تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۱۰:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۱۸۷۲۱۹

علی قنادی
وزارت امور خارجه آمریکا هفته پیش با ارایه طرحی به کنگره، خواستار اختصاص 85 میلیون دلار برای حمایت از تغییرات سیاسی در ایران شد. این میزان بودجه به طور مستقیم به گروههایی اختصاص خواهد یافت که برای تغییر شرایط سیاسی داخلی ایران فعالیت می‌کنند کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا در نشست کمیته روابط خارجی گفت که ما این پول را صرف توسعه حمایت از شبکه‌های تجدید نظرطلبان ایرانی؛ ‌مخالفان سیاسی و فعالان حقوق بشر خواهیم کرد.
25 میلیون دلار از این بودجه صرف حمایت از مخالفان سیاسی، اتحادیه‌های کارگری و فعالان حقوق بشر 50 میلیون دلار برای ایجاد یک شبکه فارسی زبان 24 ساعته، 5 میلیلون دلار صرف کمک به دانشجویان ایرانی که به دنبال تحصیل در آمریکا هستند و 5 میلیون دلار نیز به توسعه سایت‌های اینترنت مرتبط با ایران اختصاص خواهد یافت. اختصاص این میزان بودجه برای تغییر شرایط سیاسی در داخل ایران؛ نشان‌دهنده نوعی تغییر جهت در رهیافت سیاسی ایالات متحده در برابر جمهوری اسلامی است. تغییر جهتی که احتمالا برخی مولفه‌های سیاست خارجی آمریکا را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
پایان خوشبینی
فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد باعث کاهش قابل ملاحظه برنامه‌های مالی آمریکا برای حمایت از دموکراسی در مناطق مختلف جهان شد. این تحول؛ حاصل خوشبینی بیش از حد آمریکایی‌ها به تحولات پس از جنگ سرد بود و در دیدگاه افرادی مانند فوکویاما بروز یافت. هر چند حوادث سپتامبر سال 2001 بر این خوشبینی مفرط مهر بطلان بخشید؛ ولی باعث ظهور نوعی رادیکالیسم بی‌سابقه مبتنی بر «نظامی‌گری» در سیاست خارجی آمریکا شد تحولی که برخی از آن ‌با عنوان «انقلاب بوش در سیاست خارجی» یاد کردند. تاکید بیش از اندازه بر قدرت نظامی برای مقابله با پدیده‌هایی که آمریکایی‌ها آن را ترویسم می‌نامیدند ویژگی آشکار سیاست خارجی ایالات متحده در دوران پس از حوادث سپتامر 2001 است.
با این حال، در طول همین مدت نیز عده زیادی از صاحب نظران آمریکایی معتقد بودند که استفاده تک بعدی از قدرت سخت‌افزایی در سیاست خارجی آمریکا از کارآیی لازم برخودار نیست. جوزف نای تحلیلگر مسایل سیاست خارجی، در مقاله‌ای که سال 2004 در فصلنامه فارین افرز منتشر شد، به صراحت گفت که تفوق ایالات متحده بر ترویسم مستلزم استفاده از «قدرت نرم» یعنی «توانایی دنباله‌رو کردن دیگران بدون استفاده از زور است.»
تفوق بی‌سابقه نومحافظه‌کاران بر ارکان سیاست خارجی آمریکا طی 5 سال گذشته، مانع از رسوخ این دیدگاه در ابعاد عملیاتی شد؛ ولی چهت‌گیری اخیر آمریکایی‌ها که در تصویب بودجه 85 میلیون دلاری متبلور شده؛ در همان حال که بیانگر تقویت برخی جناح‌های مخالف نومحافظه‌کاران در وزارت خارجی است، حاکی از عملیاتی ‌شدن نوعی رهیافت دید در سیاست خارجی آمریکا نیز می‌باشد.
لیونل بیهنر، کارشناس شورای روابط خارجی آمریکا معتقد است که جهت‌گیری جدید کاخ سغید بیانگر تغییر رهیافت پیشین دولت برای منزوی ‌کردن ایران است.
او می‌گوید: «این موضوع نشان می‌دهد که ایالات متحده به دنیال تغییر مختصات حکومت ایران از داخل با استفاده از ابزاری است که ما آن را با نام «قدرت نرم» می‌شناسیم.»
با این حال، در داخل کاخ سفید و کنگره همچنان افراد زیادی وجود دارند که درباره کارآمدی به کارگیری قدرت نرم در برابر ایران تردیدهای جدی دارند.
قدرت نرم و ایران هسته‌ای
رهیافت جدید آمریکا در برابر ایران را می‌توان از دریچه دیگری هم ارزیابی کرد. نزدیک به سه سال مذاکرات هسته‌ای نتیجه مورد نظر آمریکاییها‌، یعنی جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به چرخه سوخت را به بار نیاورده است. ایالات متحده توانست در آخرین نشست شورای حکام آژانس نظر اروپا؛ روسیه و چین را برای گزارش پرونده ایران به شورای امنیت چاپ کند و اکنون تهران در نقطه صفر ورود به شورای امنیت قرار دارد؛ ولی آمریکایی‌ها درباره حمایت روسیه، چین و حتی اروپا ارجاع مساله به شورای امنیت تردیدهای جدی دارند.
از سوی دیگر جمهوری اسلامی ایران نتوانسته طی چند ماه گذشته با جهت‌دهی افکار عمومی در داخل؛ نوعی اجماع ملی بر سر مساله هسته‌ای به وجود بیاورد که نه تنها گزینه‌های موجود را در برابر ایالات متحده و اروپا دشوار ساخته، بلکه جامعه جهانی را در مثال مطالبات داخلی برای دستیابی به چرخه سوخت قرار داده است. طرح جدید البرادعی درباره اجازه غنی‌سازی محدود به ایران بازتاب تصمیم جدی نهادهای بین‌المللی برای سازش (البته نسبی) با واقعیت‌های موجود در ایران است.
در چنین شرایطی به کارگیری قدرت نرم، بیانگر رهیافت بلند مدت آمریکایی‌ها برای تاثیرگذاری بر تمایلات جامعه ایرانی است، رهیافتی که طرفداران آن به تازگی در وزارت خارجه و سایر نهادهای تصمیم‌سازی فرصت بیشتری برای نفس‌ کشیدن پیدا کرده‌اند. میشل مک‌فال و عباس میلانی از موسسه تحقیقاتی HOOVER معتقدند که توسعه دموکراسی بهترین بخت بلندمدت برای تغییر دادن تمایلات هسته‌ای ایران است. این دو تاکید دارند که آمریکا برای تدوین استراتژی مدونی که بتواند مساله دموکراسی در ایران را تحت تاثیر قرار دهد، ناموفق عمل کرده است. ارایه طرح 85 میلیون دلاری وزارت خارجی به کنگره حاوی این مفهوم است که در آینده قدرت نرم مولفه تاثیرگذارتری در تصمیم‌سازی‌های آمریکا در برابر ایران خواهد بود، ولی ماشین نظامی‌گری آمریکا بعد از حوادث 11 سپتامبر به گونه بی‌سابقه‌ای فعال شده و همچنان به کار خود ادامه خواهد داد. در دوران جنگ سرد، ‌رهیافت تلفیقی استفاده همزمان از «‌قدرت نرم و سخت» بر سیاست خارجی آمریکا حاکم بود. پایان جنگ سرد و خوشبینی زودگذر ناشی از آن به کارگیری قدرت نرم را کاهش داد.
حوادث 11 سپتامبر قدرت نرم را به یک مولفه حاشیه‌ای تبدیل کرد، ولی اکنون با گذشت بیش از ۴ سال از حوادث سپامبر 2001 ،‌ ظاهراً سیاست خارجی آمریکا به این نتیجه رسیده که باز هم می‌تواند از رهیافت تلفیقی دوران جنگ سرد بهره ببرد.