تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۱۸۷۰۷۴

کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا با کنار گذاشتن ازبکستان از برنامه سفرش به کشورهای آسیای میانه نارضایتی واشنگتن را نسبت به عملکرد تاشکند در قبال برچیدن پایگاههای نظامی این کشور، اعلام کرد.
چندی پیش مجلس اعلای ازبکستان با تصویب لایحه پیشنهادی دولت مبنی بر خروج نظامیان آمریکایی از پایگاه هوایی کارشی خان‌آباد، این کشور را مجبور به خروج از ازبکستان کرد.
به گزارش مهر دولت ازبکستان پس از حوادث شهر اندیجان در اوایل اردیبهشت ماه سال جاری به دفعات از آمریکا خواسته بود که برای خروج نیروهایش از پایگاه هوایی خان‌آباد تاریخ مشخصی را تعیین کند.
سرن ازبکستان استدلال می‌کردند که به دلیل اعلان جنگ آمریکا علیه القاعده و طالبان، هر کشوری که در این جنگ با آمریکا همکاری داشته است در صدر عملیات تروریستی قرار دارد و حوادث شهر اندیجان در پی یک‌سری عملیات تروریستی و با برنامه‌ریزی شخصیت‌هایی چون بهرام شاکروف و کابل پارپیف طراحی شده بود.
صرف نظر از اینکه فعالیت گروههای اسلامگرا صدقه رفع اتهامات خودکامگی و انحصارطلبی در بعضی از کشورها شده است، آنچه که در این بین مهم است نوع برخورد آمریکا با این درخواستها در طی ماههای گذشته بود. آمریکایی‌ها با عدم تعیین تاریخ معین، ازبک‌ها را به واکنش به این بی‌تفاوتی وادار کردند تا در پایان کمک‌های ازبکستان به آمریکا، عملا چیزی نیز از این کشور طلبکار شوند.
در مقابل این ترفند، ازبکها هم با اتخاذ تصمیم خارج ساختن نیروهای آمریکایی، تلاش کردند مشکلات داخلی خود را عاملی بیرونی قلمداد کنند حتی مضاف بر آن با مضان اتهام قرار دادن دولت‌های خارجی تصمیماتی چون اخراج نیروهایی آمریکایی را تبدیل به یک پیروزی ملی به منظور ریشه‌کنی خشونتها برای افکار عمومی ترویج کنند. بدیهی است که بزرگنمایی مقابله با وزنه حکومتی چون آمریکا برای عوام‌فریبی در کوتاه مدت برای دولت کوچکی چون ازبکستان پیروزی بزرگ محسوب می‌شد.
نقطه شروع اختلافها پس از آن شروع شده بود که آمریکا ابراز تمایل کرد که ماهیت به اصطلاح حقوق بشردوستانه خود را در مورد ازبکستان نیز اعمال کند و بازرسانی مستقل به شهر اندیجان برای تحقیق بفرستد، سران ازبک به منظور پاسخگویی به ناسپاسی آمریکایی‌ها و عدم حمایتشان از دولت مرکزی ازبکستان تصمیم به اخراج نیروهای آمریکایی از این کشور گرفتند.
ازبکستان که در دهه 90 قرن گذشته برای خارج شدن از یوغ سلطه مسکو، روابطش را با روسیه محدود کرده بود، بار دیگر وزنه توازن را به سمت این کشور تغییر داده است.
واشنگتن پس از آنکه به کرات تقاضای تمدید حضور نیروهایش از طرف مقامات ازبک رد شد، سیاست خارجی متعرضانه‌ای را در قبال تاشکند در پیش گرفته است.
رایس با حذف ازبکستان از برنامه سفرش در صدد تفهیم این مطلب است که ازبکستان بعد از این در زیر ذربین آمریکا خواهد بود و نادیده گرفتن منافع ملی این کشور در آسیای میانه، برای تاشکند پیامدهای گرانباری را در پی خواهد داشت. استفاده از تهدیدات به عنوان شانتاژ تبلیغاتی حربه دیگری است که مقامات آمریکا از موضع ازبکستان در منطقه استفاده می‌کنند.
چشم‌پوشی رایس از دیدار از ازبکستان و تطمیع سایر کشورها با امتیازات اقتصادی، شاخصه‌ای از تدابیر اتخاذی سیاست خارجی آمریکا برای سایر کشورهای منطقه قلمداد می‌شود تا از الگوی تاشکند پیروی نکنند.
قطعنامه‌ای را که در لوکزامبورگ طی دیدار وزیران امور خارجه 25 کشور عضو اتحادیه اروپا در رابطه با ازبکستان تصویب نمودند و در جهت مطرود ساختن این کشور آسیای میانه می‌باشد را نمی‌توان غیرمنتظره نامید.
به گزارش نووستی حوادث ماه مه در اندیجان، منجر به چنین سرانجامی برای «پرونده ازبکستان» شد که بسیار مورد توجه اتحادیه اروپا و بالاخص آمریکا قرار گرفته بود.
تاثیر مفاد قید شده در این قطعنامه (ممنوعیت فروش اسلحه به ازبکستان و ممنوعیت مسافرت برخی از مهره‌های نزدیک به رئیس جمهور ازبکستان به اروپا) برابر با صفر می‌باشد. اروپا و آمریکا نمی‌توانند کشوری را مطرود سازند، اگر سایر مشارکان این کشور قصد مطرود ساختن این کشور را نداشته باشند. این تحریم به منزله یک گام تبلیغاتی انجام شد و در اصل در جهت حمایت اخلاقی از آمریکا بود که در این گوشه از دنیا مشکلی وجود دارد.
روشن است که آمریکا و پشت سر آن اتحادیه اروپا، زمانی چنین موضع سرسختانه‌ای نسبت به ازبکستان گرفتند که تمامی تلاش‌های «دانیل فراید» معاون وزیر امور خارجه آمریکا در رابطه با منصرف ساختن «اسلام کریموف» جهت تمدید مدت اقامت پایگاه نظامی آمریکا در فرودگاه نظامی «کارشی خان‌آباد» بی‌ثمر ماند. باید یادآور شد که در بحبوحه حوادث اندیجان، آمریکا از ازبکستان خواست تا در رابطه با این حوادث تحقیقاتی بین‌المللی انجام دهد که این خواسته وزیر امور خارجه آمریکا دست کمی از اولتیماتوم نداشت. در آن زمان خانم رایس گفته بود: «در رابطه با عواقب ممکن باید گفت که من فکر می‌کنم ازبکستان نمی‌خواهد در آینده با مطرود شدن از سوی جوامع بین‌الملل مواجه شود.»
مسئله در این‌جاست که آمریکا هیچ پایگاه نظامی هم ارزش با پایگاه خان‌آباد پیدا نخواهد کرد. پرواز از پایگاه آمریکایی «گانسی» که در فرودگاه بین‌المللی «ماناس» در پایتخت قرقیزستان قرار دارد تا کابل، از لحاظ زمانی دو برابر بیشتر است و متعاقبا سوخت مصرفی آن نیز دو برابر می‌شود. ضمن این ‌که دیگر در این فرودگاه جایی وجود ندارد. علاوه بر این سازمان همکاری‌های شانگهای نیز قطعنامه‌ای را تصویب کرده است که از آمریکا می‌خواهد تا برای اقامت پایگاه‌های نظامی خود در کشورهای آسیای میانه «مهلت نهایی را تعیین کند».
غیرمنتظره‌ترین و تاثر انگیز ترین نکته در این قطعنامه برای آمریکا این بود که قرقیزستان نیز که آخرین پایگاه نظامی آمریکا هم‌اکنون در آن واقع شده است، پای این قطعنامه را امضا نمود.
در این حوادث آخرین نقش را دادگاه تاشکند بازی کرد که اعلام نمود حوادث اندیجان در ازبکستان، بدون «کمک» سفارت آمریکا در این کشور انجام نشده است.
در این اختلاف آمریکا با ازبکستان، تحریم تصویب شده توسط اتحادیه اروپا، تنها بخشی ناچیز از کل تصویر است. در این روزها در کنگره آمریکا طرح قطعنامه‌ای جهت به جریان انداختن پرونده جزایی بر علیه «اسلام کریموف» رئیس جمهور ازبکستان در دادگاه جزایی بین‌المللی ارائه داده شد. کمیته امور بین‌الملل کنگره آمریکا از رئیس جمهور این کشور می‌خواهد که از تاثیر این کشور در شورای امنیت سازمان ملل متحد استفاده کند تا کریموف به خاطر حوادث اندیجان، به مجازات برسد.
مسئله اصلی در این جاست که آمریکا و اتحادیه اروپا کم مانده است همصدا «اسلام کریموف» را به «استفاده بیش از حد از قدرت» بر علیه شرکت‌کنندگان در بی‌نظمی‌ها متهم کنند. مسئله استفاده متعادل و یا غیرمتعادل از قدرت در امر برقراری امنیت، همیشه نقطه حساس هر دولتی بوده و می‌باشد. ازبکستان نیز استثناء نیست. دقیقا به همین خاطر است که روسیه البته تنها کشور نیست - از موضعی دیگر به حوادث نظر می‌اندازد. «سرگئی ایوانوف» وزیر دفاع روسیه اظهار داشت که «ما حوادث به وقوع پیوسته در ازبکستان را حوادثی غم‌انگیز می‌دانیم، اما ارزیابی ما از علل وقوع این حوادث با غرب کاملا در تضاد است.» به گفته وی روسیه قصد ندارد عرضه تسلیحات به کریموف را محدود کند.
به عقیده «آناتولی بیلیایف» کارشناس سیاسی، غرب باید «کاملا محتاطانه با استانداردهای دموکراسی غربی، بالاخص نسبت به کشورهای دارای جمعیت مسلمان، نزدیک شود.» همچنین وی معتقد است که «اگر در رابطه با دموکراسی ‌سازی در ازبکستان، این کشور همان‌ گونه که غرب توصیه می‌کند، عمل کند، احتمال آن بسیار خواهد بود که در این جمهوری آسیای میانه ما موردی دقیقا برعکس آنچه را که انتظار داشتیم شاهد باشیم و آن مورد اسلام‌گرایی سرسختانه خواهد بود که از مرزهای این جمهوری نیز فراتر خواهد رفت.» به عقیده وی در صورتی که تاشکند چنین قاطعیتی از خود نشان نمی‌داد، هیچ ضمانتی وجود نداشت که حوادث اندیجان به حوادثی مشابه در قرقیزستان و تاجیکستان منجر نشود.
علاوه بر این، مسکو و تاشکند «منافع مشترک بسیاری دارند، چه در زمینه برقراری ثبات منطقه‌ای و چه در عرصه سیاسی و اجتماعی و نیز همکاری‌های اقتصادی.»
در رابطه با دشواری‌هایی که در روابط ازبکستان با غرب بوجود آمده است، این کارشناس معتقد است که «مزاحمتی برای غرب نخواهد داشت، اگر به عقاید سیاستمداران و کارشناسانی که به مشکلات منطقه نه از طریق مقالات منتشره در روزنامه‌ها واقفند، گوش فرا دهد.»