تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۳:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۱۸۷۵۸۲

سیدحامد میرخانی
نقشه راه، طرح صلحی است که در این چند سال اخیر بسیار از طریق رسانه‌ها به گوشمان خورده است. تاریخ خود بهترین شاهد و قاضی در مورد این گونه طرح‌های صلح می‌باشد که در طی این سالیان آمدند و رفتند و سرانجام این طرح را نیز می‌توان از قانون حاکم بر تاریخ پیش‌بینی کرد. طرح‌هایی که اولین آن در سال 1947 پیشنهاد شد و خواستار تشکیل دو کشور مستقل بود که از طرف فلسطینی مورد قبول واقع شد.
و این روند ادامه داشت تا سال 1993 که موافقت‌نامه اسلو بین طرفین امضا شد و در آن قرار شد که خودمختاری به نوار غزه و جریکو در نوار غربی داده شود ولی چیزی که در عمل و واقعیت مشاهده شده کوچاندن بیشتر فلسطینیان از نوار غربی و اخراج آنان از شرق بیت‌المقدس و اعلام بیت‌المقدس به عنوان پایتخت اسراییل و گسترش ساخت شهرک‌های صهیونیستی در نوار غربی بود که همه و همه نشان از میزان موفقیت این طرح داشت.
مذاکرات سال 2000 کمپ دیوید هم راه به جایی نبرد و عرفات و طرف اسراییلی حتی در میز مذاکره به توافق نرسیدند و همین قضیه موجب دلسردی مردم از مذاکره و آغازگر حرکت انقلابی آنان با نام انتفاضه دوم شد.
طرح نقشه راه آخرین طرح ارایه شده برای رسیدن به صلح در بین طرفین متخاصم می‌باشد که توسط کمیته چهارجانبه متشکل از اتحادیه اروپا، روسیه، آمریکا و سازمان ملل متحد در سال 2001 تنظیم شد. این طرح از 3 مرحله (فاز) تشکیل شده است و هدف نهایی آن تشکیل دولت فلسطینی تا سال 2005 میلادی است.
بر طبق این طرح که ابومازن نخست‌وزیر تشکیلات خودگردان آن را امضا کرد طرف فلسطینی موظف شد بدون هیچ‌گونه پیش شرطی دست به اقداماتی فوری برای جلوگیری از تروریسم و خشونت بزنند و برای اینکار می‌بایست اول از همه دست به خلع سلاح گروههای مانند حماس، جهاد اسلامی، گردان‌های شهدای الاقصی و جبهه خلق می‌زدند. در مقابل هم اسراییل می‌بایست شهرک‌سازی را متوقف کند و سرزمین‌هایی را که بعد از انتفاضه به اشغال درآورده بود را ترک کند و به تخریب منازل فلسطینی پایان دهد و همچنین به مذاکرات برای تشکیل دولت فلسطینی با حق مالکیت ملی محدود ادامه هد.
همان طور که از کلیت طرح مشهود است در آن در مقابل امتیازاتی که طرف فلسطینی می‌دهد امتیازاتی نه چندان مقبول و تضمین شده دریافت می‌کند. از آن جایی که توافق‌نامه‌هایی که دو طرف توافق دارای قدرت متوازن نباشند، امضایی بیش نیست که روی کاغذ نقش بسته است به همین دلیل هیچ کدام از گروههای مبارز فلسطینی حاضر به خلع سلاح در مقابل این طرح نشدند و این نکته را نیز نباید فراموش کرد که ابومازن هم رهبر منتخب ملت فلسطین و یا شخص کارفرمایی نیست که بتوان نظر او را نظر همه مردم فلسطین دانست تا بدین وسیله بتواند دست به خلع سلاح بزند.
در طرف دیگر قرارداد نیز اسراییل قرار دارد که با پیشینه تاریخی خود بر همگان ثابت کرده است که برای طرح‌ها و نقشه‌هایی که مغایر با منافع خود باشد ارزشی قایل نیست و حتی در متن طرح نیز درخواست حذف واژه "مستقل" از دولت فلسطینی و اضافه شدن واژه محدود در آخر کلمه حاکمیت ملی کرده بود. همچنین اسراییل همیشه دست زدن به اقدامات خودسرانه و پیشگیرانه را حق مسلم خود می‌داند کما اینکه این حق را برای مبارزه با تروریسم در داخل مناطق خودگردان برای خود در طرح نقشه راه قرار داده است.
بدین ترتیب یک دیوار بی‌اعتمادی بلند همیشه بین ملت فلسطین و دولت اسراییل وجود دارد. به طوری که درست چند ساعت پس از آنکه متن طرح نقشه راه به طرفین تحویل داده شد، رژیم صهیونیستی دست به کشتاری دیگر در غزه زد که منجر به شهادت 13 فلسطینی شد. از طرف دیگر نیز نیروهای مبارز فلسطینی نیز برای اینکه مخالفت خود را با این طرح و امضای آن از طرف ابومازن نشان دهند عملیات‌های شهادت‌طلبانه خود را در آن مقطع افزایش دادند.
و تمام این معادلات نشان از ناموفق بودن طرح نقشه راه بود به طوری که روزنامه هرالد تریبیون در این رابطه نوشت: نقشه راه حتی پیش از آنکه جوهری که به وسیله آن نگاشته شد، خشک شود، شکست خورده بود. البته این طرح با این امتیازات محدود برای فلسطینیان دردسرهایی را برای شارون در رابطه با پاسخگویی به صهیونیست‌های افراطی به وجود آورد. به طوری که پس از اعلام طرح خروج از غزه او را تهدید به ترور کردند.
شارون دلیل خروج از غزه را شرایط دشوار حفاظت از 8000 یهودی ساکن غزه در کنار یک میلیون و سیصد هزار مسلمان اعلام کرد و این نشان از تاثیر مقاومت در معادلات سیاسی در اسراییل دارد. البته خروج از غزه به صورتی است که آن در اشغال کامل صهیونیست‌ها قرار دارد و تمام مبادلات تجاری و اقتصادی آن با دنیای خارج توسط اسراییل کنترل می‌شود. پس عملا استقلال آن پوچ و توفانی است.
می‌توان خروج از غزه را ناشی از مقاومت گروه‌های فلسطینی، فشار جامعه بین‌الملل و آمریکا بر اسراییل برای اجرای طرح دانست. همچنین بعد از غزه طبق طرح نقشه راه اسراییل باید مناطقی دیگر را فلسطین اشغالی آزاد کند. اسراییل هم برای اینکه از زیر فشارهای خارجی برای اجرای طرح خارج شود دست به عقب‌نشنی نمایشی زد تا به وسیله آن با یک تبلیغ گسترده رسانه‌‌ای، مظلوم‌نمایی کند و بدین وسیله منافع اصلی‌تر و کلی‌ترش مورد آسیب قرار نگیرد.
البته موضوعی که تاکنون بر همگان مشخص شده است این است که اسراییل هیچ‌گاه به طور کامل به نقشه راه پایبند نیست و از هر فرصتی برای نقض آن استفاده می‌کند. یکی از مصادیق این کارشکنی دیوار حایل است. همگان بر این موضوع اشراف دارند که این دیوار حایل بین فلسطینی‌ها و اسراییلی‌ها نیست بلکه جداکننده میان فلسطینی‌هاست. اسراییل با این کار قصد دارد اگر روزی بعضی از این مناطق استقلال پیدا کردند اینها به صورت جزیره‌هایی باشند که با هم ارتباطی نداشته باشند و این گونه عملا هرگونه قدرت حاکمیت ملی را از فلسطینیان می‌گیرد.
بدین ترتیب طرح نقشه راه طرحی از طرح‌هاست که در آن اسراییل باردیگر ثابت کرد که مذاکره‌کننده و توافق‌کننده متعمدی نیست و این سوال را در اذهان به وجود آورده است که آیا آزادی ملت فلسطین از راه مذاکره بدون قید و شرط با اسراییل به دست می‌آید؟
والسلام