تاریخ انتشار : ۱۵ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۳:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۱۸۷۶۶۲

محمد ملازهی
گزارش کمیته تحقیق عراق موسوم به گزارش بیکر- هامیلتون حاوی نکات حساس و پیشنهادهای محوری است که اگر بوش رئیس جمهوری آمریکا آنها را مورد توجه قرار دهد و به آنها عمل کند شاید فرصتی در اختیار آمریکا قرار گیرد که خود را از باتلاق عراق آبرومندانه بیرون بکشد. از میان پیشنهادهای متعدد دو پیشنهاد محوری به نظر می رسند:
1- صلح خاورمیانه
2- مذاکره با سوریه و جمهوری اسلامی ایران
هرچند از مدتها قبل روشن بوده است که مناقشه اعراب و اسراییل و حمایت یک جانبه و بدون قید و شرط آمریکا از اسراییل، ریشه تمامی مشکلاتی است که آمریکا در خاورمیانه و کل دنیای اسلام پیدا کرده است و از این نظر گزارش کمیته تحقیق موضوع تازه ای در بر ندارد، ولی از این جهت که یک کمیته تحقیق تحت نظارت دو شخصیت جمهوریخواه دموکرات به چنین نتیجه ای رسیده است، موضوع حائز اهمیت است. اکنون این انتظار در داخل آمریکا به وجود آمده است که دولت آمریکا از این گزارش برای بازنگری در سیاست خاورمیانه ای اش بتواند استفاده کند و راه حلی عادلانه برای صلح خاورمیانه بیابد، البته نباید دچار خوش بینی زود هنگامی شد.
اسرائیل حامیان قدرتمندی در واشنگتن دارد و بسادگی اجازه تغییر سیاست آمریکا را نخواهند داد، با این حال روشن شدن این واقعیت که سیاست یک طرفانه آمریکا عامل مهمی در شکست سیاستهای آمریکا در خاورمیانه ارزیابی شده است، یک گام به جلو تلقی می شود.
از سوی دیگر تردیدی وجود ندارد که اسراییل بسادگی تن به صلح پایدار و شرافتمندانه ای که حقوق سیاسی- اجتماعی فلسطینیان در آن کاملاً رعایت شود، نخواهد داد و تا آنجا که بتواند کارشکنی خواهد کرد. با این حال غیرواقع بینانه است که تصور شود اگر واقعاً در آمریکا اراده ای برای استقرار صلح در خاورمیانه شکل بگیرد و اسراییل در بلندمدت بتواند در مقابل آن مقاومت کند. از هم اکنون نشانه هایی در اسرائیل دیده می شوند که احتمال اصلاح روشهای آمریکا در خاورمیانه از نظر اسرائیل دور نمانده است، از جمله اصلاح برخی مواد درسی دوره ابتدایی به گونه ای که برای اولین بار فلسطینیان را به عنوان همسایه یهودیان مطرح می کند. گرچه باعث خشم گروه های افراطی مذهبی و خاخام ها شده است، ولی قطعاً امری تصادفی نیست و نوعی واقع بینی از تحولات اجتناب ناپذیر آینده است.
این احتمال که در آینده اسرائیلی ها و فلسطینیان در دو کشور جداگانه در کنار یکدیگر زندگی کنند، در ظاهر بسیار دشوار و در میان هر دو طرف مخالفان جدی دارد، ولی اگر سیاست دو کشور آمریکا و انگلیس اقتضا کند دو کشور اسرائیل و فلسطین موجودیت مستقل بیابند، مخالفتها به تدریج کاهش خواهد یافت. مذاکرات روزهای اخیر بوش و بلر در واشنگتن عمدتاً حول محور آینده عراق و چگونگی پایان دادن به این بحران بدون تلقی شکست نظامی آمریکا و انگلیس متمرکز بوده است.
رئیس جمهوری آمریکا و نخست وزیر انگلیس بدرستی گزارش بیکر- هامیلتون اطمینان دارند، بنابراین نمی توانند آن را به کلی نادیده بگیرند. در این گزارش پیوند مشکل خاورمیانه و تحولات عراق به صراحت بیان شده است. از این رو هیچ جای طفره رفتن نیست. به هرحال نباید تصور کرد که این گزارش مورد توجه قرار خواهد گرفت؛ زیرا راههای فراری وجود دارند، ولی در هرحال اگر واقعاً آمریکا و انگلیس بین پذیرش شکست و خروج ذلت بار از عراق و تأسیس کشور فلسطین قرار گیرند و مجبور به انتخاب شوند؛ احتمال آن وجود دارد که تأسیس کشور فلسطین را انتخاب کنند.
روشن است که هنوز زود است تا چنین قضاوتی کرد، منتها هیچ کس در آمریکا و انگلیس تردید ندارد که پیروزی نظامی در عراق در دسترس قرار ندارد. بحث این است که هنوز شکست قطعی وجود ندارد، ولی احتمال آن به قوت خود باقی است. در آمریکا و انگلیس آمادگی روانی پذیرش چنین شکستی وجود ندارد و به طور طبیعی همه راه های جلوگیری از چنین شکستی به آزمایش گذاشته خواهند شد. درست از همین زاویه است که گزارش کمیته تحقیق عراق ممکن است آغازی بر یک روند اجتناب ناپذیر شود که در آن، کشور فلسطین ولو در ضعیف ترین شکل ممکن، در محاصره و در سرزمینهای محدود از مناطق اشغالی 1967شکل بگیرد. اگر چنین شود آقایان بیکر و هامیلتون با گزارش خود نقشی تاریخی در خاورمیانه ایفا خواهند کرد.
اما محور دوم پیشنهادهای گزارش کمیته تحقیق عراق درباره ضرورت مذاکره با سوریه و ایران در پیشنهاد مسایل متعددی دخالت دارند و باید قدری با احتیاط با آن برخورد کرد. آنچه در پشت این پیشنهاد پنهان مانده، این ذهنیت آمریکایی است که سوریه از سازمان القاعده حمایت می کند و خود را حامی اهل سنت عراق می داند و ایران را حامی شیعیان عراق. جنگ در عراق فرقه ای است، بنابراین می توان با سوریه و ایران وارد معامله شد و به بحران و جنگ فرقه ای در عراق پایان داد. اما آیا واقعاً چنین ذهنیتی به تمامی درست است؟ حقیقت آن است که در این ذهنیت اصل اشغال عراق به عنوان عامل اصلی کمرنگ دیده شده است. نه سازمان القاعده وابسته به سوریه است و نه شیعیان عراق آنقدر به ایران نزدیکند که تابع محض تلقی شوند. عوامل تأثیرگذار در عراق متنوع ترند هرچند که ممکن است در ظاهر چنین به نظر نرسد.
گذشته از این بوش در مصاحبه مطبوعاتی و رسانه ای مشترکش با تونی بلر از خود نشانه ای از واقع بینی بروز نداد و همان شرایط قبلی را درباره مذاکره با ایران مطرح کرد. شرایطی که بارها از طرف ایران رد شده اند. بنابراین نمی توان گفت که گزارش بیکر- هامیلتون، تغییری در دیدگاه رئیس جمهور آمریکا به وجود آورده است. سوریه در چارچوب صلح خاورمیانه- اگر محقق شود- می گنجد و اگر جولان را به دست بیاورد، مشکل خاصی متصور نیست، ولی ایران بحث دیگری است. به هرحال ایرانیان باید هوشیار باشند که ظاهر گزارش کمیته تحقیق را نگاه نکنند و به اهداف پشت پرده آن که انداختن گناه بحران امنیتی عراق به نفوذ ایران بر شیعیان به عنوان یک طرف دعوی است، توجه داشته باشند.