تاریخ انتشار : ۰۷ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۱۸۷۳۰۴
مقدمه: «احمد هوبر» نویسنده و خبرنگار مسلمان سوئیسی درباره علت قطع کمک های مالی به فلسطین و ادامه دشمنی های «ایهود اولمرت» که دست پرورده شارون به حساب می آید مصاحبه ای با رادیو بدون مرزی انجام داده که مشروح آن از نظر خوانندگان می‌گذرد:

«برگزاری دو انتخابات در فلسطین و اسرائیل با فاصله زمانی کم، تحولات سیاسی در این منطقه را وارد مرحله جدیدی کرد.
در فلسطین، جنبش حماس توانست با کسب بیشترین کرسی های پارلمانی و انتخاب «اسماعیل هنیه» به عنوان نخست وزیر قدرت را در این منطقه در دست بگیرد،حماس با تاکید بر به رسمیت نشناختن اسرائیل و تداوم مقاومت علیه اشغالگران، پیامی جدید برای صهیونیست ها و حامیان غربی آنها فرستاد و بلافاصله در واکنش به این پیام مردمی، کمک های مالی به مناطق خودگردان قطع شد تا دولت مردمی فلسطین در تحقق وعده هایش، ناکام بماند.
از سوی دیگر، در اسرائیل نیز «ایهود اولمرت» و حزب متبوعش در انتخابات «کنست» بر رقبا پیشی گرفتند، اولمرت که دست پرورده شارون است از همان ابتدا به دشمنی با دولت جدید فلسطین برخاست. دولت اولمرت همچنان از تعیین سرنوشت یک میلیون آواره فلسطینی خودداری می ورزد و بازهم با مشخص نشدن وضعیت آینده شهر «بیت المقدس» مخالفت می کند، در واقع تمامی احزاب اسرائیل یعنی آنهایی که برنده واقعی انتخابات کنست محسوب می شوند مخالف صلحی واقعی در خاورمیانه هستند.
هیچ یک از این احزاب قصد ندارند مناطق اشغال فلسطین را تخلیه کنند. آنها همچنین مخالف بازگشت فلسطینیان آواره به موطنشان هستند. در واقع آنها با کلیه قطعنامه های سازمان ملل مخالفند، این احزاب تنها آمادگی آن را دارند در ازای صلح بخشی از مناطق اشغالی آن هم بخش کوچکی را آزاد سازند.
هیچ کس نباید فکر کند که اسرائیل مایل به برقراری صلح در خاورمیانه است اما آنچه که به طرف فلسطینی مربوط می شود، این است که ملت فلسطین در انتخابات کسانی را انتخاب کرد که در مقابل رژیم صهیونیستی و آمریکا تسلیم نمی‌شوند.
در واقع آنچه که مشخص است این است که دولت فعلی فلسطین امتیازات یک جانبه ای را که حکومت خودگردان طی سال های گذشته به رژیم صهیونیستی داده بود نخواهد داد، اما از سوی دیگر به اعتقاد من حماس یک موضع واقع گرایانه ای را در پیش گرفته است. این جنبش به همه چیز و همه کس «نه» نمی تواند بگوید چرا که اگر چنین کند در سطح جهانی منزوی می شود و نخواهد توانست از منافع ملت فلسطین به خوبی حراست کند. برای صلح پایه و اصول وجود دارد و آن قطعنامه معروف 242 از سال 1967 است. امروز هیچ کس در این باره سخن نمی گوید و آن قطعنامه هنوز معتبر است و می تواند پایه ای برای آغاز مذاکرات باشد.
این قطعنامه از اسرائیل می خواهد که کلیه مناطق اشغالی سال 1967 را تخلیه و شهر بیت المقدس را نیز تقسیم کند.
این بدان معنی است که جامعه جهانی نیز می پذیرد که بیت المقدس تنها به یهودیان تعلق ندارد بلکه مسلمانان و مسیحیان نیز در آن سهیمند، این قطعنامه همچنین خواستار راه حلی برای مشکل آوارگان فلسطینیان است.من یقین دارم که دولت جدید فلسطین این خواسته و مسائل را بار دیگر در سطح جهان مطرح خواهد کرد.
هنگامی که رژیم صهیونیستی در منطقه پا گرفت تنها 9 درصد از شهروندان اسرائیلی مسلمان عرب و مسیحی بودند و دیگر شهروندان از آنجا رانده شده بودند امروز تعداد آنها به 20درصد افزایش یافته است و این تعداد در 20 سال آینده به 35 الی 40درصد افزایش خواهد یافت لذا می توان پیش بینی کرد که رژیم اسرائیل دیگر یک دولت یهودی نخواهد بود بلکه با ملیت های مختلف خواهد بود و آخرین تجربه استعماری طی دو، سه دهه آینده از بین خواهد رفت.