تاریخ انتشار : ۱۷ آبان ۱۳۸۹ - ۱۲:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۱۸۷۵۱۶

محمدعلی ابطحی/معاون و رییس دفتر سابق سیدمحمد خاتمی
از حماسه دوم خرداد که ـ یادش به خیر ـ خیلی‌ها با عنوان غافلگیرکننده یاد کرده‌اند. در این یادداشت کوتاه بر آنم تا غافلگیری‌های گوناگون و متفاوت آن را مرور کنم:
1- مسئولان رسمی و متولیان آن روزهای حکومت، بیشترین غافلگیری را در این حادثه داشتند. گمان این که جدای از تصمیم کلان حکومت، کس دیگری برای پست ریاست جمهوری بتواند انتخاب شود غیر قابل باور بود.
یادم هست بعد از آنکه دفتر ریاست جمهوری را تحویل گرفتم، کارمندان آن جا تعریف می‌کردند که از طرف رقیب سرشناس آقای خاتمی، از دفتر آینده خود بازدید هم کرده بودند. این غافلگیری حکومتی متاسفانه برای مردم و تاریخ سیاسی ایران با انتقام سخت و دردناکی روبه‌رو شد. قدرت بخش‌های دیگر حکومت روز به روز افزون شد و رسالت اصلی‌شان مهار کردن و ضربه زدن به انتخاب‌شوندگان و انتخاب‌کنندگان گردید. اگر روزی کشته‌شدگان، دستگیرشدگان، محاکمه‌شدگان، آواره‌شدگان، بیکارشدگان، شکنجه‌شدگان و یا روزنامه‌ها و رسانه‌های بسته شده و یا بولتن‌های متفاوت ضد دولت خاتمی را بشود لیست کرد به عمق این ادعا می‌توان پی برد.
تعبیر «هر 9 روز یک بحران» خاتمی را هم که به یاد دارید. و مهم‌تر از آن برای این که دیگر کشور دچار چنین غافلگیری نشود سیستمی تنظیم شد که مرکز اصلی تاثیرگذاری بر انتخابات به نوعی در اختیار باشد. از سویی سازمان‌ها و مراکز گوناگون دینی و سیاسی و اجتماعی با مشوق‌های گوناگون از بودجه بیت‌المال با محوریت تصمیم‌گیری دولتی به وجود آمد که در انتخابات‌های عمومی تاثیرگذار اصلی باشد و از سوی دیگر نهادهای نظارتی و عمدتا شورای نگهبان بدون کوچکترین رودربایستی به حذف قانونی و غیر قانونی همه کسانی که نمی‌پسندند و به طور حداکثری اقدام کرد.
نمونه‌های عملی آن را در انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری دوره نهم می‌توان به خوبی دید. مسئولان رسمی حکومت با چنین روشی تلاش کردند تا دیگر در هیچ انتخاباتی غافلگیر نشوند. مگر آن که در شرایطی به همت مردم این تمهیدات اثر نکند.
2- گروه‌های سیاسی چپ و راست آن روز که غافلگیرشدگان دیگر انتخابات دوم خرداد بودند. در اثر این غافلگیری احزاب راست که بعدا محافظه‌کار نام گرفتند به فکر انتقام افتادند و علی‌رغم اختلاف‌نظرها، با وحدتی کم‌نظیر از همه امکانات اجرایی و به خصوص رسانه‌ای کشور استفاده کردند و در برابر این انتخاب ایستادند. گروه‌های چپ هم که بعداً اصلاح‌طلب نامیده شدند، از یک سو دچار آفت قدرت شدند و از سوی دیگر بعضی از آنان واقعیت کشور را نشناختند و آن‌قدر توقعات را بالا بردند که دیگر در کشوری با ساختار قدرتی که در ایران هست هیچ‌کس نمی‌توانست پاسخی برای آن توقعات پیدا کند و در نتیجه هر کاری که می‌شد در چشم مردم اندک تلقی شود.
نداشتن مرز درستی بین احزاب اصلاح‌طلب که رسالتشان اصلاحات در داخل چارچوب نظم فعلی بود با اپوزیسیون واقعا برانداز نیز از دلایل آن بود که احزاب اصلاح‌طلب غافلگیر شوند و راه روشن و واحدی برای اداره اصلاحات نیابند.
3- شاید عجیب باشد ولی سرنوشت دین خدا هم دچار غافلگیری شد و آسیب‌های جبران‌ناپذیری دید. از یک سو دین ابزار قدرت شد که با قدرت آن قرار بود رقیب سیاسی رای آورده در انتخابات دوم خرداد نابود شود و به همین دلیل تلاش فراوانی شد تا جبهه متدینان را در برابر انتخاب مردم قرار دهند. البته متدینان به خوبی ابزاری بودن و سیاسی بودن استفاده از دین را می‌فهمیدند ولی لااقل برای آنان نگرانی ایجاد شد. اکثریت مردم هم که خاتمی را انتخاب کرده بودند بی‌دین نبودند و از این که بسیاری از جنایت‌ها و بی‌دینی‌ها به نام دین ارائه می‌شود دچار بحران شدند.
انتقام از رقبا بعضاً به مخالفت‌ با دین منجر می‌شد. در این میان اکثریت مراجع تقلید و مردم مسلمان کشور که نمی‌فهمیدند چرا این همه بر بی‌دینی منتخب دوم خرداد وجود دارد از این همه سیاست‌بازی با هزینه کردن دین و مقدسات غافلگیر بودند و نگران. اما صدای چکاچاک شمشیرهای رقابت سیاسی از اردوگاه دین می‌آمد.
4- آقای خاتمی هم یکی از غافلگیرشدگان اصلی انتخابات دوم خرداد بود. به خوبی یادم هست در یکی دو روز به انتخابات در جمعی از همراهان، آقای خاتمی می‌گفت بهترین وضعیتی که تصور می‌کنم و آرزو دارم این است که انتخابات با برتری وی به دور دوم برسد و در دوم با تلاش طبیعی حکومت، او رای کافی نیاورد، اعتقادش هم این بود که این مجموعه می‌تواند پشتوانه خوبی برای او باشد تا با کمک همه بزرگان و اهل فکر همراه، در طول چهار سال، مانیفست مشخصی برای آینده کشور تهیه کند و بر اساس آن بتواند با توجه به واقعیات و آرمان‌های مترقی کشور به وسیله خود او و یا هر کسی از آن جریان، ادامه داده شود. این غافلگیری، خاتمی را به گردونه سخت اجرا و حکومت بی‌مانیفست پرتاب کرد.
در طول 8 سال واقعاً او و همه اصلاح‌طلبان تلاش بی‌امانی انجام دادند ولی اگر دستور کار مشخصی بود و هر کس می‌دانست باید چه کند، خانه‌های جدول اصلاحات کشور به طور متوازن و همه جانبه پر می‌شد و در تاریخ پر فراز و نشیب اصلاحی کشورمان برای اولین بار اصلاحات و حرکت‌های اصلاحی نهادینه می‌شد و راه برگشت وجود نداشت. هنوز هم گاهی در جلسات مختلف و یا سخنرانی‌های عمومی می‌شود از لابه‌لای سخنان خاتمی این افسوس را شنید که اگر با برنامه کار مشخص آمده بود وضع آینده سیاسی کشور این نبود.
این غافلگیری‌ها جزیی از تحلیل انتخابات دوم خرداد است ولی علی‌رغم اینها اندیشمندان و تاریخ‌شناسان به طور جدی قبول دارند که اگر چه راه اصلاحات با سرعت لازم پیموده نشد ولی باز هم دوم خرداد آغاز یک جهش بزرگ در تاریخ ایران بود و هیچ‌گاه دستاوردهای موثر آن نمی‌تواند از تاریخ ایران حذف شود.