* آقای دکتر، مایلیم در ابتدا با تکیه بر مفاهیم قرآنی، تعریفی از تقریب و به عبارتی وحدت میان امت اسلامی ارایه بفرمایید.
** قرآن کریم در سوره مبارکه بقره، آیه 213، تقریب را تهذیب نفس و از عوامل گرد آمدن پیروان مذاهب اسلامی پیرامون محور قرآن و اصول و ضروریات دین و شنیدن مستقیم آرای یکدیگر و گفتگو همراه با ادب اختلاف و همکاری در مسایل مورد اتفاق و معذور داشتن یکدیگر در مسایل مورد اختلاف، معرفی میکند.
«رجال دارالتقریب قاهره» از «تقریب» چنین تعریف کردهاند: «رویکردی جدی در دایره اسلام، عاری از رنگ قومی و اقلیمی برای رهایی از دشمنی دو جانبه میان مذاهب مختلف اسلامی و پاسداری از وحدت مسلمانان»
تقریب به معنای نزدیکی و همگرایی پیروان مذاهب اسلامی، مقدمهای است برای تعارف و شناخت یکدیگر که هدف از آفرینش انسانهاست (لتعارفوا...) و شناخت، مقدمهای است برای اینکه خداوند میان دلهای آنان الفت برقرار کند (فالف بین قلوبکم) و در نتیجه با نعمت اسلام با هم برادر شوند (فاصبحتم بنعمت اخواناً) و امت واحده الهی را تشکیل دهند. (ان هذه امتکم امة واحدة). و همگی تحت تربیت الهی واقع شوند (و انا ربکم فاتقون).
* جایگاهی که تقریب و وحدت امت در اصول اعتقادی و اخلاقی و برنامههای عملی اسلام دارد، چگونه جایگاهی است؟
** اجازه بدهید این پرسش شما را با اشاره به این آیه معروف پاسخ بدهم: «این امت، امت واحده شماست و من پروردگارتان پس مرا عبادت کنید.»
در این آیه، تقریب و وحدت امت در برابر وحدت رب مطرح شده و قرآن این دو را با هم ذکر میکند؛ یعنی تقریب ریشه در توحید داشته و وحدت امت با وحدت رب ارتباط عمیقی دارد، گویی که اگر امت پراکنده شود، از مدار توحید و ربوبیت و عبودیت خارج شده است. از این رو، علامه کاشف الغطاء میگفت: «اسلام برای دو کلمه آمده: کلمه توحید و توحید کلمه.»
همچنانکه تفرقه ریشه در شرک دارد و قرآن به شدت از آن نهی میکند و میفرماید: « و از مشرکان نباشید؛ یعنی از کسانی که دین خود را به صورت فرقههای مختلفی پراکندهاند و هر فرقه و حزبی به آنچه نزد خویش دارند، شادمانند.»
از سویی دیگر، وحدت ریشه در رسالت پیامبران و ریشه در امامت دارد.
قرآن، هدف از ارسال پیامبران را ایجاد وحدت و تقریب معرفی میکند: مردم امت واحدی بودند که (با هم اختلاف کردند) پس خداوند پیامبران را مژده دهنده و هشدار دهنده برانگیخت و با آنان کتاب آسمانی فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف کرده بود حکم کند.
مردم در اصل یگانه و از یک پدر و مادرند، روزگاری جهتی واحد داشتهاند، زیورهای دنیوی بسیاری را به خود جلب کرد و اهل دنیا با آراستن خود به زرق و برقها، دچار خود برتربینی گشته، خود را جدا کردهاند، گروهی راه کفر و شیطان و گروهی راه خدا و پیامبران و گروهی به ظاهر راه خدا و پیامبران و در باطن راه طاغوت و شیطان را در پیش گرفتند و متفرق شدند.
چون چنین شد، خداوند پیامبران را فرستاد تا مردم را به راه الهی مژده و نسبت به راه شیطان هشدار دهند، و برای آنان کتاب شریعت، معیار و مقیاس راه الهی فرستاد تا مردم راه خود را با آن بسنجند و بشناسند تا هر کس بیدلیل و برهان راه خود را بر حق و راه دیگران را باطل نشمارد. در خصوص ریشه وحدت در امامت هم ذکر این نکته کافی است که حضرت فاطمه زهرا(س) فرمودند: «امامت ما برای حفظ نظام و تبدیل افتراق مسلمانان به اتحاد است.»
* به ریشه وحدت در نبوت اشاره کردید. اگر ممکن است قدری هم از جلوههای اهتمام پیامبران برای حفظ وحدت برای خوانندگان ما بگویید.
** حفظ وحدت امت آن قدر برای پیامبران مهم است که پیامبری چون هارون به خاطر آن از مبارزه با شرک و گوسالهپرستی قوم درنگ میکند و در برابر عصبانیت برادرش حضرت موسی(ع) به هنگام بازگشت از کوه طور و افکندن الواح شریعت تورات و اعتراض که چرا با گوسالهپرستی قوم مبارزه نکرده، اظهار میدارد: «من ترسیدم که بگویی میان بنیاسرائیل تفرقهانداختی و سخن مرا (در مورد حفظ وحدت امت) رعایت نکردی.»
توضیح اینکه مبارزه سطحی باعث تقویت گروه شرک و ایجاد تفرقه میان امت میشد و هارون منتظر شد تا برادرش بیاید و با کمک او ریشه شرک را بسوزانند.
میزان اهتمام پیامبر اکرم(ص) به حفظ وحدت تا جایی بود که فرمان دادند مسجد ضرار را ویران کنند و مانند گوساله سامری در آتش بسوزانند، زیرا این مسجد در مقابل مسجد قبا مایه تفرقه میان مؤمنان بود.
یکی از مهمترین عهد و میثاقهای الهی با پیامبران و امتها بخصوص امت مسلمان، ایجاد وحدت و جلوگیری از تفرق و پراکندگی است.
بنا به نقلی از ابن عباس، این آیه در مورد یهودیان و نصرانیان که در دین خود به تفرقه و اختلاف پرداختند، نازل شده و بنا به روایات دیگر در مورد بدعتگزاران و گمراهان و اهل شبهه است. ولی همانطور که ابن کثیر میگوید، ظاهراً، آیه عام است و همه کسانی را که به دین خدا پشت کرده به راه تفرقه رفتهاند، شامل میشود، زیرا تفرقه و گروهگرایی در شریعت الهی راهی ندارد و خداوند فرستاده خویش را از آن مبرا می داند. قرآن به مسلمانان هشدار میدهد که تفرقه و گروه گرایی، عذابی الهی هم ردیف بلاهای آسمانی مانند سنگباران قوم لوط و بلاهای زمینی مانند زلزله را به دنبال خواهد داشت.
در عصر حاضر نیز می بینیم که دست استعمار، یک میلیارد مسلمان را از هم بیگانه ساخته است.
* آقای دکتر، می توان گفت مقصود از تأکید بر وحدت میان مذاهب، حل اختلافهای مجتهدان در اصول و فروع دین است؟
** نه! معنای تقریب این نیست که میان مذاهب اختلافهای اصولی است و از آنان میخواهد که بیایند و دور هم جمع شوند و به حل اختلاف اصولی میان خود بپردازند، بلکه مذاهب اسلامی در اصول دین و ضروریات شریعت هیچ اختلافی ندارند و دعوت تقریب برای شناخت و نزدیکی مذاهب در مسایل خلافی، در امور فرعی و اجتهادی است که گاهی نظر و برداشت اجتهادی مجتهدی با مجتهد دیگر مختلف است و این نتیجه طبیعی اجتهاد و حریت رأی و آزادی اندیشه است که اسلام آن را مقرر داشته و برای آن پاداش تعیین کرده است.
این اختلاف اندیشه را حتی در میان پیامبران الهی مشاهده میکنیم.
آیات قرآن به ما ادب اختلاف در اجتهاد را میآموزد، که باید همواره طالب حق بود و از هر افقی که باشد آن را بیان کرد و رأی و نظر خود را بر رأی و نظر حق مطابق ساخت.
* آیا اختلاف در تمامی جهات آن، مفهوم نقمت دارد و نمیتوان از آن تعبیر به رحمت کرد؟
** اگر اراده الهی بر تساوی آفریدگانش بود، آنها را بر سر یک دین به صورت امت واحدهای متحد میساخت و اسلام را بر آنها تحمیل میکرد؛ ولی این کار با مسأله تکلیف و هدف آن یعنی استحقاق ثواب و پاداش، سازگار نبود، چون الزام و اجبار مانع از استحقاق چنان ثوابی است.
از آنجا که حق یکی است و باطل و برداشتها از اصل دین و شریعت الهی متعدد است، مردم همواره گرفتار اختلافند. فقط اهل حق با یکدیگر اختلاف ندارند و آنان کسانی هستند که مشمول رحمت پروردگارند. سرانجام دسته اول دوزخ و سرانجام دسته دوم، بهشت برین است.
از نظر شیخ طوسی، اختلاف عبارت است از اعتقاد هر یک نقیض آنچه طرف دیگر معتقد است و بعضی گفتهاند که مراد، گذشتن یک قوم و آمدن قوم دیگر است.
اغلب مفسران به این نتیجه رسیدهاند که اختلاف به طور کلی مذموم است و با رحمت سازگاری ندارد و تهدید آیه بعد، مربوط به آن است.
کسانی که به صفتی ثابت و خصوصیتی همیشگی در حال اختلاف و مخالفت با دیگران هستند، مذموم و خارج از رحمتند. چنین اختلافی نه رحمت، بلکه نقمت است. و این نوع اختلاف، بیشتر در عرصه اصول فکری پدید میآید و از صفات معاندان است.
اما یک نوع اختلاف، اختلاف عرضی و موقتی است که به طور طبیعی در اثر اختلاف دیدگاهها و دیگر عوامل میان انسانها بخصوص اندیشمندان رخ میدهد، اما هیچ کدام عنادی نداشته بلکه طالب حق و حقیقتند، و با هم به گفتگو و جدال احسن میپردازند.
این نوع اختلاف و تحقیق، موجب گسترش علم و دانش و فرهنگ میگردد. در این صورت، این اختلاف اختلاف رحمت است.
* منشأ اختلافها بویژه اختلافهای در حوزه دین از کجا نشأت میگیرد و چطور میتوان با این مشکل برخورد کرد؟
** ببینید، مردم در برابر شریعت و آیات نازل شده از جانب خداوند دو دسته اند، اهل تدین، که در برابر آنچه خداوند بر پیامبرش نازل میکند تسلیماند. گروه دیگر اهل تحزباند، کسانی که تعصبات حزبی و فرقهای برایشان اصل است و دین و شریعت الهی را بر اساس آن توجیه و مردم را به تفرقه میکشانند، همچنانکه بعضی فرق کلامی، قرآن را بر اساس عقاید کلامی خود توجیه و تفسیر می کردند و یا شریعت الهی را که مطابق با خواستههایشان بود پذیرفته و قسمت دیگر را رها ساختند.
بدین ترتیب، بعضی از احزاب مذهبی عملاً منکر قسمتی از کتاب آسمانی و شریعت الهی شدند.
قرآن از این گونه فرقهها که تابع تعصبات فرقهای هستند تعبیر به «احزاب» میکند و کار تحزب و فرقهگرایی آنان را نوعی شرک میشمارد و میفرماید: "و از مشرکان نباشید، از کسانی که در دین خود فرقهگرا و پراکنده شدند (به تحزب پرداختند) و هر حزبی به آنچه دارند شادمانند."
برخلاف پیروان راستین کتاب آسمانی که به آنچه خداوند بر پیامبرش نازل کرده، شادمانند.
* آنچه شما اشاره کردید، به معنای نفی احزاب نیست؟
** نه، به معنای تقوا در برابر مرزهای میان تدین و تحزب است.
اهل تدین، در مسایل تاریخی جز آنچه را که در کتاب آسمانی آمده قطعی نمیدانند، بلکه تاریخ بشری را تاریک میدانند که دستهای سیاست بسیاری را آن طور که خواسته به نفع سیاستهای خود ترسیم کرده است. اما اهل تحزب میکوشند تا در جهت تحزب و فرقهگرایی، جنگ تاریخی به راه بیندازند.
مهمترین انحراف اهل تحزب این است که افکار و عقاید حزبی و فرقهای خود را به درخت قرآن و اسلام پیوند میزنند و حکم تکفیر سایر مذاهب را صادر میکنند بیآنکه در صدد تحقیق برآیند.
آنچه در این فرایند به دست میآید، اختلاف و تحزب بین فرق اسلامی است که نتیجه ناخوشایند آن، ایجاد گسست در جامعه اسلامی و تسلط و نفوذ استعمارگران خواهان این تفرقه است.
بیشک، وجود این اختلافهای عقیدتی، اصل و اساس آنچه را مورد پذیرش همگان است، مورد تهاجم کسانی قرار خواهد داد که از وجود این اختلافها، بهرههای اقتصادی- سیاسی و فرهنگی خواهند برد.