* به نظر میرسد سطح علمی دانشگاه تهران به نسبت گذشته افت چشمگیری داشته این موضوع را چگونه تفسیر میکنید؟
** در ده سال گذشته تلاشهای بسیاری صورت گرفته تا این دانشگاه به موقعیت سابق خود برگردد، اما باید گفت بعد از انقلاب دانشگاه تهران جایگاه سیاسی مهمی داشته و این روند همانطور که گفتید منجر به آن شده که بر خلاف دانشگاههای دیگر تهران، این دانشگاه رشد کافی نداشته باشد و این موضوع به هیچ وجه در خور دانشگاهی مثل دانشگاه تهران نیست.
با این اوصاف البته تلاشهایی هم برای رشد کمی و کیفی صورت گرفته و نمیشود از آن گذشت.
پردیس دانشگاه بحث مهمی بود که مدنظر قرار گرفت و تلاش برای حفظ محیط دانشگاه به دور از تردد ماشین و ترافیک و دود نکته قابل توجهی است.
اتفاق دیگر که بسیار هم مثبت بود، بالا بردن ظرفیت استخدامی دانشگاه بود که به این ترتیب اساتید جوان و مستعد دیگری جذب شدند.
* آیا این اتفاقات برای رشد دانشگاه تهران کفایت میکند؟
** احساس میکنم علیرغم همه این تلاشها جای کار بسیاری وجود دارد. به هر حال هنوز هم دانشگاه تهران در خارج از کشور اهمیت خاصی دارد و از توجه ویژهیی برخوردار است.
به هر حال باید دلایل عدم رشد بررسی شود و برای بالا بردن سطح علمی دانشگاه، مکانیزمهای جبرانی را به کار گرفت.
* در مقایسه با دانشگاههای دیگر کشور، دانشگاه تهران در چه جایگاهی قرار دارد؟
** متاسفانه برخلاف سیستمهای دیگر دانشگاهی در جهان، پیشرفت و پسرفت دانشگاههای کشور ما تنها از روی حدس و گمان و با توجه به یکسری شواهد و قراین اعلام میشود و رتبهبندی اصولی نه از سوی وزارت علوم و نه از سوی کارشناسان وجود ندارد.
در حالی که نظام بررسی کیفیت آموزش عالی در سیستمهای آموزشی دنیا به روشهای بسیار دقیق صورت میپذیرد، بازار کار و نظام توسعه کشور و همخوانی این دو با وضعیت دانشگاهها و تربیت نیرو در آن از اهمیت ویژهیی برخوردار است و در سیستمهای آموزشی دنیا مدنظر قرار میگیرد.
متاسفانه در کشور ما ارزیابی دقیقی وجود ندارد و ما دقیقا نمیدانیم از چه آماری برخورداریم.مطمئنا رشد کمی زیاد بوده اما متاسفانه در این سالها با کاهش کیفیت مواجه بودهایم.
* حضور دانشجویانی که با پرداخت هزینه وارد دانشگاه میشوند و سطح علمی بالایی ندارند تا چه حد در این کاهش کیفیت تاثیر گذار بوده است؟
** مطمئنا حجم دانشجو در سالهای اخیر به صورت بیسابقهیی بالا رفته و این کار را برای هیات عملی دشوار میکند. گاهی اوقات تعداد دانشجویان بعضی کلاسها به 60 نفر هم میرسند و این در کاهش کیفیت تاثیر دارد. در مورد دانشجویانی که با پرداخت شهریه وارد دانشگاه میشوند هم سیاست دولت شفاف نبوده و اگر چنین چیزی قرار هست وجود داشته باشد باید معیار مشخصی برای آن در نظر گرفت.
ضمن اینکه مساله تمدید سنوات هم در افزایش دانشجو موثر است و این هم به مشکلات میافزاید. وقتی ما آموزش رایگان داریم دانشجو تصور میکند اگر درسش را در 5 یا 4 ترم به پایان برساند هیچ اتفاقی نمیافتد. بسیاری از آنها نیز در حین دانشجو بودن شاغلند و برخی پستهای مهمی دارند و حتی مدیر کل هستند.
به نظر من برای تمدید بیش از 8 ترم، دانشجو باید طبق ظوابطی معین پول پرداخت کند و نباید به ضرر دیگران در دانشگاه بماند.
این مساله نیز باید شفافسازی شده و پنهان کاری به صلاح نیست.
* با این تفاسیر افق روشنی برای دانشگاه تهران تصور میکنید؟
** با وجود تلاش زیادی که روسا و پرسنل دانشگاه میکنند اما افق خیلی روشنی برای دانشگاه وجود ندارد. چرا که در شرایط جهانی وضع ما روشن نیست و در داخل هم با مهمترین مشکلی که مواجهیم عدم برنامهریزی و نیاز سنجی بازار کار و تربیت نیروهای دانشگاهی است. این نیاز سنجی و برنامهریزی باید به گونهیی باشد که بتوانیم خودمان را برای رقابتهای جهانی آماده کنیم.
* وضعیت علوم اجتماعی در دانشگاه تهران چگونه است؟
** خوشبختانه با همتی که رییس فعلی و قبلی دانشگاه داشتهاند، علوم انسانی از تنگنای گذشته بیرون آمده و تناسب بیشتری بین رشتههای فنی و علوم انسانی رعایت شده است.
با توجه به اینکه در 25 سال گذشته همه امور برنامهریزی بر عهده رشتههای فنی و مهندسی بوده، همواره این خلأ در برنامهریزی وجود داشته و تصور بسیاری بر این بوده که علوم انسانی بیمصرف در حد تئوری هستند، در صورتی که برنامهریزی صحیح به چنین علوم نیازمند است.
* دانشگاههای دیگر کشور چه وضعیتی دارند؟
** حالا که بحث به اینجا کشیده شد باید بگویم خیلی خوب است که در خصوص یک دانشگاه مثل دانشگاه تهران پروندهیی تشکیل دادهاید، اما باید برای همه دانشگاهها و نظام آموزش عالی پروندهیی تشکیل داد.
نظام آموزشی ما در حال حاضر فرسوده است و باید بازبینی شود و اصول نوینی برای رشد دانشگاهها اندیشیده شود. باید شورای عالی و کمیسیون ویژهیی برای بررسی و بازنگری این نظام آموزشی تشکیل داد و به دور از هر گونه افراط و تفریط این مهم صورت پذیرد.
باید بگویم بسیاری از کشورها که سالیان گذشته از ما عقبتر بودهاند از این حیث بسرعت در حال رشد هستند و رسیدن به رشد و پیشرفت برای کشور ما هم باید اتفاق بیفتد.
* وضعیت اساتید دانشگاهها چگونه است؟
** در یکی دو سال اخیر برنامههای خوبی برای رفاه اساتید در نظر گرفته شده. حقوق اساتید دانشگاهها کمتر از یک سال است به حدی رسیده که در خور و شایسته یک استاد است. باید امکانات آموزشی مناسبتری در اختیار اساتید قرار داد.
تدریس 14 واحد درس و حضور 40 ساعتی اساتید تنها به کمیت خواهد انجامید و کیفیت بالایی در آن نیست. مسالهیی هم که در سیستم برنامه ریزی و مدیریت وجود دارد، رابطه مرکز و پیرامون است. این رابطه به گونهیی است که اساتید دانشگاههای مناطق پیرامونی حاشیه کشور باید حقوق بیشتری بگیرند. مثلا استاد دانشگاه بابلسر 1/5 برابر استاد دانشگاه تهران دریافتی دارد.
در صورتی که در همه جای دنیا حقوق اساتید بر اساس رتبه بندی و درجه بندی دانشگاهها پرداخت میشود. از آنجایی که در سیستم فعلی کشور منطقه محروم وجود ندارد. این نظام هم منسوخ شده است اما ما همچنان به اجرای آن مصر هستیم.
در این خصوص ما حتی از ابتدای تاسیس دانشگاه هم عقبتر رفتهایم. با این اوصاف همانطور که گفتم نظام آموزش عالی ما نیازمند تغییرات و دگرگونیهای اساسی است. باید اضافه کنم در نشستهایی که اساتید دانشگاه با مقام معظم رهبری داشتهاند بسیاری از این مشکلات مطرح و بررسی شده، اما کافی نیست و دولت باید با همت بیشتری سرمایهگذاری در جهت رشد سطح علمی مراکز علمی و دانشگاهها را انجام دهد.