الهام غفارزاده خسروشاهی(دبیر ادبیات مقطع راهنمایی)
فمینیسم به عنوان یک مکتب فکری به سرعت در حال گسترش است. اهداف و مرام ظاهرفریب این مکتب از جاذبههای لازم برای جذب جوانان و به ویژه کسانی که پایگاه مذهبی شایستهای ندارند، برخوردار است. سرعت تحول امکانات مادی زندگی و تقدم آن بر سرعت توسعه فرهنگی، جذابیت شعارهای فمینیستها را برای زنان افزایش داده و در کشورمان ایران نیز این امر در حال تبدیل شدن به یک فرهنگ به ویژه در بین تحصیلکردگان است.
سرعت گسترش وسایل ارتباط جمعی به ویژه ماهواره و اینترنت، حصار بسته قبلی را در هم نوردیده و تا اعماق خانهها نفوذ کرده است. به بیان دیگر، مکانیسمهای کنترل فرهنگی سنتی دیگر چندان کارساز نیست، بلکه باید با بهرهگیری از شیوههای اجتماعی متقن و موثر، جایگاه "زن" در نظام اسلامی را "باز تعریف" نمود. در این باز تعریف باید زن مسلمان از حاشیه به متن آورده شود، زیرا راه مقابله با تفکرات انحرافی خلع سلاح این تفکرات از طریق رفع نقطه ضعفهای داخلی است که اینک به برخی از این راهکارها اشاره میشود:
1) حضور نسیبه جراحه در جنگها به همراه پیامبر، بوسه رسول معظم اسلام بر دستان حضرت زهرا(س) و نقش فعال این بزرگ بانوی اسلام در مقابله با غاصبان ولایت، نقش محوری زینب(س) در حادثه کربلا و پس از آن همه و همه جایگاه والا و شایسته زن را در نظام اسلامی نشان میدهد، لذا این نگرش عملی باید در مسئولان ایجاد شود که زن توانایی حضور در بسیاری از صحنهها از خشنترین آنها یعنی جنگ تا حساسترین آنها یعنی سیاست را دارد. این توانایی باید درک شود و بر اساس اصل شایستهسالاری و بدون توجه به جنسیت، زمینه حضور زنان در همه عرصههای اجتماعی متناسب با توانایی جسمی و ذهنی آنها فراهم شود.
2) به رغم حاکمیت اسلام و احکام اسلامی متاسفانه تولید برنامههای مذهبی ویژه بانوان و تبیین وظایف دینی آنان با بیانی شیوا و جذاب برای نسل جوان و متناسب با شرایط زمانه در جایگاه مطلوبی قرار ندارد. این ضعف در مراکز آموزشی اعم از مقاطع مختلف تحصیلی و دانشگاهها نیز وجود دارد.
شیوههای نامطلوب تبلیغ دین همچون بندی روز به روز بر دست و پای نیمی از جامعه تنگتر شده است، نتیجه این امر تراکم عقدهها و سر باز کردن آن در برخی نقاط شهری است که بوی تعفن آن شامه جامعه را میآزارد. این تجربه تلخ باید سرمشق جلوگیری از تکرار خطا باشد. لذا باید تدوین و تولید برنامههای فرهنگی جذاب، با نشاط و تفریحات سالم در دستور کار قرار گیرد، آن هم به گونهای سریع و ضربتی، اما با تامل و سنجش ابعاد مختلف موضوع.
3) فمینیسم با هر گونه محدودیتی برای زن مخالف است و در این راه سادهترین روش مقابله و در عین حال جذاب یعنی مبارزه با حجاب را به عنوان یک محدودیت برگزیده است. قابل انکار نیست که طی سالهای پس از انقلاب در زمینه طراحی لباس با طرحی جذاب و در عین حال اسلامی کار چندانی صورت نگرفته و اکثر تولیدکنندگان پوشاک با بهرهگیری از "مد"های ماهوارهای پوشش زنان ما را تغییر دادهاند؛ حتی پس از 27 سال از انقلاب هنوز پارچه مورد نیاز برای چادر از خارج وارد میشود.
نمایندگان مجلس شورای اسلامی سالهاست که شعار طراحی "لباس بومی" را سر دادهاند اما هنوز هم در مرحله "شعار" باقی مانده است. شک نباید داشت که ضعف فرهنگ داخلی، تسلط فرهنگ غالب خارجی را در پی خواهد داشت و این قاعدهای است که مقابله با آن محال است.
4) آنچه فمینیستهای ایرانی برای بیاعتقاد کردن جوانان به بزرگنمایی آن مشغولند برخی احکام اسلامی در مورد بانوان است. مجتهدان حوزههای علمیه باید در این خصوص چارهاندیشی مجتهدانه نمایند. موضع امام خمینی(ره) در برابر حکم "سنگسار" در عین نص صریح در خصوص آن و ممنوعیت اجرای آن، مورد خوبی در این زمینه است. البته غرض، تعطیل و یا تحریف احکام اسلامی نیست بلکه سازگار کردن احکام اسلامی با شرایط زمانه در عین حفظ اصل موضوع است.
5) نکته مهمی که حتما باید بر روی آن تمرکز نمود، توجه دادن زنان به این موضوع است که خلط مسئولیتهای زنان با مردان به انهدام جامعه منجر میشود. ویژگیهای جسمی، عاطفی و روحی زنان، خصلت پرورش فرزندان را به گونهای ممتاز از مردان در آنها قرار داده است. این مزیت بزرگ خدادادی باید در پرورش فرزندانی سالم برای ساختن جامعهای سالم مورد توجه بانوان قرار گیرد چون تقبل هر نوع مسئولیتی که این مسئولیت مهم را تحتالشعاع قرار دهد به زیان جامعه و در نهایت خانواده تمام میشود لذا نباید اصراری بر حضور در همه حوزهها از طرف بانوان باشد، این نکته مهمی است که فمینیستها به غلط بر آن اصرار دارند.
مقابله با ویژگیهای فیزیولوژیکی به دور از خرد است و این امر به قدری واضح است که نیازمند استدلال نمیباشد، خلاصه کلام آن که با غور در احکام اسلامی و استخراج وظایف اجتماعی و خانوادگی "زن" میتوان علاوه بر ارضای نیازهای اجتماعی آنان، به ساختن جامعهای اسلامی کمک نمود و این وظیفه تصمیمسازان در مراکز دینی و سیاسی است.