تاریخ انتشار : ۲۱ تير ۱۳۸۹ - ۰۹:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۱۸۷۱۷۳
گام اول آمریکا در قبال منتخب ملت ایران

آنچه در عرصه گفتمان انقلاب اسلامی و دشمنانش همیشه مواج بوده است عدم درک صحیح و حقیقی از تحولات، ان هم به دلیل فقدان شناخت و در بسیاری موارد غرض ورزی به سبب سیاستهای جاه‌طلبانه و استکباری بوده است.
در همین زمینه همزمان با طرح موضوع انتخابات نهم ریاست جمهوری در ایران بار دیگر بدخواهان نظام تلاش مضاعفی به خرج دادند تا ضمن نشان دادن فضایی تیره و تار از هواخواهی و اعتماد سیاسی بین مردم و حاکمیت از یکسو و معنی‌دار کردن احتمال روند مشارکت سیاسی در این انتخابات از سوی دیگر را اینگونه وانمود کنند که این عرصه، آزمون جدیدی برای طرح مباحثی از جمله جلوه‌گر شدن موج جدید انقلاب‌های رنگین همانند آنچه در برخی از کشوهای آسیای میانه و قفقاز همانند گرجستان، اوکراین و ... اتفاق افتاده می‌باشد.
برغم هجوم همه جانبه تبلیغاتی با حداکثر توان که امکاناتی همچون انواع و اقسام شبکه‌های تلویزیونی و رادیویی، روزنامه‌ها و مجلات و هفته‌نامه‌ها و افراد معلوم الحال و منکوب سیاسی را به عرصه این رویارویی کشانید ولی بزودی معلوم گردید که این لشگرکشی نرم‌افزارانه نمی‌تواتند در مقابل خواست یک ملت در انتخابات راه خویش برای تعیین سرنوشت خللی وارد سازد و این چنین بود که ایران اسلامی برگ زرینی از شکوه حضور را در سوم تیر یه نمایش گذارد.
در مرحله بعدی نظام سلطه تلاش نمود اینگونه القاء نماید حال که در عرصه انتخابات موفق به کشانیدن مردم به انفعال سیاسی و دور کردن آنها در عرصه نقش‌آفرینی نشده است. در یک حرکت جدید با براه انداختن جنگ روانی صحنه‌ای دیگر از ارعاب و تهدید روحی را با هدف گسست مجدد بین اجزای نظام اسلامی ولی این بار با هدف‌گزاری مشخص و بازی با بخشهای مختلف آن آغاز نماید.
در چنین فضایی است که در روزهای گذشته هفته اخیر شاهد برنامه‌ریزی کلان و گسترده ارباب جراید و رسانه‌های غربی و به صحنه آمدن عوامل گوناگون سیاسی و اطلاعاتی و حتی افراد ضد انقلاب خارج و از سوی دیگر مقامات رسمی و غیررسمی بسیاری از کشورهای غربی در طرح مباحثی تهدید گونه علیه ایران اسلامی هستیم چرا که آنها پی بردند در پی اجرای آزمون بزرگ همبستگی ملی و بازیابی انسجام در ارکان این انقلاب تلاش و اقدامات چند ماه اخیر آنها بار دیگر نقش بر آب گردید و لذا در مرحله جدید می‌بایست با طرحی جدید اما با درک بیشتر از روحیات و تعلقات ملت ایران به رویارویی دیگری بپردازند و لذل عنوان کردن حجیم اتهامات به رئیس‌جمهور منتخب و روی آوردن به موضوعات جنجالی با هدف تخطئه و تخریب در وجهه عمومی و سلب اعتماد عمومی از منتخب ملت و ایجاد جنگ روانی و وارد کردن شوک عاطفی بین مردم و رئیس‌جمهور منتخب در مرحله اول در برنامه‌ریزی قرار گرفت که در نهایت این عملیات بدون تأثیرگذاری لازم عقیم ماند، در مراحل بعدی فشار در عرصه سیاست خارجی و صف‌بندی برخی کشورها برای طرح کردن خواسته‌ها و اعلام نگرانی از آینده تبادلات سیاسی و ابراز نگرانی از ورود گفتمان جدید سیاسی در عرصه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران نیز در این راستا قابل درک است و یا تهدیدات رئیس‌جمهور و وزیر خارجه آمریکا در عرصه هسته‌ای که اعلام کردند ما هرگز اجازه دستیابی به سلاح هسته‌ای به تهران نمی‌دهیم در حالی که جمهوری اسلامی ایران همیشه اعلام نموده در پی دست‌یابی به چنین سلاحی نبوده و نیست همه حکایت از دستور کار جدید در روی میز مقامات آمریکا دارد.
در هر صورت اگر چه تکرار تاریخ باعث عبرت عاقلان بوده است اما فقدان دید و غرض ورزی در کنار فشار سیاسی صاحبان نظام سلطه و جنگ افروز کاخ سفید همیشه در دهه‌های گذشته مانع اصلی در درک حقایق بود است و این بار نیز جنجال رسانه‌ای و رفتاری سردمداران واشنگتن به عرصه جدیدی برای آزمودن خطایی است که آنها سعی در اصلاح آن نمی‌کنند و مانند همیشه در سراشیبی تلخ شکست گام بر میدارند.