تاریخ انتشار : ۱۹ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۱۸۷۱۹۰

فرزاد اکبری
اگر مردم حق حکومت را اداء کردند و حکومت نیز حق مردم را پرداخت، عزت حق در جامعه آشکار می‌شود، امور جامعه اصلاح شده و مردم به تداوم و بقای حکومت امیدوار می‌گردند و دشمنان از چیرگی بر آن ملت مایوس می‌شوند.
انسانها خواسته‌های درونی فراوانی دارند که برای رسیدن به آن تلاش می‌کنند. راههای متفاوتی برای رسیدن به خواسته خود می‌دانند که به میل و اختیار خود می‌توانند آن را بیازمایند.
براساس قدرت و توانایی جسمی و عقلی محدوده‌ای را برای زندگی خود برمی‌گزینند. اما اینها همه در شرایط زندگی انفرادی است ولی اگر به اجتماع وارد شدند برای تداوم جامعه و بقاء خود و دیگران باید از بعضی خواسته‌های خود بگذرند و راههایی که حقوق دیگران را تهدید می‌کند در رسیدن به خواسته‌هایش تغییر دهند.
در یک اجتماع سالم هر فرد بخشی از کار را انجام می‌دهد و در نهایت همه از نتیجه حاصله بهره‌مند می‌گردند. آنجا که افراد در قبال زحمت خود سودی نبرند و در نتیجه شرکت نداشته باشند و یا بدون اینکه متحمل زحمتی شده باشند از نتیجه بهره‌مند گردند این جامعه بیمار است و دیگر تلاش برای تداوم این اجتماع مشروعیت ندارد. برگ راءی در حقیقت وکالتنامه‌ای است از سوی هر فرد به منتخب خود که در بعضی امور شخصی او دخالت کند و در اموال او سهیم شود ولی در عوض آسایش و امنیت راءی‌دهنده را تامین کند. ایجاد نظم در جامعه، کوتاه کردن دست دشمنان خارجی، تنبیه افراد فرصت‌طلب در جامعه و اجبار آنها به همکاری با سایر افراد جامعه و تلاش برای اینکه کسی بدون تحمل زحمت در نتیجه تلاش دیگران شریک نشود.
همچنین تلاش برای اینکه همه افراد جامعه حقوق واقعی خود را کسب کنند. اینها جزو وظایف حاکم و حقوق مردم است از منظر مردم، اینکه فردی بخشی از اختیارات خود را واگذار کند و دیگری را بر اموال خود ناظر نماید یک حق است. و حق دارد بهترین فرد را برای اینکار انتخاب کند امین‌ترین، عالم‌ترین و شجاع‌ترین کسی که می‌شناسد و می‌تواند که او را در خواسته‌هایش یاری کند ولی از این جهت که بهترین فرد را بر جامعه حاکم کند حکومت اسلام را به او واگذار کند و برای مظلومان جامعه بهترین یاور را برگزیند یک تکلیف است. اگر در این خصوص کوتاهی کند باید به خداوند و مردم جوابگو باشد.
یک مسلمان و یا تابع هر دین‌الهی اعتقاد دارد که برای هر کاری که ترک کند و یا انجام دهد در نزد خداوند باید پاسخگو باشد. در جوامع غیرالهی گذشت از حق پاسخگویی ندارد خودکشی تنها یک کار غیرعرفی است زیان به خود و واگذاری اختیار خود به افراد نالایق خلاف عقل است.
اما در اسلام خودکشی حرام است. چرا که زندگی کردن و برداشت توشه برای آخرت و خدمت ره مردم و تلاش و کوشش برای گسترش فرامین الهی در سراسر جهان یک تکلیف است. اگر در انجام آن کوتاهی کنیم و یا از این مسئولیت فرار کنیم باید به خداوند تعالی جواب بدهیم. حق داریم فردی را وکیل کنیم ولی از نظر اسلام حق نداریم فرد نالایق را وکیل کنیم. مهمترین وظیفه یک مسلمان گسترش اسلام به تمام دنیا و ایجاد جامعه‌ای پویا و ارزشمند می‌باشد که ملت‌ها را به انتخاب دین اسلام به عنوان کاملترین برنامه زندگی دنیایی و آخرت خود تشویق نماید. از سوی دیگر به تمام مسلمانان که تهدیدی را احساس می‌کنند یاری برساند و محرومان و مظلومان را بدون در نظر گرفتن دین و اعتقادات آنها یاری کند. این عمل تنها در سایه اقتدار، عزت، توانمندی و راءفت اسلامی است که در سایه دولت کریمه محقق می‌شود. پس تکلیف داریم که از حق مسلم خود استفاده کرده و برای ایجاد دولت کریمه و مدینه فاضله حداکثر تلاش خود را بکار گیریم. اگر در انجام این عمل قصور کرده و حق خود را ضایع نمودیم نباید دیگران را سرزنش کنیم. مسلماً با لاابالی‌‌گری سیاسی و اجتماعی و نداشتن غیرت اجتماعی و عدم تقید بر حقوق فردی و اجتماعی خود ابتدا امنیت جامعه و سپس امنیت و آسایش فردی خود را در معرض خطر جدی قرار می‌دهیم و طمع دیگران را نسبت به خودمان بر می‌انگیزیم. به امید دیدار همه شما عزیزان در پای صندوقهای راءی.