تاریخ انتشار : ۲۵ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۱۸۷۳۳۶

م‌ ـ همدانی
پیروی از خط امام، فقط به ادعا نیست؛ بلکه باید در عمل آن را ثابت کرد. شانزدهمین سالگرد ارتحال آن محبوب دلهاست و فرصتی است که بتوان در این باره مطالبی گفت. راه روشن امام راحل(ره)، چون ستاره‌ای روشن راهنمای کسانی است که می‌خواهند خط امام را ادامه دهند. اگر کسی صادقانه بدنبال پیروی از این خط باشد، مسیر آنچنان روشن است که کسی در آن گمراه نخواهد شد. مسیری که بیانات گهربار آن امام راحل چراغ‌های فروزان آن می‌باشد.
امام عزیز در ماههای پایانی حیات پربرکت خود اقداماتی انجام داد که راه او را برای پیروانش روشن‌تر نمود. عزل آقای منتظری، حکم اعدام سلمان رشدی و خط کشی بین انقلاب و لیبرالها از جمله این اقدامات مهم بود. اینها را می‌توان وصیت‌های عملی آن امام دانست که در کنار وصیت الهی سیاسی ایشان مشعل‌های پرفروز این راه هستند. سه اقدامی که گفته شد هر یک در ابعادی اسلام و انقلاب را بیمه کرد و از خطرات آینده مصون نمود.
عزل آقای منتظری از قائم‌مقامی رهبری، کشور را از باند منحرف مهدی هاشمی معدوم نجات داد. باندی که با توجه به نفوذ خود بر آقای منتظری می‌توانستند به یکباره بساط انقلاب را برچینند و آرزوهای استکبار را بر آورده سازند.
حکم اعدام سلمان رشدی نیز به جهانیان نشان داد که نظام اسلامی در برابر اهانت به مقدسات خود ساکت نخواهد نشست و به فرموده آن امام راحل اگر استکبار بخواهد در برابر دین ما بایستد ما در برابر تمامی دنیای آنان خواهیم ایستاد. امام راحل در ماههای پایانی حیات خود (2/12/67) در پیامی با عنوان منشور روحانیت، استراتژی نظام جمهوری اسلامی را معین کردند و در آن با صراحت اعلام نمودند که صریحاً اعلام می‌کنم، تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست لیبرالها بیفتد.
روی سخن با کسانی است که با ادعای اصلاح‌طلبی مدعی پیروی از خط امام نیز هستند. آنچه که از شانزده سال پیش تا بحال از مواضع این افراد و سخنان و مقالات و اظهارات آنها در صحنه سیاسی کشور مشاهده شد، آن است که این مدعیان با سه موضوع فوق و نظر امام راحل اختلاف دیدگاه دارند.
تلاش مدعیان اصلاح‌طلبی بخصوص طیف‌های افراطی آنان برای وارد کردن آقای منتظری به صحنه سیاست که خلاف دستور صریح امام راحل به ایشان می‌باشد و دیدار دبیرکل و اعضای حزب مشارکت با وی نشان از تباین دیدگاه‌های حزب مشارکت با نظر صریح امام در این باره دارد.
مدعیان اصلاح‌طلبی تا بحال موضع صریحی درباره حکم تاریخی امام راحل درباره سلمان رشدی مرتد نگرفته‌اند امام دفاع آنها از کسانی که به اتهام ارتداد و توهین به مقدسات در طول این سالها محاکمه شده‌اند نشان می‌دهد که آنان به بهانه آزادی بیان و حقوق بشر اعتقادی به موضوع ارتداد و احکام آن ندارند.
اما موضع سوم از اهمیت بیشتری برخوردار است. حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب با لیبرالها و گروهک موسوم به نهضت آزادی آنچنان در آستانه انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری به یکدیگر نزدیک شدند که گویا امام راحل هیچ مرز مشخصی با لیبرالها رسم نکرده‌اند. امام راحل خط پررنگی بین خط خود که همانا خط اسلام است و خط لیبرالها رسم کرده‌اند که هیچ شبهه‌ای بر آن وجود ندارد.
ایشان در پیام خود گفته‌اند که: من امروز بعد از ده سال از پیروزی انقلاب اسلامی همچون گذشته اعتراف می‌کنم که بعضی تصمیمات اول انقلاب در سپردن پست‌ها و امور مهمه کشور به گروهی که عقیده خالص و واقعی به اسلام ناب محمدی نداشته‌اند اشتباهی بوده است که تلخی آثار آن براحتی از میان نمی‌رود. ایشان در این پیام اشاره کردند که: آنها (لیبرالها) به چیزی کمتر از انحراف انقلاب از تمامی اصولش و حرکت بسوی آمریکای جهانخوار قناعت نمی‌کنند.
فرض آنکه نامه امام راحل به آقای محتشمی وزیر کشور وقت نظر یا خط امام نبوده است در حالی که تمامی قرائن خلاف این موضوع را نشان می‌دهد؛ حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب که این روزها با لیبرالها نزد عشق می‌بازند، با این پیام مهم که در زمان حیات امام راحل در روزنامه‌ها و رسانه‌ها نیز منتشر شد چه می‌کنند؟
گرچه این روزها با قبول حکم حکومتی توسط معین و ورود او به صحنه انتخابات، دبیر کل گروهک غیرقانونی نهضت آزادی که از قبول این حکم توسط معین عصبانی است اندکی بین آنان فاصله موقتی افتاد، ولی چگونه می‌توان نزدیکی با لیبرالها را توسط کسانی که مدعی پیروی خط امام هستند توجیه کرد؛ الا آنکه آن را تلاش برای کسب قدرت، ولو با انحراف از خط روشن امام توصیف کنیم که حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب سالهاست پا در این راه انحرافی نهاده‌اند.