تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۱۸۷۴۳۲
گفتگو با مرتضی تمدن، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی
عباس خسروانی «مقدمه»: گفتگو از عباس خسروانی :مردم کشورمان بى‌صبرانه منتظرند تا نتیجه انتخاب خود در سوم تیر را ببینند. بى‌شک اگر دولت منتخب آنها در عملیاتى کردن شعارهاى خود موفق نباشد با واکنش مردمى که همانا خداحافظى از قوه مجریه در 3 سال آینده است رو به رو خواهد شد. اتفاقى که یک سال قبل در سوم تیر افتاد. رشد آگاهى در میان اقشار مختلف مردم نشان مى‌دهد که مردم با هیچ گروه و شخصى تعارف نداشته و در صورت کوتاهى در خدمتگزارى و عمل به وظایف و شعارهاى وعده داده شده، آنان را از صحنه خارج خواهند کرد و دست به انتخابى دیگر خواهند زد.حال دولت نهم تا چه اندازه به شعارها و وعده‌هاى داده شده عمل کرده است- گفتگوى ما با مرتضى تمدن عضو کمیسیون برنامه وبودجه در همین زمینه انجام شده که در ذیل از نظرتان مى‌گذرد.

* یکى از بخش‌هایى که با آمدن دولت نهم شاهد تغییرات اساسى در آن بودیم بخش مدیریت کشور بود. تحلیل شما از این تغییرات چیست؟
**در بخش مدیریتى دولت نهم یک هنجار شکنى و ساختار شکنى را مرتکب شد و به نظر مى‌رسد این عملکرد در راستاى ورود نسل جدیدى از مدیران جوان به دایره مدیریتى کشور مى تواند حائز اهمیت باشد. به هرحال گردونه مدیریتى کشور طى سالیان پس از انقلاب در حیطه اشخاص تعریف شده و معینى بود و با تغییر دولت‌ها، چندان تغییرى در ساختار مدیریتى به وجود نمى‌آمد.
جوان‌ترها در صف انتظار مدیریت بودند و بزرگترها هم در دولت‌ها فقط جاى خود را تغییر مى‌دادند.
یکى از کارهایى که به هرصورت دولت نهم توانست انجام دهد این هنجارشکنى در عرصه مدیریتى کشور بود که موفق شد مدیران جدید با ایده‌هاى جدید و با گرفتارى‌هاى کمتر از لحاظ شخصى و با حاشیه‌هاى کمتر را به میدان بیاورد و ما این را به عنوان یک چرخش و تغییر درفرایند مدیریتى کشور قلمداد مى‌کنیم، هرچند به علت نوپا بودن، این نوع مدیران تجارب بالاى مدیریتى در گذشته را نداشتند اما وارد دایره مدیریتى شده‌اند و خواهد بود.
اصولا در علم مدیریت، هر تغییرى با مقاومت و بعضى چالش‌ها رو به رو خواهد شد چرا که هر تغییری، مخالفتى در درون خود دارد.
بعضى مسائلى که در مبحث مدیریت‌هاى جدید پیش آمد به نظر من ناشى از این بود که یک فکر جدید وارد صحنه شده و طبیعى بود که باید یکسرى مقاومت‌هایى صورت گیرد و مقدارى ناپایدارى در ساختارهاى سازمانى به وجود بیاید ولى به نظر من جریان مدیریتى جدید وارد صحنه شده رو به تثبیت شدن است.
* حال این تغییرات کهدر سطح مدیریتى اعمال شده است آیا بر اساس شایسته ‌سالارى صورت گرفته یا خیر؟
**دقت در این بوده که مبنا شایسته‌سالارى باشد اما به هرحال هیچ کارى مصون از خطا نیست. به نظر مى‌رسد که در بعضى موارد آن میزان لازم شایسته‌سالارى رعایت نشده است.
ولى به هرحال کلیت فرآیند قابل قبول است و دور از انتظار نیست که مواردى با خطا همراه باشد. اما ما شاهد یک شجاعت در تغییر سیستم مدیریتى هستیم که فى نفسه قابل تحسین است.
ما در گذشته با سوءمدیریت‌هایى رو به رو بودیم که در ساختار مدیریت رسوب کرده و متاسفانه آلودگى‌ها و حواشى بسیارى از جمله بعضى رانت‌خوارى‌ها و ویژه‌خوارى‌هایى در بدنه دولت به وجود آورده بود. این مسئله نشان مى‌داد که در بعضى ساختارها مفاسد اقتصادى و سوءاستفاده‌هاى مدیریت نهادینه شده و عادى شده بود.
در بسیارى از سازمان‌ها، گزارش‌هاى موجود در کشور نشان مى‌داد که سوءاستفاده‌، خویشاوندمدارى و استفاده از موقعیت‌ها براى منافع شخصى و پر کردن جیب بعضى افراد یک رفتار عادى شده بود و خیلى‌ها این وضعیت را مقتضاى مدیریت مى‌دانستند! بالاخره دولت نهم این ساختار را شکست و به مرزهاى قرمزى که براى مدیریت کشور ترسیم کرده بودند وارد شد و این حواشى را تا حد زیادى برطرف کرد و لذا رانت‌خواری، رشوه خوارى و ... در دستگاه‌هاى اجرایى کاهش قابل ملاحظه‌اى داشته است.
البته این به معناى آن نیست که تا آینده‌ دور این وضع ادامه خواهد یافت. ما تا الان را قضاوت مى‌کنیم و آینده عملکرد دولت را باید در زمان خودش مورد بررسى قرار داد. به هرحال دولت جدید با ورود خود به درون این شرایط نگران کننده که در جامعه به وجود آمده بود و خواص ضد عدالت را پیدا کرده بود تا حد زیادى توانست در برطرف کردن آن موفق باشد و فضاى ادارى و مدیریتى کشور تا حدى روانتر و آسیب‌هاى آن کمتر شد و ما امیدواریم که این وضعیت تداوم پیدا کند.
واقعیت این است که در رده مدیران ارشد این تغییرات فراگیر بوده ولی در رده کارشناسی و مهندسی دستگاه‌های اجرائی این طور نبوده است. فرآیند کار نیز در دست کارشناسان و مهندسان یک سیستم است. ما فقط در رده مدیران ارشد تغییرات گسترده‌ای را داشتیم و این هم اقتضای کار هست. بالاخره بدیهی است اگر کسی با یک تفکر و اصولی روی کار می‌آید باید سیستم را با خود همراه کند و افراد همفکر خود را انتخاب کند تا کار پیش برود و این با تغییر مدیران در رده کارشناسی و مهندسی فرق می‌کند.
اتفاقی که در دوم خرداد اتفاق افتاد این بود که بدنه کارشناسی و مهندسی به شدت پاکسازی نیرو شد و حتی به رده مدیران  مدارس، کارشناسان، و... کشیده شد. در دولت نهم بررسی‌ها نشان می‌دهد که تغییرات در رده مدیران ارشد بود و این هم امری طبیعی است. کافی است که شما به وزارت‌خانه‌ها، ادارات کل، استانداری‌ها و... مراجعه کنید مشاهده می‌کنید که تغییرات در رده کارشناسی و مهندسی هستیم رخ نداده است.
* هماهنگی بین مدیران دولت و به طور کلی تیم دولت را دنبال کردن اهداف و برنامه‌ها چطور می‌بینید؟ آیا هماهنگی لازم وجود دارد یا اینکه با اختلاف آرا مواجه هستیم؟
** در این بخش به نظر من مقدارى ناهماهنگى وجود دارد. تیم دولت اعم از تیم‌هاى اقتصادى و فرهنگى مانند بازیکنانى هستند که با هم هماهنگى لازم را ندارند و وقتى وارد میدان مى‌شوند نمى‌توانند به خوبى با همدیگر پاس کارى کنند. واقعیت همین است که اینها چون در بدو امر از یکدیگر شناخت کافى نداشتند و از برنامه‌هاى یکدیگر اطلاع لازم را نداشتند، شاهد بعضى ناهماهنگى‌ها هستیم. به نظر من امکان این وجود دارد که این ناهماهنگى‌ها خسارت‌هایى به بار آورده باشد. به نظر من روند کار رو به بهبود است یعنى هماهنگى‌هاى دولت به شکل موزونى در حال به عینیت رسیدن است. در دولتى که ابتداى کار از شخصیت‌هایى تشکیل مى‌شود که شناخت کافى از هم نداشتند این امر طبیعى بوده و مقدارى براى بهبود آن زمان لازم است اما نسبت به دولت گذشته این ناهماهنگى‌ها کمتر دیده مى‌شود و بیشتر هماهنگى دیده مى‌شود وعلت آن هم تا حد زیادى به مدیریت مستقیم کابینه توسط رئیس جمهور برمى‌گردد.
* یکى از مباحثى که در حوزه مدیریتى دولت نهم مطرح بوده این است که دولت نهم تا چه اندازه از نیروهاى غیرهم سو در سطوح مدیریتى استفاده کرده است. یکى از انتقاداتى که به دولت جدید مى‌شود کنار گذاشتن مدیران گذشته است. نظر شما در این رابطه چیست؟
** واقعیت این است که در رده مدیران ارشد این تغییرات فراگیر بوده ولى در رده کارشناسى و مهندسى دستگاه‌هاى اجرائى این طور نبوده است .فرآیند کارنیز در دست کارشناسان و مهندسان یک سیستم است. ما فقط در رده مدیران ارشد تغییرات گسترده‌اى را داشتیم و این هم اقتضاى کار هست. بالاخره بدیهى است اگر کسى با یک تفکر و اصولى روى کار مى‌آید باید مجموعه سیستم را با خود همراه کند و افراد همفکر خود را انتخاب کند تا کار پیش برود و این با تغییر مدیران در رده کارشناسى و مهندسى فرق مى‌کند. اتفاقى که در دوم خرداد اتفاق افتاد این بود که بدنه کارشناسى و مهندسى به شدت پاکسازى نیرو شد و حتى به رده مدیران مدارس،‌کارشناسان، و... کشیده شد. در دولت نهم بررسى‌ها نشان مى‌دهد که تغییرات در رده مدیران ارشد بود و این هم امرى طبیعى است. کافى است که شما به وزارت خانه‌ها ادارات کل، استاندارى‌ها و... مراجعه کنید مشاهده مى‌کنید که تغییرات در رده کارشناسى و مهندسى هستیم رخ نداده است.
* عملکرد مدیریت اقتصادى دولت را در این یکسال گذشته چگونه ارزیابى مى‌کنید و آیا این عملکرد یکساله در راستاى شعارهاى گفته شده بوده است یا خیر؟
**براى کشور به طور کلى مدل اقتصادى واحد و منسجمى نداریم. متاسفانه اقتصاد درهر مقطعى از دولت‌ها تابع نظرات همان دولت بوده و این اشکال جدى در مجموعه کشور ما وجود داشته است و کسى هم چنین حقیقتى را منکر نیست. دولت آقاى هاشمى با نگاه دولت سازندگى روى کار مى‌آید و یک سرى تغییراتى را به وجود مى‌آورد و دولت آقاى خاتمى هم به نوعى دیگر و البته دولت آقاى احمدى‌نژاد هم به گونه‌اى دیگر.لذا نگاه دولت احمدى‌نژاد به مسئله اقتصاد بر مدار و مبناى شعارى بود که بسط عدالت محورى را مد نظر داشت و این نکته‌اى بود که سالیان سال مورد تاکید مقام معظم رهبرى قرار داده شده است. این عدالت محورى باید عملیاتى شود و تیم دولت نیز این مهم را عملیاتى کرد. مثل شکستن بودجه‌هاى متمرکز و توزیع آن در سطح استان‌ها منابع ارزى و ریالى را سعى کرد به شکلى موزون در سطح کشور توزیع کند که سفرهاى استانى دولت هم در همین راستا صورت مى‌گیرد و اتفاقا اثر هم داشته و مقام معظم رهبرى هم در چند مورد این سفرهاى استانى را تاکید کردند. منتقدین نیز انتقادات تندى به این سفرها داشتند و البته دلایل انتقادا‌ت آنها هم تا حد زیادى روشن بود.چرا که یک حرکت و رفتار جدید خواه ناخواه با مقاومت‌هایى روبه رو مى‌شود. به هرحال اگر ایراداتى هم به سفرهاى استانى در بدو امر وارد بود این ایرادات در حال برطرف شدن است و مجموعا من فکر مى‌کنم رفتار اقتصادى دولت با شعارهایى که دولت داده بود هماهنگى داشته است.