* چه عاملی باعث شده بود انجام این عملیات توسط فرماندهان عراقی و حتی بر روی کاغذ غیرممکن به نظر برسد؟
** در مورد این سوال شما و موقعیت منطقه فاو باید گفت فاو یک شهر بندری در شبهجزیره فاو است که در منتهی الیه جنوب شرقی عراق قرار دارد که از یک طرف به رودخانه اروند، از طرف دیگر به خور عبدالله و از سویی به خلیجفارس محصور است و مجموعا توسط سه جاده آسفالته و شوسه به بصره و بندر امالقصر، پایگاههای دریایی عراق و از آن جا به مرکز کشور عراق متصل میشود.
این نقطه از خاک عراق محل عبور لولههای نفتی است که دو لوله نفتی بزرگ برای اسکله البکر و الامیه از این شهر عبور میکند. همچنین مخازن و منابع بزرگ نفتی در شهر فاو قرار دارد. این شهر تقریبا یک شهر نفتی است.
از نظر موقعیت جغرافیایی نظامی، منطقهای و سیاسی این شهر در یک موقعیت بسیار ایدهآل برای عراقیها و یک نقطه شناخته شده در اذهان کشورهای دنیا و جهان اسلام بود؛ بنابراین با ورود به این شهر میتوانستیم بسیاری از مشکلات جنگ تحمیلی را حل کنیم.
* ایده و فکر اولیه تصرف فاو از چه زمانی شکل گرفت؟
** از همان سال اول جنگ. بنده ماهی یک بار با موتور سیکلت به انتهای جنوب جزیره آبادان میرفتم و با دوربین شهر فاو را تماشا میکردم و در ذهن خودم این موضوع را مرور میکردم که اگر ما شهر فاو را تصرف کنیم بسیاری از مشکلات ما در جنگ حل میشود. در آن زمان با وجودیکه در محاصره بودیم در تنگنا بسر میبردیم. فکرمان این نبود که فقط در مقابل عراقیها که به کشورمان تجاوز کردند پدافند کنیم و بس، بلکه در فکر اجرای طرحها، برنامهها و نقشههای مختلف بودیم.
یکی از آن نقشهها و طرحها که در ذهن من خطور کرد، این بود که شهر فاو را بگیریم. لذا در بحثها و جلساتی هم که برای عملیات «ثامنالائمه»، «طریقالقدس»، «بیتالمقدس» و «فتحالمبین» برگزار میشد، گاهی اوقات به این قضیه اشاره میکردم و به فرماندهان میگفتم اگر فاو را تصرف کنیم میتواند برای ما تعیینکننده باشد.
* تصرف فاو دقیقا چه زمانی قوت گرفت؟
** دقیقا از سال 1362 به صورت محرمانه شکل گرفت، یعنی زمانی که ما در هورالعظیم مستقر شدیم و تواناییهای آبی ـ خاکیمان را چک کردیم بحث عبور از رودخانه، انجام عملیات و جنگ در دریا در ذهنمان خطور کرد و بحث فاو مطرح شد و تقریبا در شهریورماه سال 1364 مقدمات طرحریزی و توجیه تعداد انگشتشماری از فرماندهان آغاز شد که برادر محسن رضایی فرمانده کل سپاه، قرارگاه مخصوصی را پیرامون عملیات والفجر 8 و تصرف شهر فاو تاسیس کرد.
در مدت شش ماه یعنی از شهریور تا بهمن سال 1364 جلسات مختلفی برگزار شد که مهمترین آن تعیین خط حد لشکرها بود، یعنی فرمانده لشکرها خدمت سردار محسن رضایی، سردار صفوی، سردار رشید و سردار محتاج میرسیدند و خط حد و ماموریت لشکرشان را با در نظر گرفتن تواناییهایشان انتخاب میکردند.
* در فرآیند طرحریزی عملیات والفجر 8 بیشتر چه سوالاتی مطرح میشد؟
** آقا محسن و برادر محتاج خیلی با ما بحث کردند و گفتند: طرح و برنامهات چیست؟ من گفتم: الان در این جلسه مقدماتی نمیتوانم بگویم ولی میروم و روی آن کار میکنم و بعد از برنامهریزی و شناسایی طرحها را تقدیم میکنم. به هر جهت دستور ماموریت در آبانماه سال 1364 به همه لشکرها و به من که فرمانده لشکر ویژه 25 کربلا بودم ابلاغ شد. همه لشکرها خط حد خودشان را مشخص کردند. ما هم اعلام کردیم حاضریم شهر فاو را تصرف کنیم.
* عملیات والفجر 8 چه اهدافی را دنبال میکرد؟
** هدف اول انهدام توان رزمی ارتش عراق بود که ما به وسیله این عملیات باید ارتش عراق را مستاصل کرده و در این شبهجزیره منهدم میکردیم. هدف دوم این بود که صدور نفت عراق را به صورت صددرصد قطع کنیم.
* یعنی فلج کردن اقتصاد عراق؟
** بله. اقتصادش کاملا فلج میشد. اولین هدف این بود که از نظر نظامی ریشه ارتش عراق را بسوزانیم.
بنابراین هدف بعدی ما که تصرف خور عبدالله بود تردد عراق به سمت دریا را به طور کامل صفر میکرد و نیروی دریایی عراق کاملا فلج میشد. هدف دیگر این بود که از این طریق خودمان را به مرزهای کشور کویت نزدیک میکردیم و این امر از نظر سیاسی نظامی خیلی برای ما مفید بود چون هممرز با کویت میشدیم؛ کویتی که با تمام توان به صدام کمک میکرد.
* با توجه به موقعیت و اهمیت شهر فاو که به آنها اشاره کردید کار شناسایی منطقه عملیاتی چگونه انجام شد؟
** در خصوص شناسایی باید بگویم با مشخص شدن خط حد بدون این که کسی متوجه شود تعدادی از نیروهای اطلاعات و تخریب را از هفت تپه به منطقه آموزشی منتقل کردیم، سپس تواناییهایشان را چک کردیم و از این میان تعدادی را برای کار تخریب و شناسایی جدا و به مقابل خط حد نظامیمان در مقابل شهر فاو منتقل کردیم و پس از برگزاری برایشان کلاسهای ویژه حفاظتی و امنیتی آنها را قرنطینه نظامی کرده و از آنها شناساییمان را شروع کردیم.
اولین شناساییمان در مورد وضعیت خود اروند بود. الحمدلله همه این محاسبات را برادران ما در سطح خودشان و با توجه به توانایی و تخصصهایی که در درونشان نهفته بود انجام دادند و تجربه خوبی هم بدست آوردند و بر همین اساس و با توجه به نقاطی که میخواستیم وارد عملیات شویم خطوط و حد شناساییمان را تعریف کرده و راهکارهای نفوذ به خط دشمن را مشخص کردیم.
* با توجه به وسعت و موقعیت منطقه چگونه از عهده این کار برآمدید؟
** ما به نیروهایی که وارد منطقه عملیات میشدند میگفتیم کسی حق ورود و خروج از منطقه را ندارد. فقط شهید را تخلیه میکنیم و مجروح را هم در خود جبهه مداوا خواهیم کرد به همین منظور مدرسهای خراب شده را به اورژانس تبدیل کردیم که مجروحها را در آنها نگه میداشتیم و مداوا میکردیم همه اینها به خاطر این بود که مبادا کوچکترین اطلاعاتمان در مورد عملیات لو برود و به خاطر اهمیت موضوع شناسایی، سردار کمیل که در آن مقطع جانشین لشکر بود را در آن منطقه مستقر کردم و چون خود وی نیروی اطلاعات عملیات جنگی بود همه نیروها را کنترل میکرد. یعنی ما نفر به نفر نیروها را کنترل میکردیم و رفت و آمدهایشان را در آب چک میکردیم.
البته ما به همه برادران عزیزمان اعتماد و اطمینان داشتیم ولی دشمن در سطح وسیع با امکانات مدرن روز و جاسوسان حرفهای و ترفندهای مختلف اطلاعات را جمعآوری میکرد. ولی الحمدلله این بچههای حزباللهی نشان دادند که با اراده، اعتقاد و ایمانی که دارند بر هر سلاح و دشمنی فائق میآیند. بنابراین در این مدت به نیروهای اطلاعات و شناساییمان خیلی زیبا خط میدادیم و اطلاعات از آنها میگرفتیم.
* مقداری هم در مورد نیروهای غواص و بچههایی که از آب اروند عبور کردند صحبت کنید.
** عرض کنم که از نظر تخصصی عملیات آبی ـ خاکی یک ماموریت بسیار سنگین است و به همین لحاظ هم میگویند: شهادتی که در آب باشد اجر و ثوابش دو برابر است، لذا این دو برابر بودن متعلق به سختی آن کار است. از طرفی هم بچههای مازندران بچههایی بودند که در آب عشق میکردند و از کار کردن در منطقه آبی لذت میبردند.
* کار آمادهسازی نیروهای عملکننده چگونه انجام میشد؟
** در بحث آموزش سردار شهید عبدالله بختیاری که سمت جانشینی مرا به عهده داشت را در پادگان هفت تپه مستقر کردم و در این مدت شبها برای شناسایی میرفتیم و روزها مانور انجام میدادیم. در مانور و طرح هم واقعا خوب کار کردیم. مثلا سردار شهید بختیاری همه گردانها را میبرد داخل رودخانه دز و آنها با لباس غواصی و کلیه امکانات خود را به داخل آب میانداختند و تمام کارهایی را که در زمان عملیات باید انجام میدادند عملی اجرا میکردند و ما همه آنها را چک میکردیم.
* نیروهای عملکننده چگونه وارد عمل شدند؟
** نیروهای غواص، موج اول عملیات بودند که به محض ورود آخرین غواص به ساحل دشمن نیروهای موج دوم که سوار بر قایق بودند خود را به ساحل دشمن رساندند و وارد عملیات شدند. علتش هم این بود که غواصان خاص باید کار تخریب را انجام میدادند و بوسیله تجهیزاتی که از قبل آماده کرده بودند مینهای خورشیدی و سیمخاردارها را در حدود پنج تا 10 دقیقه خنثی کرده و راه قایقها را باز میکردند سپس قایقهای ما خود را به ساحل رسانده و وارد عمل میشدند که این کار با موفقیت انجام شد.
* از حال و هوای شب عملیات بگویید و این که شما چه زمانی وارد منطقه و شهر فاو شدید؟
** من دقیقا سه ساعت بعد از آغاز عملیات وارد فاو شدم. یادم میآید هوا هنوز تاریک و رودخانه اروند در حال جزر و یک تلاطم سنگینی پیدا کرده بود و ما باید حدود هزار متر مربع عرض رودخانه را با قایق طی میکردیم و بعد از آن 100 متر مربع در داخل لجنهای ساحل راه میرفتیم تا به ساحل برسیم. لذا وارد باتلاقهای لب ساحل شده و وارد فاو شدیم. آن شب من کل قرارگاه تاکتیکی لشکر را بردم آن طرف آب تا کاملا به عملیات مسلط و مواظب باشم تا خدای ناکرده بچهها در محاصره نیفتند که الحمدلله بچههای ما تا ساحل خور عبدالله پیش رفتند و جادههای اصلی و اساسی را تصرف کرده و دور تا دور شهر را محاصره کردند و یک خط مستحکمی بوجود آوردند. بعد گردانهایی که باید شهر را پاکسازی میکردند وارد شهر فاو شدند و شهر را به طور کامل پاکسازی کردند.
* چه زمانی بر روی اهدافتان مستقر شدید؟
** ظهر روز بیست و یکم بهمنماه سال 1364 یعنی دقیقا 14 ساعت بعد از آغاز عملیات همه محورهای عملیاتی را تصرف کرده بودیم و روی اهدافمان مستقر شدیم. البته در همان ساعات اولیه عملیات نیروهای لشکر 17 علی بن ابیطالب(ع) و لشکر 27 محمد رسولالله(ص) که باید به سمت بندر امالقصر میرفتند را از لشکر 25 کربلا عبور دادیم. یعنی آنها جزو نیروهای موج دوم بودند که باید به سمت امالقصر میرفتند که به حمدالله رفتند و موفق هم شدند.
* چه زمانی پرچم بارگاه مقدس حضرت امام رضا(ع) را بر مناره مسجد فاو به اهتزاز درآوردید؟
** دقیقا صبح روز عملیات بعد از اینکه منطقه تثبیت شد این پرچم مقدس را بر مناره مسجد برافراشتم و زمانی که خبرش از رادیو و تلویزیون پخش شد یک صفا و معنویت دیگری به منطقه عملیاتی فاو بخشید که در حقیقت نور قدسی اهل بیت(ع) در بالای سر رزمندگان دلاور قرار گرفت.
* تلاشهای عراق برای بازپسگیری فاو به کجا انجامید؟
** مقاومت بچهها در مقابل پاتکهای عراق هشتاد روز طول کشید و عراق همچنان تصمیم گرفته بود که فاو را پس بگیرد. چون اقتصاد، توان نظامیاش، نیروی دریایی، روحیه نیروهایش، روحیه سران کشورهای منطقه خلیجفارس روحیه همپیالهایها و مدافعان صدام همه و همه سقوط کرده بود و او راهی جز پذیرش شکست و کمک گرفتن از آمریکا و کشورهای حاشیه خلیجفارس نداشت.
ملت ایران فراموش نکرده است روز سوم عملیات و تصرف فاو را که کشورهای حاشیهنشین خلیجفارس طرح قطعنامه را به سازمان ملل پیشنهاد دادند. ملت ایران فراموش نکردهاند که مک فارلین دقیقا دو ماه پس از تصرف فاو توسط رزمندگان اسلام بدون هیچ هماهنگی به ایران آمد و درخواست صلح و آشتی با آمریکا را آورد. بدون شک این قدرت معنوی رزمندگان اسلام بود که توانستند یک کشور ابرقدرت را به پای میز خواستههای ملت ایران بکشاند نه برای چای و قهوه خوردن و یا گپ سیاسی زدن و با آبروی ملت ایران بازی کردن. البته ما با تصرف فاو قصد تعرض به خاک عراق را نداشتیم بلکه میخواستیم به صدام و مدافعانش ثابت کنیم که ملت باشرافتی است که قصد تجاوز ندارد ولی قدرت آن را دارد و میتواند از حقش دفاع کند.
عراق در این مدت هشتاد روز از هر سلاحی که داشت استفاده کرد فقط روزی با 30 فروند هواپیما بمب شیمیایی میریخت، روزی شاید با 50 فروند توپولف میآمد و منطقه را بمباران میکرد. گاهی اوقات هواپیماهای ترابری میآمدند بر فراز منطقه و برای تضعیف روحیه بر سر رزمندگان اسلام تخته، پاره سنگ، آهن نبشی، عروسک، آجر و فرقون میریختند اما نتوانستند به جبهه رزمندگان اسلام کوچکترین خدشهای وارد کنند و به عظمت حضرت بقیهالله(عج) و عنایت حضرت زهرا(س) آن پیروزی بزرگ برای ملت شریف و بزرگ ایران به دست جوانان برومند پاسدار و بسیجی یکبار دیگر رقم خورد.
* این عملیات چه دستاوردهایی برای ایران داشت؟
** ما هم دستاوردهای نظامی داشتیم و هم دستاوردهای سیاسی. در حقیقت به اهدافمان رسیدیم و این خود قسمتی از دستاوردهای مهم این عملیات بود. از طرفی عملیات والفجر هشت اولین عملیات بزرگی بود که سپاه به تنهایی انجام داد و موازنه قوایی یکبار دیگر به نفع جمهوری اسلامی تغییر یافت و دنیا از پیام نظامی فاو وحشت کرد و سازمان ملل و ابرقدرتها به سمت این رفتند که برای ختم جنگ حقوق ملت ایران را تامین کنند یعنی اگر عملیات نظامی فاو به آن صورت قدرتمند انجام نمیگرفت دنیا به فکر این نمیافتاد که حقوق ملت ایران را بپردازد لذا پیام نظامی فاو وحشت را در دل دشمنان اسلام انداخت و مجبورشان کرد که بیایند سر میز مذاکره.
یعنی میتوان گفت عملیات والفجر هشت زمینهای شد برای پذیرش شرایط قطعنامه توسط عراق.