی ایران سابقه نداشته است- مسائل را با کد و رمز ولی با سبک نظامی بر روی نقشه انجام میدادیم و الحمدلله، آنقدر احمد آقا در مسائل جنگ وارد شده بود و ارتباط پیدا کرده بود که اخبار و اطلاعات جبههها را دقیق و به موقع در اختیار حضرت امام میگذاشتند. 45
خانم دباغ
حاج احمد آقا فرمودند: من هم مثل همه مردم، حالت یک مرید را دارم و حق پدر و فرزندی فقط در مسائل خانوادگی و روابط عاطفی برقرار است. در بقیه مسائل، چون مربوط به اسلام و انقلاب و ملت است ما تابع ولایت امام هستیم و هر چه ایشان بگوید و بخواهد سمعاً و طاعتاً باید عمل شود...
کسی نمیتواند آن ماه درخشنده بیت امام را وصف کند. بنده حاج سید احمد آقا را در انقلاب، همچون ابوالفضل(س) در قیام عاشورا میبینم. درست است که همیشه تحتالشعاع نور خورشید و درخشندگی وجود پدر قرار داشتند، اما پس از رحلت حضرت امام- که وجود فیزیکی آن خورشید تابناک در پس ابر نهان شد- درخشندگی وجود حاج احمد آقا نمایان گردید. 46
دکتر عارفی
وقتی امام درد داشتند و ناراحت بودند، این حاج احمد آقا بود که تحمل میکرد و خم به ابرو نمیآورد ولی در درون بسیار ناراحتی داشتند و اینها همه به خاطر انقلاب بود...
بعد از رحلت امام، حاج احمد آقا از لحاظ روحی در موقعیت بسیار سختی بود. باید به مردم تسلی میداد، به حفظ انقلاب توجه میداشت، ناراحتیهای خود را هم از این مصیبت داشت.