تاریخ انتشار : ۱۳ تير ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۱۸۷۲۴۵

مهدی قیصری
سالهاست که ظلم حاکم بر جهان، بی‌عدالتی و آروزی ایجاد صلحی جهانی ذهن اندیشمندان و فیلسوفان و به خصوص متکلمان اسلامی را به خود مشغول داشته است. آرمان ایجاد حکومتی مبتنی بر احقاق حقوق همه مردم و در سایه صلح و امنیت کم و بیش در همه ادیان و مذاهب الهی مژده داده شده است. مصداق آن در آموزه‌های سیاسی شیعه هنگامی که عالم آن وجور فراگرفته باشد حقیقتی از خاندان حضرت محمد (ص) ظهور خواهد کرد و ظهور او پایانی خواهد بود بر ظلم ضالمان که او حضرت مهدی قائم (عج) فرزند اما حسن عسگری (ع) است که به حکمت الهی در پرده غیب به سر می‌برد و آنگاه که اقتضای الهی ایجاب کند او حجاب از دیده مردم بر خواهد داشت و جمال خود را آشکار خواهد کرد. پس از آن با یاران اندک (سی صد و سیزده سردار به روایت احادیث) "حکومت جهانی" را بر پایه قسط و عدل بنا خواهد کرد. با این مقدمه شاخصه‌های حکومت جهانی مورد کاوش قرار می‌گیرد. حکومت جهانی در ادبیات سیاسی در دو مفهوم کاملا متمایز مطرح شده است. تعریف اول بررسی ساختار حکومتی است که کل جغرافیای زمین وساکنین آنرا شامل می‌گردد. این حکومت هم "مشروع" است و هم "کارآمد" از طرفی تشکیل چنین حکومتی تنها راه استقرار صلح و رهایی از جدال موجود برعالم هستی محسوب می‌گردد.
اما معنای دوم ادعای فرمانروایی بر کل جهان هستی است؛ اگرچه مدعی به این ادعا هنوز دست نیافته است و برای سیطره قدرت خود بر عالم از هر وسیله‌ای استفاده می‌کند.
و این چنین امپراتوری‌ها و جنگ‌های جهانی به راه می‌افتد. در صورت طرفداران هر یک از مکاتب فوق برای توجیه "حکومت جهانی" حکومت شان استفاده از یک "مسلک" جهانی و تلاش در اشاعه آموزه‌های آنرا مدنظر خواهد داشت. ای بسا این "مسلک جهانی" نیز مدعی راهنمای عمل انسانی اعم از فعل فردی یا اجتماعی برای تمام مردم عالم است.
اما با توجه به کثرت مکاتبی از ادعای "جهانی بودن" دارند و اینکه بالذات همه مکاتب به نوعی این ادعا را که "تکامل" نوع بشر در عمل به فرامین آن مکتب است را اولا در میان پیروان مکتب خود نهادینه می‌کند و دوما معتقد به اشاعه و صدور فرامین و دستور‌العملهای خود به سایر انسانها است، به نظر می‌رسد تحقق حکومت جهانی اگر چه در مقام نظر و تئوری مطرح می‌شود اما در عمل برای پایه‌ریزی چنین حکومتی ناچار باید به دو دیدگاه تن داد. دیدگاه اول مبتنی بر پذیرش حقانیت همه مکاتب متعدد و مختلف موجود و احترام به آموزه‌های تمام مکاتب و با نوعی تسامح هم‌زیستی همه مکاتب (سکولاریزم)، می‌باشد در این دیدگاه اساس بر حفظ تفاوت‌ها و اختلافات است. و فقط باید "هم‌زیستی" قانونی ایجاد گردد و همه باید تحمل یکدیگر را فرا بگیرند و حکومت جهانی وظیفه‌اش بر حفظ این "تسامح" می‌باشد.
تسامحی که به ناچار به آن تن داده‌ایم. لذا هیچ یک از مکاتب حق حکومت کردن ندارند اما این مدعا نیز دچار تناقض می‌گردد چرا که از طرفی مکاتب حق حکومت کردن ندارد اما این مدعا نیز دچار تناقض می‌گردد چرا که از طرفی مکاتب انحصارا معتقدند که برای تمام شئون زندگی انسانها اعم از فردی و اجتماعی دستورالعمل دارند و تنها عمل به این فرامین است که انسان را رستگار می‌کند؛ از طرف دیگر همین مکتب خاص این "حقانیت" سایر مکاتب را بپذیرد.
اما دیدگاه دوم به طراحی حکومت جهانی بر اساس تنها یک مکتب واحد جهانی می‌پردازد این دیدگاه مستلزم آنست که همه مردم عالم به این مکتب خاص بپیوندند و مکتب قبلی خود را فراموش کنند، اما در عمل آیا می‌توان فرض کرد تمام مردم دنیا با توجه به کثرت مکاتب موجود تنها به یک مکتب بگروید؟ مگر این که صاحبان آن مکتب متوسل به "خشونت" شوند و برخلاف دیدگاه قبلی که معتقد به تسامح بود، از حربه "زور" استفاده کنند و یک مکتب خاصی را بر عالم حاکم کنند و یک مکتب خاصی را بر عالم حاکم کنند که البته این نیز مطلوب نمی‌باشد چرا که هدف از حکومت جهانی رهایی از همه این افتراق‌هاست. حال این سوال مطرح می‌گردد که وعده تحقق حکومت جهانی توسط "منجی آخرالزمان" که در بیشتر ادیان توحیدی از جمله زرتشت، یهود، مسیح و اسلام مطرح و وعده داده شده است چه معنایی دارد؟
مصداقا در اسلام تحقق حکومت جهانی توسط حضرت قائم (عج)، با ایجاد زمینه‌سازی جهت سلطه روز افزون ممالک قدرتمند بر منابع اقتصادی و انسانی کشورهای جهان سوم که باعث ظلم و عقب‌اقتادگی مردم این کشورها شده است متفکرین و اندیشمندان اسلامی را به کنکاشی علمی و عملی واداشت.
اولین بار بحث تشکیل حکومت جهانی اسلام بر پایه اتحاد میان تمام مسلمانان در آراء سیدجمال‌الدین اسدآبادی مطرح گردید. به تبع وی شاگردان او از جمله شیخ محمد عبده و بخصوص سید عبدالرحمن کواکبی اندیشه سید جمال را گسترش دادند. در این راستا عبدالرحمن کواکب (1271-1320هـ ق) کتابی با نام "ام‌القری" تألیف کرد و در آن طرح‌هایی برای اتحاد اسلامی با مرکزیت مکی ارائه کرد که البته این کتاب محصول تفکر و اتحاد خود کواکبی است. این کتاب به کسب قصه و رمان ، علمای بلاد اسلامی را در یک مجلس مشورتی وکنفرانس بین‌الملل اسلامی برای شناخت دردهای مسلمین و علل ریشه‌یابی آنها و راههای چاره آن درمکه معظمه جمع و از قول هر یک نطقی فراهم کرده است اگر چه به نظر برخی از محققان چنین کنگره‌ای واقعا درسال (898ه) 1315 با نام "مجتمع بیداری اسلامی" در مکه برگزار شد. (1) سالها گذشت و بحث اتحاد مسلمین و خاتمه دادن به ظلم و جهل حاکم بر ممالک اسلامی همچنان در محافل علمی و در لسان متفکران بعد از سید جمال و حتی معاصر همانند اقبال لاهوری، شریعتی، ... و به خصوص بعد از انقلاب 1357 در آرای حضرت امام خمینی مطرح شد. آموزه "ام‌القری، و تشکیل حکومت جهانی بارها در آرای حضرت امام و دیگر اندیشمندان به تبع ایشان مورد موشکافی قرار گرفت. اما لغتا ام‌القری "مکه را گویند زیرا که وسط زمین است یا برای آن که قبله‌ء مردمان است یا برای آنکه شأن آن نسبت به قرای دیگر بالاتر است."‌(2)
در قدیم تمدن به این ترتیب پیش می‌رفت که مازاد جمعیت یک شهر به دلیل محدودیت منابع طبیعی کوچ کرده و شهرک تازه‌ای بنا می‌نهادند شهرک به عربی "قریه" و جمع آن "قری" است.
شهرک تازه تأسیس فرزندان شهر اصلی محسوب می‌شدند و از اینرو شهرک اصلی را "ام‌القری " می گفتند. (3)
تئوری ام‌القری در ادبیات سیاسی مبتنی بر اندیشه "ولایت حقیقی اسلامی" است و بر همین اساس بنا شده است. لذا جهان اسلام امت واحده‌ای فرضی شده است که ملاک وحدت آن و رهبری جهان اسلام بر مبنای اصل "ولایت فقیه" توجیه شده است.
"امر ولایت به فقیه عادل باز می‌گردد و او کسی است که برای ولایت بر مسلمانان شایسته است. ... بنابراین ایجاد حکومت و تشکیل بنای دولت اسلامی بر فقهای عادل واجب کفایی است، پس اگر یکی از آنان موفق به تشکیل حکومت شد، بر دیگران اتباع از او لازم و واجب است." (4) بر این اساس هر گاه در یکی از بلاد اسلامی حکومتی روی کار آمد که رهبری آن لیاقت رهبری امت اسلامی را داشت در آن صورت آن نظام "ام‌القری عالم اسلام" می‌شود.
پس ام‌القری به عنوان کشوری است که از نقش محوری در جهان اسلام برخوردار است و نوعی مسئولیت متقابل بین رهبری فقیه و امت اسلامی دراقصی بلاد گیتی وجود دارد (5) بدین ترتیب آموزه‌ ام‌القری در اندیشه حضرت امام خمینی (ره) حصه‌ای از واقعیت و حقیقت را در هم آمیخته اگر چه بر اساس برداشت‌های ذهنی اقدام به نظریه پردازی شده است، اما شاهدی بر گرایش واقع‌بینانه و نه واقع‌گرایانه در سیاست خارجی از منظر امام خمینی می‌باشد. (6)
اگر کشوری ام‌القری شود و در آن صورت رهبری آن موظف است مصالح کل امت را ملحوظ بدارد و از سوی دیگر حفظ آن بر کل امت فریضه است. حفظ موقعیت ام‌القری از اهداف ملی است و تلاش برای حفظ آن جزو استراتژی ملی ما خواهد بود.(7)
اما اگر کشوری داعیه‌ ام‌القری بودن داشته باشد باید سطح رهبری خود را از مرزهای جغرافیایی‌اش فراتر برده و در کل امت انتخابی انجام دهد. ... ممکن است قومی برای مدتی صاحب ام‌القری باشد و پس از زمانی این مطلب از آنها ساقط گردد. (8)
با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی که خود ولی فقیه بود، ام‌القری بودن ایران بارها مطرح شد بنابر این براساس آموزه‌ ام‌القری سیاست صدور انقلاب و جهانی کردن حکومت اسلامی در دستور کار قرار گرفت چنان که حضرت امام خمینی در مورد کیفیت صدور انقلاب اسلامی می‌فرماید:
"ما می‌خواهیم معنویت انقلاب اسلامی‌مان را به جهان صادر کنیم انقلاب می‌خواهیم صادر کنیم. ... ما نمی‌خواهیم شمشیر بکشیم و تفنگ بکشیم و حمله کنیم ما می‌خواهیم که این انقلاب فرهنگی‌مان را به همه ممالک اسلامی صادر کنیم."(9)
"معنای صدور انقلاب ما این است که همه ملت‌ها بیدار شوند و همه دولتها بیدار شوند و خودشان را از این گرفتاری که دارند ... نجات دهند."(10)
اتحاد مسلمین و یکپارچگی آنان در مقابل ظلم بر پایه قاعده نفی سبیل نیز زمینه دیگری برای ایجاد حکومت جهانی اسلام است، امام خمینی می‌فرمایند:
"برنامه ما وحدت کلمه مسلمین و اتحاد ممالک اسلامی است در مقابل دول استعمار طلب"(11) اما اگر بین مصالح ام‌القری و ولایت جهان اسلام تعارفی دیده شود. ... همواره مصلاح امت اولویت دارد مگر هستی ام‌القری که حفظ آن بر همه ملت و نه تنها مردم ام‌القری، واجب است. (12) در این باره امام خمینی بر حفظ ایران به عنوان ام‌القری جهان اسلام فرمایند "اگر این جمهوری اسلامی از بین برود، اسلام چنان منزوی خواهد شد که تا آخر ابد مگر در زمان حضور حضرت نتواند سرش را بلند کند."