* علت توجه مخصوص حضرت امام(ره) به مساله فلسطین و بالاخص قدس شریف چه میباشد؟
** شاید بزرگترین فاجعهای که در قرن 20 رخ داده مخصوصا بعد از جنگ جهانی دوم، موضوع دولت اسرائیل در سرزمین فلسطین است. این منطقه پس از جنگ جهانی اول طبق قرارداد سایکس ـ پیکو بین فرانسه و انگلیس تقسیم شد و بعد از جنگ جهانی یهودیان از انگلستان تضمین گرفتند که اگر آنها در جنگ به انگلستان کمک کنند، انگلیس باید برای آنها یک میهن نژادی و قومی تاسیس کند و چون این منطقه تقسیم شد بین فرانسه و انگلستان، نظر انگلستان بر این بود که فلسطین و عراق سهم این کشور گردد و زیر سلطه انگلستان باشد. فرانسه هم جاهای دیگر را گرفت. مثل لبنان و سوریه.
اذهان روز دنیا نسبت به دولت اسراییل در حال شکلگیری بود. به عنوان یک نقشه برای کشورهای اروپایی بالاخص انگلیس، در بعد بینالمللی، پس از جنگ جهانی دوم و حضور آمریکا در منطقه، اسرائیل و صهیونیزم جهانی نزد آنها در منطقه مشروعیت یافت و دولت اسرائیل در سال 1948 تاسیس شد و امام(ره) در آن زمان این حوادث تلخناک را زیر نظر داشت و از روز اول احساس خطر کرده بود که بزرگترین فاجعه برای منطقه بعد از فروپاشی حکومت عثمانی، برپایی دولت اسرائیل است.
امام(ره) همیشه از اسرائیل به عنوان یک غده سرطانی تعبیر میکرد و میگفت که این دولت بر روی ایدئولوژی نژادپرستی تاسیس شده تا به اهداف صهیونیزم جهانی خدمت کند و امام(ره) شاید وقتی به آینده نگاه میکرد، میدانست که یک حوادث تلخی در آینده رخ خواهد داد ولی اینکه چرا بیشتر به مساله فلسطین توجه داشت، به تحلیل خود بنده، امام(ره) یک شعار داشت و میگفت که همه مشکلات و مصائب ما از خود آمریکاست؛ درست است که ما بعضی اوقات مقصریم و بعضی اوقات با هم اختلاف داریم، ولی کسانی که این اختلافات را بزرگ میکنند خود آمریکا و اسرائیل میباشند.
به همین علت امام(ره) تصریح میکرد که باید این غده سرطانی از منطقه محو شود، باید سر این مار در منطقه قطع شود و اگر این کار بشود، آنگاه ملتهای منطقه میتوانند مشکلات خودشان را حل کنند، روز قدس یک ویژگی دیگری دارد. البته خود قدس به عنوان قبله اول مسلمین در وجدان مسلمانان یک جایگاه مخصوص به خود دارد و شاید بعد از کعبه برای مسلمین مقدسترین جا باشد.
این یک مساله، مساله دوم، امام(ره) روز قدس را به عنوان یک عامل وحدت بین مسلمین مدنظر داشت، نه فقط اینکه در روز قدس ما باید قدس را آزاد کنیم، باید در مقابل امپریالیسم جهانی و صهیونیزم جهانی بایستیم، بلکه خود قدس یک عنوان جامع برای همه مسلمین است. امام(ره) مساله نجف یا کربلا را مطرح نکرد در مدتی که صدام حسین حاکم بوده مساله قدس را مطرح کرد چون قدس با وحدت اسلامی ارتباط تنگاتنگ داشت.
* چرا امام(ره) روز قدس را در جمعه آخر ماه رمضان اعلام کردند؟
** من به این نکته اشاره کردم که روز قدس روزی است که سمبل وحدت اسلامی و مقاومت مستضعفین در مقابل مستکبرین است. به همین علت امام(ره) یک مناسبت زمانی انتخاب کرده که مسلمانها درباره آن اختلافی ندارند و آن ماه رمضان است و نکته جالبتر اینکه امام(ره) در جمعه آخر ماه این روز را انتخاب کرده، شاید بتوانیم بگوییم که انسان به علت روزه گرفتن در این ماه یک سیر معنوی را طی کرده و از لحاظ روحی شفاف شده و نفسش بیشتر تهذیب شده و شاید حس اسلامی وی قویتر شده باشد و مخصوصا حس انقلابیش و عبادیش، و به همین علت شرکت در روز قدس یک شکوه خاصی نزد شرکتکننده خواهد داشت.
شاید بتوانیم بگوییم به همین علت هم خدا شب قدر را در دهه آخر ماه قرار داده و نزول قرآن هم در دهه آخر اتفاق افتاده؛ (انا انزلناه فی لیله مبارکه) و یا (انا انزلناه فی لیله القدر)، این هم نشان میدهد در روز قدس آخر انسان یک تکامل روحی خاصی دارد.
* علت باشکوهتر برگزار شدن این روز در لبنان نسبت به دیگر کشورهای عربی چیست؟
** همه جنگهایی که لبنان به خود دیده و فشارهای سیاسی که تحمل کرده ارتباط تنگاتنگی با مساله فلسطین دارد. وقتی اسرائیل تاسیس شد، صدها هزار نفر از فلسطینیان آواره به لبنان مهاجرت کردند و در آن هنگام کاملا بیپناه بودند و در لبنان در اردوگاهها مستقر شدند، آنها هر روز به فکر احقاق حقشان بودند و بعد از 1960 سازمان آزادی بخش فلسطین را تاسیس کردند تا حقوق از دست رفتهشان را بازگردانند و یکی از عوامل جنگ داخلی لبنان همان مساله فلسطین بود جنگ داخلی از 1975 آغاز شد، در آنهنگام بشیر جمیل و دیگران ارتباط تنگاتنگی با اسرائیل داشتند و ما شاهد حضور کمال جنبلاط و یاسر عرفات به عنوان رهبران جنبش ملی در لبنان بودیم.
یکی از مواردی که مردم لبنان در برابر آن هم قلع شدند، همان مساله فلسطین بود و این امر هم اکنون هم ادامه دارد. الآن مساله اردوگاهها در لبنان مطرح است، مساله حق بازگشت آوارگان و مساله حمل سلاحهای فلسطینی را در داخل و خارج اردوگاهها مطرح است و این سوال را همواره به ذهن متبادر میکند که این سرنوشت در آخر به کجا ختم میشود؟
خوب لبنان از این زلزله که در منطقه حادث شد بیشترین تاثیر را دیده و همچنین به علت ضعیفتر بودن لبنان نسبت به بقیه کشورها نسبت به این مساله از همه آسیبپذیرتر بوده و بیشتر از بقیه از اسرائیل ضرر دیده. به همین علت از روز اول تاسیس حزبالله و قبل از آن شعار اصلی امام موسی صدر این بود که اسرائیل شر مطلق است و هیچ خیری ندارد، همان ترجمه صریح بیانات امام(ره) بود که میگفت هرگونه تعامل با اسرائیل حرام است و همیشه مقاومت فلسطین در لبنان حمایت میکرد و جمله مشهوری داشت که میگفت با لباس پیغمبریمان از مقاومت فلسطینیها حمایت میکنیم.
ما نمیتوانیم خودمان را از قدس جدا کنیم، یکی دو سال بعد از ربوده شدن امام موسی صدر تجاوز اسرائیل به لبنان در 1982 آغاز شد و بهانه آنها سرکوب مقاومت فلسطین در لبنان بود و تا بیروت پیشروی کردند. بعد از آن تحت فشار مقاومت مجبور شدند بعد از 18 سال در می سال 2000 از لبنان عقبنشینی کنند. ما هم از نظر مسائل سیاسی منطقه و هم به لحاظ دینی بودن قضیه فلسطین، نمیتوانیم خود را از آنها جدا کنیم و هر مسلمان موظف است از قدس دفاع کند، دفاع از قدس یک تکلیف شرعی به گردن ماست.
* تحلیل شما درباره ترور رفیق حریری و به وجود آمدن اغتشاش در جو سیاسی لبنان و گزارش گروه حقیقتیاب سازمان ملل به رهبری قاضی مهلیس چیست؟
** به نظر من ترور حریری در یک سریال قابل رویت است، پس از شکست اسرائیل از حزبالله لبنان ما شاهد حرکات تلافیجویانه از سوی آمریکا و اسرائیل بودیم. حزبالله لبنان یک شکست با مذلت به اسرائیل وارد کرد که همه کشورهای عربی نتوانستند در این 50 سال در طی 4 جنگ به اسرائیل وارد کنند و برای اولین بار به اعتراف رهبران اسرائیل، اسرائیل از زمینی که اشغال کرده بود عقبنشینی کرد. خوب وقتی حزبالله در لبنان پیروز شد یک حالت معنوی و انقلابی از خود در منطقه به نمایش گذاشت و در دل مسلمانان جهان به ویژه مسلمانان کشورهای عربی جا پیدا کرد.
به همین علت سعی کردند بین حزبالله و مردم فاصله بیندازند. اسرائیل در دهه 90 دو جنگ تمام عیار را با حزبالله تجربه کرده، آنها در پی حزبالله در منطقه بودند. جنگ سالهای 1993 و 1996 (لیطانی و خوشههای خشم).
البته جنگ فقط نظامی نبود، آنها از لحاظ نظامی پیروز نشدند چون حزبالله به صورت نامنظم با آنها میجنگید و برای آنها حکم شبح را داشت لذا آنها سعی کردند ساکنین هر منطقهای را که به تصرف درمیآوردند آواره کنند تا اینکه مردم لبنان این مصیبت وارده را از چشم مقاومت و حزبالله ببینند و برعلیه حزبالله قیام کنند، از این لحاظ هم نتیجه معکوس گرفتند و مردم بیشتر جذب مقاومت شدند و از آن با جان و دل پشتیبانی کردند. اسرائیل بعد از عقبنشینی سال 2000 به این نتیجه رسید که باید ضربه را از داخل بر پیکره مقاومت وارد کند.
اولین برنامه قطعنامه شماره 1959 سازمان ملل بود که این قطعنامه به اعتراف سیلوان شالوم وزیر امور خارجه اسرائیل، با تحریک اسرائیل صورت گرفته بود و وی صراحتا گفت که ما پشتوانه این تصمیم بودیم؛ مضمون این قطعنامه عقبنشینی سوریه از لبنان خلع سلاح حزبالله و نیروهای فلسطینی در لبنان بود. البته در روزهای اول که حکومت لبنان به مقاومت نزدیک بود، این موضوع تنشی ایجاد نکرد تا اینکه آقای حریری کشته شد و به تعبیر شخص سیدحسن نصرالله یک زلزله در فضای سیاسی لبنان به وجود آمد.
وقتی از منظر سیاسی به این قضیه نگاه میکنیم میبینیم که بیشترین سود را آمریکا و اسرائیل بردند. البته باید منتظر نتیجه تحقیقات قاضی مهلیس شد و حزبالله موضع خود را بعد از ارائه نتیجه بیان خواهد کرد، تحقیق باید فنی و علمی باشد و اگر این گزارش سیاسی باشد حزبالله آنرا نخواهد پذیرفت.
* اگر به فرض روزی تشکیلات خودگردان و اسرائیل با هم به توافق برسند و همدیگر را به رسمیت بشناسند، موضع لبنان در این قضیه چگونه خواهد بود؟
** البته به توافق رسیدن این دو گروه را حتی در درازمدت هم بعید میدانم. علت آزادسازی غزه و اینکه چرا اسرائیل غزه را به جای ظفه (کرانه باختری) آزادگی و حسن نیت اسرائیل نسبت به مساله صلح نیست؛ این قضیه هم عللی دارد و آنها عبارتند از:
1) مقاومت بیشتر سر غزه فعال بود و با اینکار بخشی از نیروی مقاومت غیر فعال میشود.
2) غزه یک شهر بیآب و علف است و هیچ چیز خاصی ندارد.
3) از نظر جغرافیایی با مصر هممرز بوده و از قدیم به مصر وابسته بوده.
4) این شهر پرجمعیت بوده و اسرائیل از تامین امنیت این شهر در طول 38 سال اشغال آن، عاجز بوده و میبایست 18000 سرباز از آنها حمایت کنند که این برای اسرائیل هزینه گزافی داشت و در نهایت روند شهرکسازی را متوقف نکردند بلکه آنرا به دیگر شهرها، تسری دادند، با این تفاسیر وضعیت در آینده، سختتر خواهد شد. اگر بنا به فرض این دو با هم به توافق برسند این باعث نمیشود که لبنان با اسرائیل رابطه برقرار کند و همه رهبران لبنان اعلام کردهاند که اگر فلسطین با اسرائیل صلح کند، لبنان آخرین کشوری خواهد بود که با اسرائیل رابطه برقرار میکند و آنها را به رسمیت میشناسد.
* آیا مقاومت فلسطین میتواند از تجربه حزبالله الگوبرداری کند؟
** اگر به تاریخ برگردیم و جنگها را بررسی کنیم میبینیم انگیزه اسرائیلیها در جنگ کاملا دینی و ایدئولوژیکی بوده برعکس اعراب که براساس حس ناسیونالیستی میجنگیدند و علت اصلی شکست هم به جز ضعف توان نظامی و عدم هماهنگی همین تمسک به عربیت و حس ناسیونالیستی بوده و این باعث پدید آمدن افسانه شکستناپذیر بودن اسرائیل شد؛
تا اینکه در سال 1982 اسرائیل به لبنان حمله کرد و هیچ مقاومت جدی ندید به جز اینکه در منطقه خلده چند جوان شیعه در مقابلشان ایستادگی کردند و آنها چند روز معطل کردند و رهبران دیدند که چند جوان مومن که نه عملیات نظامی بلد بودند و نه سازماندهی شده بودند توانستند حمله اسرائیل را متوقف کنند چه برسد به اینکه اگر ما بتوانیم از این جوانان به صوت سازماندهی شده به صورت یک حزب استفاده کنیم از همین جا بود که حزبالله با فرمان امام خمینی(ره) تاسیس شد.
به هر حال مقاومت سیر صعودی داشته و مقاومت افسانه شکستناپذیر بودن ارتش اسرائیل را در هم شکست و نشان داد که یک گروه چند صد نفری مومن و مخلص میتوانند مقاومت کنند و به نتیجهای بیشتر از یک سپاه اعراب برسند و ما شاهد این بودیم که فلسطینیان از این درس عبرت گرفتند و ما میدانیم که علت اصلی خروج اسرائیل از لبنام و غزه مقاومت اسلامی بوده و همین الگو در مورد کرانه باختری هم صدق میکند و اگر این مساله ادامه پیدا کند، شاهد یک پیروزی دیگر در ظفه (کرانه باختری) خواهیم بود و بنده آینده مقاومت را خیلی روشن میبینم.
والسلام علیکم و رحمهالله و برکاته