برآنم که از منظر دیگری به بازتاب سخنان رییس جمهور محترم بپردازم.
چرا با یک سخنرانی دکتر احمدینژاد در یک گردهمایی، اینطور سران دولتهای آمریکایی و برخی اروپاییها و همدستان آنها آشفته و نگران شدند؟
چرا ناگهان برخی با عصبانیت، تعدادی با پرخاشگری، و جمعی با عباراتی دو پهلو، بر خلاف عرف دیپلماتیک حساسیت نشان دادند؟
چرا رییس شورای امنیت، اعلامیه صادر کرد؟
چرا سران آمریکا، در حالی که تعادل خود را از دست داده بودند، تندترین مواضع را گرفتند؟
چرا صهیونیستها، یک مرتبه به فکر سازمان ملل افتادند و پیشنهاد دادند که عضویت ایران در سازمان ملل لغو شود؟
چرا یک سخنرانی این همه بازتاب بینالمللی داشت و اینطور خواب دیگران را برآشفت؟ چرا ملت فلسطین به جز چند سازشکار مشهور، از این سخنان استقبال کرد؟
چرا برخی ملتها، به نفع آن راهپیمایی کردند؟
چرا برخی مطبوعات کشورهای عربی و اسلامی از آن تمجید نمودند؟
چرا این همه بین این دو موضع، تفاوت هست؟
علت را چنین میتوان تحلیل کرد:
1_ اقتدار و محبوبیت نظام جمهوری اسلامی ایران در منطقه و در سطح بینالملل، که سخنرانی رییسجمهور آن اینطور مواضع متفاوت در جهان ایجاد میکند؟
آیا اگر برخی روسای جمهور و سلاطین در خاورمیانه چنین اظهاراتی داشتند اینطور سران غرب و صهیونیستها را آشفته و سراسیمه میکرد؟
2_ توجه ملتها و گروههای ضدسلطه و ضداستعمار، و طرفدار آزادی ملتها، به مواضع دولت و ملت ایران که اگر آنها به این مواضع دیدگاه مثبت و اجرایی نداشتند سران غرب و صهیونیستیها اینطور وحشتزده نمیشدند.
3_ تزلزل و پوسیدگی بنای حکومت و سلطه اسراییل، که از موضع رییسجمهور ایران چنان میلرزد که گویا در حال فروپاشی است و همه سران آمریکا و غرب باید از آن حمایت کنند تا مبادا فروپاشی آن، تمام نقشههای آنها را در منطقه که 50 سال است اجرا کردهاند از بین ببرد.
4_ استحکام انتفاضه اسلامی و مبارزه ملت فلسطین که سران غرب از حمایت لفظی از آنها چنین خشمناک شوند و بکوشند که بهر صورت شده اثرات این موضع در استحکام انتفاضه اسلامی فلسطین را خنثی سازند.
5_ شکست نقشه خائنانه به رسمیتشناسی دولت غاصب صهیونیستی توسط دولتهای عربی منطقه که آمریکا در ماهها و سالهای اخیر با فشار شدید بر آنها میکوشد آن را انجام برساند. تا آنجا که امثال ژنرال مشرف نیز مجبور به تغییر موضع میشود و این سخنرانی و اظهار موضع رییسجمهور ایران، سران کشورهای اسلامی و عربی را در موقعیتی قرار میدهد که هرچه به اسراییل و ارتباط با آن نزدیک شوند به سقوط نزدیکتر خواهند شد و این اساس نقشه آمریکا را بر باد میدهد.
6_ با استقبال ملتهای مسلمان و آزادیخواه و عرب و غیر غرب خاورمیانه بزرگ از موضع احمدینژاد، هزینه مغایرت مواضع سران کشورهای مذکور با مواضع ملتهای آنها بسیار سنگین شد تا شاید آنها سعی کنند که آمریکا را به عواقب وخیم فشار بر خودشان آگاه کنند.
7_ استقلال سیاسی ایران در برابر آمریکا که باعث میشود دولتها و احزاب و گروههای مستقل سایر کشورها به حفظ مواضع مستقل تشویق شوند.
8_استقلال موارد دیگر ...
نتیجه دیگری که بسیار مثبت است این است که رسوایی جدیدی برای سران آمریکا و اروپایی حامی صهیونیستها پیش آمد.
1_ معلوم شد که اسراییل ابزار توطئههای آنهاست و از اینکه اسراییل بلرزد یا فرو پاشد تا چه اندازه نگران هستند.
2_ معلوم شد همه شعارهای دمکراسی و حقوق بشر و حق انتخاب ملتهای آنان تا چه اندازه بازیهای سیاسی و بهانه برای سلطهگری استعماری است. والا حمایت از اسراییل که هر هفته ترورهای عمدی با ابزار دولتی میکند و جنایاتاش برای ملتهای جهان در سرزمین مقدس غیرقابل مخفی کردن است، هیچ توجیهی با آن شعارها ندارد.
3_ معلوم شد که این سران که این همه در جهان قدرتنمایی و تهدید دارند تا چه اندازه در برابر صهیونیسم ذلیل و سرسپرده و خوار هستند که منافع ملی کشورهای خود را فدای کرنش در برابر صهیونیسم میکنند. این ملتهای این سران نیز فهمیدهاند.
4_ معلوم شد که آنها هرگز نیستند حق ملت مظلوم فلسطین را تایید کنند و ملت فلسطین خود باید راه پرافتخار جهاد و شهادت و استقلال و آزادی را بپیماید که میپیماید و انشاءالله طبق وعده قرآن مجید، به آن دست خواهد یافت.
5_ قدس امسال به برکت اخلاصها بود که گستردگی بیشتری داشت و حضور ملتهایی که به خدا اتکا کنند و به نیروی راستی و حق پشتوانه مردم حق خواه تکیه داشته باشند پیروزیآور است.
الیس الصبح بقریب