تاریخ انتشار : ۳۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۱۸۷۲۱۷

نویسندگان، عوامل مختلفی را به عنوان نیروی محرکه و پیش برنده جهانی شدن معرفی کرده‌اند. برای مثال، پیشرفت صنعت ارتباطات باعث انتقال سریع اطلاعات و دسترسی همگانی به کامپیوتر و اینترنت شده است.
از بعد سیاسی، شکست اتحاد جماهیر شوروی و فروپاشی نظام آن، شکست عراق در بحران خلیج ‌فارس، پایان جنگ سرد و ظهور ایالات متحده آمریکا به عنوان تنها ابرقدرت، در روند جهانی شدن نقش مهمی را ایفا نموده است.
از نظر اقتصادی، نیز توسعه شرکت‌های چند ملیتی، سرعت در انتقال سرمایه و کالا به واسطه پیشرفت و تنوع مبادلات و به عبارت دیگر جهانی شدن سرمایه‌گذاری موثر بوده است. از بعد اجتماعی، از بین رفتن مرزها و تبدیل چالش‌های اجتماعی به بحران‌های جهانی، نیاز به راه‌حل‌های جهانی را ضروری ساخته است.
جهانی‌سازی؛ هماهنگ‌سازی یا یکسان‌سازی؟
نگرش‌های مختلفی در باب تبیین چیستی و ماهیت جهانی شدن وجود دارد؛ در کل سه نگرش به جهانی شدن وجود دارد:
1- جهانی شدن به عنوان پروسه تاریخی.
2- جهانی شدن به عنوان یک پروژه غربی
3- جهانی شدن به مثابه یک پدیده
بحث مفاهیم پایه و بنیادین جهانی‌سازی امری است که جوامعی که با آن مواجه هستند باید آن را شناخته و تحلیل نمایند، تا بتوانند در مقابل آن موضوع درستی اتخاذ نمایند.
اگر بحث را فقط از لایه‌های علمی و تخصصی آن مطرح نماییم و از مفاهیم پایه که همه لایه‌های علمی بعد از آن شکل می‌گیرند غافل شویم، طبیعی است که به لایه‌های عمیق این پدیده واقف نشده و در موضح‌گیری دچار خطا می‌شویم.
جهانی‌سازی ناظر و معطوف به نوعی از هماهنگ‌سازی در جامعه جهانی است. در جامعه جهانی با تنوع‌های بسیار گوناگونی رو به رو هستیم که حتی به تباین و تعارض آن‌ها ختم می‌شود. در حوزه فرهنگ، می‌توان این امر را مشاهده نمود. در حوزه سیاست و رفتار سیاسی جوامع و نظام‌های سیاسی حاکم بر جوامع نیز این تنوع وجود دارد.
مفهوم ساده جهانی‌سازی این است که فرهنگ بشر را یکی نماییم، به طوری که همه به زندگی و سعادت یک نوع بیندیشند. طبیعتاً در این صورت عقلانیت تخصصی نیز هماهنگ می‌شود و علم بشر که با آن حوزه‌های مختلف زندگی را طراحی می‌کنند، یک علم می‌گردد.
در نهایت می‌رود تا لیبرال دموکراسی الگوی پایه، جهت مدنیت سیاسی و تجارت آزاد و الگوی اقتصادی تمام جوامع را طرح نماید.
مفهوم جهانی‌سازی، هماهنگ‌سازی است و یکسان‌سازی نیست، زیرا نه معقول است و نه واقع شدنی. طبیعی است چنین اندیشه‌ای به تحولات اساسی در جهان ختم می‌شود، لذا عرصه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جوامع را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
اگر جامعه جهانی ایجاد شود، هویت افراد بنا بر آن تعریف خواهد شد. هویت جمعی که انسان در جامعه جهانی احساس می‌کند، همان هویت جامعه جهانی خواهد بود و انسان در ابتدا احساس می‌کند که عضوی از جامعه جهانی است و همه را عضو جامعه جهانی می‌بیند.
سوال آن است که آیا این جامعه جهانی جهت‌دار می‌باشد؟
معنای جهت‌داری جامعه جهانی این است که همه انسان‌ها هویت اولی که احساس می‌کنند، هویت ایمانی آن‌ها است و این هویت ایمانی بر محور خدا، اساس گره خوردن تمام انسان‌ها به یکدیگر می‌گردد.
اگر ما در صدد ایجاد جامعه جهانی هستیم باید کاری کنیم که هویت‌هایی که انسان‌ها را از یکدیگر جدا می‌نماید، از میان برداشته شوند. این جهانی‌سازی حتماً جهانی‌سازی ایدئولوژیک و جهت‌دار است. جهانی‌سازی بر دو محور ایمان و استکبار می‌تواند شکل گیرد؛ لذا دو نوع هویت در جهانی‌سازی شکل می‌گیرد.
در یک جا هویت ایمانی باعث وحدت می‌گردد و در جایی دیگر هویت مادی و میل به لذت‌جویی باعث گره خوردن ملت‌ها به هم می‌شود.
جهانی‌سازی امروز به دنبال این است که ملت‌ها را بر اصل لذت‌جویی به هم نزدیک سازد و هویتی که برای آن‌ها ایجاد می‌کند، هویت لذت‌جویی است. در نهایت چنین جهانی‌سازی‌ای اگر چه در ابتدا هماهنگ‌سازی است ولی قطعاً منجر به اختلاف و تمایز خواهد شد، زیرا بر محور لذت‌جویی است و لذت فردی چه بسا در تعارض با لذت اجتماعی باشد.
این وضعیت، تشریح اجمالی است از جهانی‌سازی که در شرایط کنونی و در حوزه فنی، تکنولوژی، سیاست، اقتصاد و فرهنگ اتفاق می‌افتد. در حوزه تکنولوژی صنایع و پیشرفت صنایع الکترونیکی، دنیا به یک دهکده الکترونیکی تبدیل می‌‌شود و این گسترش ارتباطات، ضرورت حذف مرزها را قطعی می‌کند.
جهانی‌سازی اقتصاد، به معنای حاکمیت یک مرکز تعریف شده اقتصادی بر سرنوشت اقتصادی جهان ولو با شعار تجارت آزاد جهانی است.