تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۳۸۹ - ۱۳:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۱۸۷۷۵۸

هزینه‌های سنگین جنگ‌ها و درگیری‌هایی که همواره در طول تاریخ، جامعه بشری با آن مواجه بوده است را زنان به عنوان مادران و همسران و به عنوان کسانی که در برخی از این منازعات به ویژه منازعات مسلحانه و هم چنین به عنوان ابزارهایی برای کشمش‌های شدید و خونین مورد سوء استفاده‌هایی قرار گرفته‌اند، پرداخت کرده‌اند.
شاید بتوان گفت‌ بارزترین و دردناک‌ترین این منازعات در طول نخستین سالهای بعد از فروپاشی اتحاد شوروی و یوگسلاوی در جنگ‌های بالکان و بوسنی و در مقابله میان صرب‌ها و مسلمانان در استفاده از زنان و به ویژه با توجه به نگرش‌ها و باورها و اعتقاداتی که در بین مسلمانان در خصوص تعرض به زنان وجود داشته و دارد بوده است. استفاده از زنان به عنوان اهرمی برای اعمال فشار و تقابل‌های نظامی متاسفانه از تجربیات بسیار تلخ و گزنده‌ای است که جامعه جهانی تاکنون تجربه کردن است.
با توجه به اینکه زنان به عنوان بخش اصلی که هزینه‌های این درگیری‌ها و منازعات را در مقاطع مختلف به اشکال مختلف پرداخت کرده‌اند شاید بتوان لیست کاملی از مصادیق این مسئله و نقش مثبت و تاثیرگذار آن را در مقاطع و مراحل مختلف منازعات چه به عنوان کسانی که حامیان، تشجیع کنندگان و یا معترضان این روش‌ها بوده‌اند، را به مناطق مختلف جهان ارائه کرد. وجود این گونه مسائل باعث شده است که نسبت به این مسئله حساسیت جدی وجود داشته باشد و به همین دلیل در برنامه‌های سازمان ملل متحد بحث وسیعی به این مسئله اختصاص یافته است.
در حال حاضر یکی از موضوعات مهم بین‌المللی موضوع بحث زنان، صلح و امنیت بین‌المللی است. البته موضوع نقض حقوق زنان در زمینه مسائل مربوط به حفظ صلح و امنیت بین‌المللی از جمله جنگها و حقوق بشر دوستانه موضوع جدیدی نیست. عمر این موضوع به قدمت تاریخ است اما توجه بین‌المللی به سوی این موضوع به صورت گسترده نیست و علی‌رغم این سابقه کم در توجه بین‌المللی روند پرشتابی را در جهت حمایت گسترده و وسیع در بر داشته است. همان طور که مطلع هستید زنان و کودکان عامل برانگیختن جنگ‌ها نیستند اما به گواه تاریخ همواره بیشترین صدمات را در جنگ به صور مختلف تحمل کرده‌اند. بیان می‌شود که یک صد میلیون نفر در تعارضات مسلحانه در قرن بیستم و در همین چند سالی که از قرن بیست و یکم گذشته است کشف شده‌اند که البته زنان و مردان در این تعارضات به طور متفاوت صدمه دیده و از بین رفته‌اند.
کودکان و زنان همواره هدف اکثر خشونت‌ها بوده‌اند این عده در اشکال مختلف به صورت پناهنده و یا به صورت آواره و یا به اشکال دیگر صدمه دیده‌اند. زنان و دختران نیز به شیوه‌های مختلف در جنگ‌ها صدمه دیده و می‌بینند.
خشونت‌های مبتنی بر جسم شامل شکنجه، تجاوز، بارداری اجباری، بردگی جنسی، قاچاق زنان در اشکال مختلف، واقعیتی است که در تاریخ مثبت شده‌ است. حتی در جنگهای معاصر برای نمونه در یوگسلاوی، کوزوو، روآندا و سیرالئون درصد وسیعی از زنان مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند.
همان طور که مستحضر هستید در جوامع مختلف زنان و مردان از وضعیت برابری برخوردار نیستند و فرهنگ خشونت و تبعیض قبل از تعارض هم وجود داشته است اما در حین تعارض تشدید می‌شود و در بسیاری از موارد هم دیده می‌شود که خشونت علیه زنان در جنگ‌ها جنبه سمبلیک و نمادی پیدا می‌کند مانند آنچه که در بوسنی هرزه‌گوین با آنان مواجه بودیم و یا آنچه که در سیرالئون با آن روبه‌رو بودیم.
علی‌رغم کوشش‌هایی که در این زمینه انجام شده‌است به گفته عده‌ای هنوز زنان قربانیان فراموش شده جنگها هستند با توجه به اینکه ضمانت‌های اجرایی در برخی از زمینه‌ها به وجود آمده است اما دیده می‌شود که هنوز آن حمایت لازم و آن ساز و کارها و ضمانت اجرایی‌های لازم وجود ندارد. شکافی که در این زمینه شاهد آن هستیم در حقیقت شکستی است که از سوی برخی از متفکرین در زمینه اجرای موازین حقوق بشردوستانه مطرح می‌شود.
همان طور که گفته شد آسیب پذیری زنان از تعارضات مسلحانه عمری به قدمت تاریخ دارد. اسیر گرفتن زنان،‌ ازدواج‌های پادشاهان و فرماندهان نظامی با دختران طرف مخاصمه به بهانه تحکیم سلطنت و یا حفظ و یا به بهانه گسترش امپراطوری و یا به انگیزه‌های مختلف از جمله مواردی است که زنان و دختران مورد صدمه قرار گرفته‌اند و در حقیقت می‌توان گفت انواع خشونت مبتنی بر جسم بخشی از تاریخ را تشکیل می‌دهد.
از سوی دانشگاه کامرا کتابی منتشر شده است که در این کتاب به نمونه‌ها و مصادیق تاریخی خشونت نسبت به زنان پرداخته شده است و از اشخاص بسیار مشهور جملاتی در خصوص مشروعیت خشونت علیه زنان در جنگ‌ها ثبت شده است که بیان آنها باعث شرمساری است اگر به قرن بیستم نگاه کنیم جنایات نازی‌ها در طول جنگ جهانی دوم یا اعمال ژاپنی‌ها نسبت به زنان چینی و یا خشونت سربازان آمریکایی نسبت به زنان ویتنامی و اتفاقات کشمیر و جنایات سربازان اسرائیلی علیه زنان فلسطینی و رنج زنان سومالی، روآندا، بوسنی، کوزوو، سیرالئون و کنگو و بسیاری از نمونه‌های دیگر و حتی در حال حاضر جنایت‌هایی که در عراق صورت می‌گیرد در حقیقت نشان دهنده بخشی از تاریخی موجود در این زمینه است. همان طور که اطلاع دارید. در این گونه جنگ‌ها به خصوص در بوسنی و هرزگوین و کوزوو از زنان به عنوان حربه جنگی استفاده می‌شد. این عده عامل پاکسازی قومی و عامل تخفیف و تحقیر قومی بودند و به بیان دیگر به بدترین شکل ممکن حیثیت و شرافت انسانی‌شان خدشه‌دار می‌شد.
در سالهای گذشته دگرگونی‌های قابل توجهی در این زمینه و در خور توجه به موضوع صورت گرفته است ولیکن همان طور که قبلا هم گفته شد به هیچ وجه با انتظارات و واقعیاتی که ما با آن روبرو هستیم هماهنگی ندارد. اگر بخواهیم مجموعه قواعدی که برای حمایت از زنان در جنگ‌ها موجود است را مرور کنیم باید به کنوانسیون لزوم احترام به حیثیت و حقوق خانواده که حمایت از زنان بخشی از این احترام حیثیت را به خود اختصاص می‌دهد اشاره کنیم.
چهار کنوانسیون ژنو 1949 و دو پروتکل الحاقی 1977 در خصوص جنگهای بین‌المللی و در مورد تعارضات داخلی به این معضل و به حقوق زنان و حقوق بشردوستانه زنان در جنگ‌ها اشاره کرده‌اند. همچنین از 560 ماده این چهار کنوانسیون و دو پروتکل، در 42 ماده مشخص به اشکال مختلف به زنان توجه شده است. حال باید دید خارج از این قوانین کشورها و دولت‌ها چقدر به حقوق زنان بخصوص هنگام وقوع جنگها احترام می‌گذارند.