تاریخ انتشار : ۰۴ آبان ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۱۸۷۶۰۳

بایزید مردوخی/ ‌مشاور رییس سابق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی
سازمان برنامه و بودجه در طول تاریخ 60 سالهء خود دچار چند شوک و ضربه شده است و این در حالی است که ضمن دچار شدن به این شوک‌ها این سازمان همواره در معرض انتقاد و تهاجم مقامات مختلف نیز بوده است. اولین شوک وارد شده بر این سازمان به روزهای اول پیروزی انقلاب باز می‌گردد؛ در واقع، بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب، بدون آن که علت مشخصی معلوم شود، سازمان برنامه و بودجه، حدود 15 روز تعطیل شد و بعد از اخراج تعدادی از پرسنل سازمان و جذب دوبارهء تعدادی از همین افراد اخراج شده، بی‌آن‌که مشخص شود ازاین اقدام چه منظوری وجود داشت و یا چه فایده‌ای از این کار به دست آمد، سازمان برنامه و بودجه به کار خود، ادامه داد.
شوک دوم به زمانی مربوط می‌شود که سازمان به وزارتخانه تبدیل شد و وزیر محترم سازمان در هنگام گرفتن رای اعتماد به مجلس وعده‌هایی داد. برای پیاده کردن این وعده‌ها، از آن‌جا که وزیر محترم صرفاً، اعتماد خود را به چند فرد تازه کار که در هیات خود قرار داده بود، معطوف می‌کرد که این اقدام، باعث شد تا اعتبار علمی و کارشناسی سازمان از بین برود.
شوک سوم، زمانی اتفاق افتاد که سازمان برنامه و بودجه و سازمان امور اداری و استخدامی با یکدیگر ادغام شد و متاسفانه این ادغام، به‌گونه‌ای صورت گرفت که دو گروه نامتجانس با گروه‌های خونی متفاوت، دارای فرهنگ کاری متفاوت و با سطح علمی ناهمجنس، قرار بود، همراه یکدیگر به رتق و فتق کارهای خطیر کشور بپردازند. این ادغام نیز عواقبی را در پی داشت که باعث شد، سازمان برنامه هرچه بیش‌تر در معرض انتقادات هم کارشناسان سازمان برنامه و هم کارشناسان بیرون از سازمان قرار گرفت.
از این رو با توجه به این پیشینه، می‌توان نتیجه گرفت، سازمان برنامه‌و بودجه، همواره در معرض انتقاد بوده و برای اصلاح خود نیز در طول این سال‌ها تلاش‌های فراوانی از خود نشان داده است. البته، این که انتقاداتی بر عملکرد سازمان برنامه وجود داشته و نیز ضرورت اعمال اصلاحات در خصوص آن حقیقتی اجتناب‌ناپذیر است، اما برای اصلاح سازمان، لازم است که ابتدا شناسایی دقیقی از وضعیت آن به عمل آید. برخلاف تمامی دستگاه‌های اجرایی دولت، این سازمان، یک نهاد است و باید توجه داشت که یک نهاد را به راحتی نمی‌توان دچار تغییرات و یا تعطیلی کرد.
به عنوان مثال، ارتش دفاعی یک کشور یک نهاد است و هیچ دولتی به سهولت اقدام به ایجاد تغییرات در ارتش خود نمی‌کند، مگر این‌که، پیشاپیش برنامه‌ریزی بسیار فراگیری در این خصوص صورت گرفته شده باشد و با انجام مطالعات لازم به تدریج و در یک زمان‌بندی مشخص و از همه مهم‌تر با اعلام هدف این اصلاحات، تغییرات لازم را انجام دهد.
از این رو، ‌هرگاه خواسته‌اند تغییراتی در نهاد سازمان برنامه به‌وجود بیاورند موجی از آشفتگی را نیز ایجاد کرده‌اند. این روزها نیز شاهد چنین موجی هستیم که از آشفتگی روزهای آینده در این سازمان و به تبع آن در نظام برنامه‌نویسی بودجه‌ای و کارشناسی کشور حکایت می‌کند.
انتقال وظایف سازمان برنامه و بودجهء استان‌ها به استانداری‌ها، بیش‌تر به این شباهت دارد که جای داور و دروازه‌بان با یکدیگر تعویض شود. سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان‌ها، یک نقش نظارتی بسیار مهم دارد که این نقش نظارتی را نمی‌توان به یک دستگاه اجرایی داد، ‌این به معنای آن نیست که خدای ناکرده دستگاه‌های اجرایی وزارت خود مشکلی دارند، بلکه در تقسیم کار دولتی و حکومتی همواره دستگاه‌های نظارتی و دستگاه‌های اجرایی سوای از یکدیگر هستند و در واقع این دستگاه‌ها همواره باید با یکدیگر تعامل داشته باشند و در عین حال نیز جدای از یکدیگر عمل کنند و گزارش‌دهی هر یک به مرجعی متفاوت انجام شود.
گزارش‌دهی دستگاه اجرایی باید به یک مرجع نظارتی باشد و در حال حاضر سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات که نقش بسیار مهمی را دارند، وظیفهء بررسی گزارش‌های دریافتی را به عهده دارند، ‌اما آیا هیچ‌کس به این فکر می‌افتد که این دو نهاد بسیار مهم را در وزارت امور اقتصاد و دارایی و یا سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی ادغام کند؟
سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان‌ها این وظیفه را به عهده داشته که بودجه‌های جاری و عمرانی استان‌ها را تنظیم کند. در عین این مساله نیز قابل قبول است که در این مسیر بسیاری از انتقادات و اعتراضات نیز وجود داشته است ولی باید توجه داشت که این طبیعت کار است و به این معنا نیست که با تغییر افراد و تشکیلات، اعتراضات و انتقادات پایان خواهد پذیرفت.
در واقع بی‌آن‌که نظام مالی اقتصادی و اجرایی کشور را دچار خدشه یا توقف کرد، می‌توان به راحتی اصلاحات را در سازمانی با قدمت 60 سال فعالیت ایجاد کرد.
از طرف دیگر سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی ایفای نقش بسیار مهمی را بر عهده دارد که هیچ بخش اجرایی دیگری این نقش را دارا نیست و در واقع سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی هیچ بدیلی ندارد. این سازمان نهادی است که باید به طور دایمی بین زمان حال و آینده مطالعه، بررسی و نقش‌آفرینی کند؛ به همین علت سازمان مدیریت در دورانی که شکوفایی داشته همواره مرجع و منشأ نوآوری بوده است و این نوآوری‌ها همواره به نفع کشور و دستگاه‌های دولتی تمام شده است. از زاویه‌ای دیگر استانداری‌ها، نیازمند خدمات سازمانی همانند سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی هستند.
ساختار وزارت کشور به گونه‌ای است که ایجاب می‌کند به صورت کاملاً متمرکز در سطح کشور عمل کند، در حالی که اگر سازمان برنامه در وزارت کشور قرار بگیرد این وضعیت تمرکز، بسیار تشدید خواهد شد و از این رو این عمل را نمی‌توان گامی در جهت عدم تمرکز به حساب آورد؛ زیرا استانداری‌ها از نظر اداری و سیاسی متمرکزترین دستگاه‌ها هستند ـ البته باید این گونه نیز باشند ـ ولی دستگاه نظارتی نباید در دورن چنین سازمان متمرکزی قرار بگیرد و این انتظار نیز وجود داشته باشد که بتواند به وظیفهء نظارتی خویش بهخوبی عمل کند.