تاریخ انتشار : ۰۴ آبان ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۱۸۷۳۶۸

در پاسخ به این سؤال که آیا حکومت آمریکا در حال تبدیل شدن به حکومتی پلیسی است، باید گفت که احتمال وقوع این امر در کشوری که مدام در حال جنگ است، چندان دور از ذهن نیست و درگیری در جنگ های مداوم، باعث به وجود آمدن نوعی دیکتاتوری در داخل این کشور شده است.
اظهارات «کارل روو»، برجسته ترین استراتژیست آمریکا در سخنرانی خود در مؤسسه «انترپرایز» باعث تعجب مردم آمریکا شد. در واقع وی حقایقی را برای مردم آمریکا بیان کرد که همواره از آنها پنهان نگاه داشته می شد.
به عقیده وی هرچند بحران اقتصادی یکی از دغدغه های اساسی مردم آمریکا محسوب می شود، اما جنگ عراق هنوز بزرگترین نگرانی آنهاست. چرا که این جنگ تمامی جنبه های زندگی مردم آمریکا را تحت الشعاع قرار داده است.
بیان این واقعیت ها از سوی مقامات دولتی که دروغ گویی و پنهان کاری اساس سیاست آن را تشکیل می دهد، مایه شگفتی است.
کارل روو می گوید جنگ عراق نوعی افسردگی و نگرانی شدید بین مردم آمریکا شیوع داده است و شکی وجود ندارد که درگیری در جنگ عراق برای مردم آمریکا بسیار ناگوار است و مردم نمی توانند با دیدن تصاویر دلخراش جنگ عراق نسبت به زندگی احساس رضایت و خوش بینی داشته باشند.
در واقع طبق اظهارات کارل روو، اندوه و بدبینی مردم آمریکا با دیدن تصاویر جنگ عراق امری طبیعی است، اما دیدن فجایع این جنگ تنها عامل ناراحتی مردم نیست، بلکه عوامل دیگری در بدبینی مردم نسبت به دولت کنونی آمریکا و به خصوص حزب دموکرات این کشور دخیل هستند.
مردم آمریکا هرگز با دیدن تصاویر جنگ سال 2181 نسبت به دولت خود تا این حد بدبین نمی شدند و یا دیدن تصاویر جنگ جهانی دوم و شکست نیروهای آمریکا از سوی ژاپن هرگز باعث نمی شد مردم حمایت خود را از روزولت، رئیس جمهور وقت آمریکا، دریغ کنند و چه بسا با مشاهده تصاویر جنگ و برای مقابله با نیروهای ژاپنی، بیش از پیش از دولت حمایت می کردند. چرا که مردم آمریکا در جنگ جهانی دوم می دانستند برای رسیدن به چه هدفی می جنگند. اما آنها امروزه هیچ دلیلی برای جنگ عراق نمی یابند و نمی دانند فجایع این جنگ برای رسیدن به چه هدفی در حال وقوع است.
آنها در جنگ جهانی دوم می پنداشتند برای حفظ جان و کشور خود می جنگند، اما اکنون چنین حسی را درباره جنگ عراق ندارند، چرا که هیچ گونه خطری از سوی عراق متوجه آنها نبوده و نیست.
اکثر مردم آمریکا نسبت به دلایل و اهداف دولت بوش برای آغاز جنگ عراق بدبین هستند. آنها به خوبی می دانند که ادعای بوش مبنی بر استقرار دموکراسی در عراق پوچ و تهی است. آنها با چشمان خود مشاهده می کنند که فرزندانشان فقط و فقط برای حفظ منافع امپریالیستی دولت کشته می شوند، نه برای استقرار دموکراسی.
آنها می دانند که فرزندانشان تنها به منظور فرونشاندن عطش بوش برای دستیابی به منافع نفتی و نیز برای تأمین منافع رژیم صهیونیستی در منطقه، جان خود را از دست می دهند. هزینه سرسام آور جنگ عراق که جز شکست دستاوردی برای آمریکا نداشته است، مردم این کشور را به شدت دچار بحران کرده است و این بحران حاصل شکست مفتحضانه سیاست های دولت بوش می باشد.
علاوه بر رقم نجومی خسارت مادی جنگ عراق، مردم آمریکا خسارات معنوی دیگری را نیز محتمل شده اند که از آن میان می توان به گسترش احساسات ضدآمریکایی در جهان و نابودی ارزش های این کشور نام برد. دولت بوش نه تنها با مردم عراق، بلکه با مردم کشور خود نیز در حال جنگ است و قانون اساسی آمریکا قربانی اصلی جنگ بوش با مردم آمریکا می باشد.
تجاوز به حریم خصوصی مردم، خواندن نامه های الکترونیکی آنها، دستیابی به مکالمات شخصی و به کارگیری پیشرفته ترین سیستم های جاسوسی، حکومت آمریکا را به حکومتی پلیسی تبدیل و اصول دیکتاتوری را در این کشور شایع کرده است.
دستیابی به مکالمات مردم آمریکا و اصحاب رسانه ای آخرین اقدام بوش در زمینه نقض آزادی های فردی و اجتماعی به شمار می رود که عدم اعتماد مردم نسبت به دولت را به دنبال داشته است.
نتیجه درگیری مداوم در جنگ، بر سر کارآمدن حکومت پلیسی در آمریکاست و چنین حکومتی به بهانه های مختلف از جمله موقعیت های اضطراری و جنگ با تروریسم به نقض قانون اساسی می پردازد. نقض قانون اساسی با روی کارآمدن دیکتاتوری برابر است. در واقع دولت با نقض قانون اساسی، به گسترش قدرت خود می پردازد که این امر با اصول دموکراسی و آزادی های فردی در تضاد است.
سیاست های خارجی دولت بوش که بر مبنای اهداف امپریالیستی بنا نهاده شده اند، تبعات داخلی بسیاری را به دنبال دارد که با اصول دموکراسی در تضاد هستند. پایه گذاران پیشین دولت آمریکا اصل حکومت را بر جمهوریت بنا نهادند و هرگونه تمایلات امپریالیستی را نفی کردند. آنها هرگز قصد نداشتند بر تمام جهان حکومت کنند. برای پیشگامان سیاسی آمریکا مسایل داخلی این کشور از اهمیت بیشتری برخوردار بود.
اما اکنون دولت بوش بی توجه به این مسایل، امور داخلی کشور خود را رها کرده و در راستای سیاست های استعماری خود، سایه شوم جنگ را بر دیگر کشورها مستولی کرده است.
«گارت گرت»، نویسنده کتاب «ظهور امپریالیسم» در کتاب خود می نویسد از نشانه های ظهور امپریالیسم تنزل شان و اهمیت مردم و خواسته های آنهاست. همانگونه که مشاهده می شود دولت بوش هم اکنون برای خواسته های مردم خود اهمیتی قایل نیست.
از دیگر نشانه های حکومت امپریالیستی تفوق و تسلط قدرت رئیس جمهور بر دیگر احزاب سیاسی است.
همانگونه که مشاهده می شود نومحافظه کاران با تفویض اختیارات نامحدود به رئیس جمهور، چنین القا کرده اند که بوش به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح به تنهایی قدرت تصمیم گیری و اجرا دارد. به این ترتیب است که نظامی گری در دولت بوش همگام با دیگر اصول دیکتاتوری پیش می رود.
از دیگر نشانه های حکومت امپریالیستی در آمریکا تفوق سیاست خارجی دولت بر سیاست های داخلی است و این مسأله در امپراتوری های بزرگ همانند امپراتوری روم و انگلیس نیز وجود داشت.
این مسأله اکنون در آمریکا و دولت بوش نیز مصداق دارد و دولت چنین القا می کند که در صورت شکست سیاست های خارجی، آمریکا نابود خواهد شد. در واقع دولت بوش برای دستیابی به اهداف خود و اجرای سیاست های خارجی، تمامی سیاست های داخلی و حتی آزادی مردم آمریکا را قربانی کرده است.
دولت بوش با جنگ به اصطلاح ضدتروریسم خود که آن را جنگ جهانی می نامد، مردم کشور خود را قربانی اهداف شوم خود نموده است. به گفته وی، این جنگ برای مدت های مدید به طول خواهد انجامید و با توجه به نقض آزادی های فردی و اجتماعی مردم معلوم نیست از دموکراسی و جمهوری آمریکا چه چیزی باقی خواهد ماند.
مردم آمریکا دلایل متعددی برای مخالفت با جنگ افروزی دولت خود دارند. علاوه بر کشتار انسان های بی گناه، نابودی آزادی از مهم ترین دلایل مردم برای مخالفت با جنگ است. دولت بوش باید بداند حاصل دخالت در امور دیگر کشورها، نابودی آزادی است. هرجنگی گسترش قدرت دولت را به دنبال دارد، تا جایی که قدرت دولت بر قانون اساسی فائق می آید. تفوق دولت به قانون اساسی نیز نابودی آزادی و تسلط ظلم و دیکتاتوری را به دنبال دارد.
دیگر از مدینه فاضله آمریکا خبری نیست و برعکس این کشور به خراب آبادی تبدیل شده و مسأله این است که مردم این کشور برای مقابله با این فاجعه چه راهکاری در پیش خواهند گرفت؟!