احمد امید
آمریکا و اروپا پس از شکست در اجلاس اخیر شورای حکام که در پی راه اندازی UCF اصفهان تشکیل شده، سه کشور تروئیکای اروپایی (انگلیس، آلمان، فرانسه) با سرشکستگی به میز مذاکره بازگشتند و در اولین دور مذاکره برای گروه مذاکره کننده ایرانی محرز شد که اروپا از استراتژی توقف دائمی فنآوری هستهای دست بر نداشته است و بر اساس جمهوری اسلامی گامی دوم حرکت رو به جلوی خود را برای استراتژی احقاق حق مسلم مردم در استفاده صلحآمیز از فنآوری هستهای را برداشت و در روز دهم ژانویه (20 دی) تحقیقات هستهای را آغاز نمودند و در تیم مذاکره کننده، در مقابل زیاده خواهی و سیاست غیر حرفهای و غیر تخصصی و سیاسی کاری البرادعی نیز واکنش قاطعانه نشان داده و جلسهای را که قرار بود با البرادعی برگزار گردد، ترک نمودند. این حرکت با عکسالعمل تهدیدآمیز آمریکا و اروپا مواجه شد و آنها جمهوری اسلامی را به ارجاع پرونده به شورای امنیت تهدید نمودند و برای زمینهسازی مبادرت به تشکیل اجلاس 5+1 در لندن نمودند اما نتوانستند روسیه و چین را برای عملی ساختن تهدید خود مجاب نمایند و پس از این اجلاس سه کشور اروپایی نشست اضطراری شورای حکام را از آژانس درخواست نمودند. در حالی که کمتر از دو هفته تا نشست اضطراری شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی باقی است، برخی دیپلماتها روز گذشته از قصد محمدالبرادعی مدیرکل آژانس برای ارائه فرصتی جدید به ایران خبر دادند. به گفته این دیپلماتها مدیرکل قصد دارد حدوداً دو ماه دیگر برای پیروی از الزامات بینالمللی به تهران فرصت دهد.
البرادعی که تا قبل از دیدار با دکتر لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی، از پایان صبرش سخن میگفت و تا کنون در جهت خواستههای اروپا و آمریکا مشی نموده است، در یک چرخش ناگهانی مسئله دادن فرصت دو ماه و برخورد عادلانه با ایران! را مطرح نموده است. چنین چرخشی را میتوان در بنبستی جستجو نمود که آمریکا و اروپا در ارجاع پرونده هستهای جمهوری اسلامی با آن مواجه شدهاند زیرا:
اولاً: ارجاع پرونده هستهای ایران بدون پشتوانهای از دلایل حقوقی و فنی، موجب چالش جدی این کشورها با افکار عمومی جهان میشود و خصوصاً با رسوایی آمریکا و انگلیس در حمله به عراق بر مبنای اطلاعاتی کذب و دروغ باعث شده است که ذهنیت مردم آمریکا نسبت به سیاستهای بوش و بلر به ذهنیتی منفی و توأم با تردید تبدیل شود.
ثانیاً: کشورهای غیر متعهد به اندازه کافی انگیزه برای ایستادگی در مقابل چنین زورگویی را دارند زیرا برخورد با حق مسلم جمهوری اسلامی و ممانعت از آن، عملاً موجب نهادینه شدن چنین برخوردی در آژانس بینالمللی انرژی اتمی خواهد شد و قهراً دامن همه آنها را خواهد گرفت.
ثالثاً: موقعیت استراتژیک و ژئوپولتیک و توانمندی ایستادگی جمهوری اسلامی در برابر تحریم موجب شده است که کارآمدی تحریم سازمان ملل مورد تردید جدی برای سیاستمداران آمریکایی و اروپایی و نخبگان سیاسی آنها قرار گیرد.
رابعاً: ضربهپذیری غرب از تحریم ایران هم بعلت ایجاد بحران در قیمت نفت و هم به علت نیازی که غرب به آرامش و امنیت در منطقه و صدور نفت ایران دارد، دلیل دیگری برای سردرگمی و سیاستمداران غربی شده است. بنابراین با توجه درخواست نامعقول و شتاب زده سه کشور اروپایی برای تشکیل اجلاس اضطراری شورای حکام آژانس و از طرفی نگرانیهای غرب در مورد عدم اجماع جهانی برای ارجاع پرونده به شورای امنیت و تردید در مورد کارآمدی تحریم علیه جمهوری اسلامی و نیاز آمریکا و اروپا به زمان را کاملاً محسوس و ملموس مینماید. بر این اساس در این شرایط، البرادعی تحت پوشش فرصت دادن به ایران و عادلانه برخورد کردن با جمهوری اسلامی و به بهانه خواست روسیه و چین برای دادن فرصت به جمهوری اسلامی و یا آماده نبودن گزارش درباره ایران، چهار هدف را دنبال میکند:
1- پوشش دادن شکست جدید آمریکا و اروپا در مورد درخواست شتابزده تشکیل اجلاس اضطراری شورای حکام زیرا انصراف اروپا از این درخواست موجب مخدوش شدن چهره آنان و تضعیف موضع آنان میشود.
2- ایجاد فرصت بیشتر برای غرب جهت رایزنیهای بیشتر برای جلب نظرات کشورهای دیگر خصوصاً چین و روسیه جهت ارجاج پرونده به شورای امنیت.
3- فرصتسازی جهت تأمل بیشتر غرب در مورد عواقب ارجاع پرونده هستهای جمهوری اسلامی و شرائط بعد از ارجاع یعنی بحران مشروعیت آژانس بینالمللی انرژی اتمی، بحران منطقهای، بحران قیمت نفت، بحران اقتصادی اروپا و ...
4- البرادعی با منت نهادن به ایران در مورد دادن فرصت و خصوصاً عنوان نمودن تلویحی آن بصورت یک ضربالاجل برای پیروی ایران از الزامات بینالمللی، ممکن است این هدف را دنبال کند که امتیازات بیشتری را برای بازرسیهای گستردهتر از ایران اخد نماید تا بلکه بهانههایی جهت ارجاع پرونده هستهای جمهوری اسلامی ایران برای آمریکا و اروپا فراهم شود. هوشیاری مسئولین هستهای جمهوری اسلامی در مورد علل چرخش موضع البرادعی میتواند اهداف چهارگانه مذکور را ناکام بگذارد.