تاریخ انتشار : ۰۸ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۲:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۱۸۷۵۵۴

دکتر محمدجواد جاوید
پیروزی یا شکست در منطقه ای کوچک در جهان چون خاورمیانه نمی تواند از قضاوتهای کلان در سطح سیاستگذاری جهان به دور باشد. در حالی که روز 14 آگوست 2006 بسیاری از مسلمانان جهان از 33 روز مقاومت حزب الله لبنان در برابر رژیم اشغالگر صهیونیستی با جشن و شادمانی تجلیل کردند، رسانه های وابسته به صهیونیستها در آمریکا و اروپا تلاش نمودند تا آتش بس موجود را به مفهوم پیروزی اسراییل در لبنان تلقی کنند. هفته نامه فرانسوی «نوول آبزرواتور» در شماره 15 آگوست خود بیان کرد 5/73 درصد مردم اسراییل معتقدند کشورشان در برابر حزب الله به پیروزی رسیده و 5/19 درصد بر این باورند که این جنگ طرف پیروز نداشته است.
با این حال بسیاری معتقدند دولت آمریکا و اسراییل همواره از اینکه حزب الله طرف پیروز نزاع متصور شود، واهمه داشته و از آن طفره می روند. در نتیجه اگر برخلاف خواسته آنان - همچنان که مشهود است- تلقی عموم ناکامی نظامی- سیاسی رژیم صهیونیستی باشد، در آن صورت باید در انتظار جبران این شکست با ترور رهبران حزب الله توسط سازمانهای موساد و سیا بود.
با اینکه عملاً جهش پیروزی نظامی در منطقه و حتی موفقیت سیاسی در سطح جهان در دست پر توان حزب الله لبنان قرار دارد و جمهوری اسلامی ایران نیز به دلیل حمایت معنوی خود از این نهضت تا حدود زیادی قدرت خود را در فرافکنی بحران منطقه ای به مرزهای اسراییل به اثبات رسانده است، در عین حال اولین چالش پس از این پیروزی نوع روابط اعراب منطقه با جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. دولتهای عربی و مسلمان پس از واکنش نشان ندادن به فجایع چهار هفته اخیر در یک کشور عربی و مسلمان، بتدریج به این نتیجه رسیده اند که خط مقدم مبارزه با دشمن صهیونیستی خواسته یا ناخواسته در دست اعراب شیعی متمایل به ایران اسلامی قرار دارد. رابطه مناسب تر با دو کشور ایران و لبنان همچنان از اساسی ترین دغدغه های آینده کشورهای منطقه خواهد بود. در این میان کشورهای عرب منطقه در راستای احیای حیثیت و اعتبار گذشته خویش ناگزیرند از دو منبع عربی- اسلامی کمک جویند که این با توجه به نوع ساختار ارتباطی و تعهد سیاسی که با کشورهای آمریکایی و اروپایی دارند، چندان ساده نخواهد بود.
به هر میزان که حزب ا... در لبنان قدرت بیشتری پیدا کند، به همان میزان به واسطه توان مقابله با اسراییل در بین عموم مسلمانان بویژه اعراب مسلمان محبوبیت بالاتری می یابد و هر چه حزب ا... مقتدرتر گردد، برخلاف ظاهر دیپلماتیک، فاصله بین دولتمردان عرب و ایرانی عمیق تر می گردد؛ لذا در وضعیت فعلی خلع سلاح حزب الله یکی از روشهای بازگرداندن اتحاد اعراب بدانهاست. چالش دیگری که در جنگ لبنان و فلسطین و سپس با آتش بس به وجود آمد، ناتوانی ساختارهای فعلی سازمانهای بین المللی در امر ایجاد صلح و احقاق حق و پاسداری از حقوق انسانی می باشد. عملکرد بسیار ضعیف و جهت دار اخیر شورای امنیت به مثابه رکن تضمین کننده اجرای تصمیمات کلان سازمان ملل، باعث ناامیدی بسیاری از کشورهای جهان سومی شد؛ زیرا آنها هنوز آینده امنیتی خود را با آرمانهای مکتوب در قوانین بین المللی همسو می دیدند. جنگ لبنان ناخواسته پیامی را به این کشورها می داد تا یا به تقویت بنیه نظامی خود بپردازند و یا اینکه کاملاً در خدمت ساختار تبعیض آمیز نظام بین الملل و قدرتهای حاکم بر آن باشند. انتظار از سازمانهای بین المللی برای توقف تجاوز و جنایت رژیم صهیونیستی که بیش از 5/2 میلیارد دلار خسارت مادی و بیش از سه سال هزینه فرصت بازسازی در لبنان بر جای گذاشته است، چندان امیدوار کننده نیست.
پیروزی و جهش در این جنگ به دلیل مقاومت مردم ستمدیده لبنان و توان شخصی حزب الله بوده است، اما در آینده، چالش بزرگ این پیروزی را باید در اندیشه ای جستجو کرد که حمله به لبنان را مقدمه حمله نظامی به جمهوری اسلامی ایران قلمداد کرده بودند و بی تردید این سرآغاز را بدون مشورت برخی کشورهای عربی منطقه میسر نمی دانستند. اگر بسیاری از مردم عادی در کشورهای مسلمان از سکوت همسوی دولتهای عرب با غرب متعجب نشدند، بی تردید از تبانی آنها در حذف جمهوری اسلامی ایران در بیست و هفتمین سال عمر خود و پس از هشت سال ناکامی نظامی دشمنانش به واسطه دفاع مقدس، متعجب خواهند شد.
مجله نیویورکر در مقاله اخیر خود به قلم سیمور هرش فاش کرده که بسیاری از بمبارانهای لبنان توسط جنگنده های اسراییلی به همان شیوه ای انجام شده که در برنامه حمله نظامی آمریکا به ایران پیش بینی شده است. به نوشته او حمله نظامی اسراییل به لبنان نسخه آزمایشی یا همان «Demo- Version» برنامه حمله به تأسیسات اتمی ایران بوده و از این رو آمریکا از حمله اسراییل به لبنان حمایت و پشتیبانی کرده است. بنابراین پیروزی در شکست این تبانی اولیه و چالش در امکان بازتولید آن و بی خاصیت تلقی کردن معیارها و قوانین بین المللی نهفته است.
هر چند ایالات متحده آمریکا بارها مصوبات شورای امنیت و کل ساختار سازمان ملل را وسیله ای برای اهداف خود قرار داده و عدم هماهنگی آن با خواسته های خود را نپذیرفته، با وجود این جنگ سه سال قبل آمریکا و متحدانش علیه عراق به رغم مخالفت تمامی نظامهای رسمی و غیر رسمی بین المللی، از شکسته شدن حرمت این نهادها حکایت داشت و نشان می داد که باید بالاتر از آن را در آینده انتظار داشت.پرده های پنهان جنگ اخیر لبنان نشان داد موفقیت برنامه سری آمریکا و اسراییل به معنای بی اعتباری کامل ساختارهای قانونی نظام بین الملل بود. هر چند تفسیرهای خوشبینانه از نظام موجود بین الملل هنوز هم درصددند تا این بحران را در پس پرده ماجرای گروگانگیری دو سرباز اسراییلی مخفی کنند، با این حال تالی فاسد افشای این حرمت شکنی می رود تا بقیه نظام بین الملل را نیز از نظر عامه مردم بی اعتبار کند.