هاشم باروتی
بودجه سال 86 به نظر میرسد با توجه به رویدادهای پیش روی متاثر از تصویب قطعنامه شورای امنیت علیه فعالیتهای هستهای ایران از حساسیت بسیاری برخوردار بوده و پر حاشیهتر از بودجه سال 85 به مجلس میرود. ارسال 4 متمم بودجه ظرف یکسال از جمله موارد نادری بود که دولت نهم بدان دست زد تا تفاوت و فاصله خود را با دیگر دولتها بیش از پیش نمایان سازد. در این باره اشاره به چند نکته از اهمیت ویژه برخوردار است. نکته اول این که دولت باید بداند بودجه را براساس شرایط خاص سیاسی تدوین کند، نه مانند سال جاری که بلند پروازانه بود. دولت باید از هزینههای جاری بکاهد تا بتواند به مسایل زیربنایی اقتصاد بپردازد به عبارت بهتر باید به شعار خود در بودجهریزی که همان عملیاتی کردن بودجه است پایبند باشد تا با مدیریت، کنترل و برنامه ریزی دقیق واکنش منطقی نسبت به پیامدهای پیش رو چون تحریم از خود نشان دهد. چرخش نگاه از اردوگاه غرب به شرق نتوانست دستاوردی برای دیپلماسی کشورمان داشته باشد. به عبارتی حتی بازارهای سنتی ایران در کشورهایی چون هند،پاکستان، عراق و ...دستاویز سیاست بازیها و قطببندیهای موجود جهانی شده است. چین نیز همانند روسیه نمیتواند به عنوان یک شریک تجاری مطمئن قابل اتکا باشد،بنابراین پس از صدور قطعنامه 1737 شورای امنیت دیپلماسی ما بر سر دو راهی قرار گرفته است. فشار آمریکا بر تحریم بانکهای ایرانی چون صادرات و سپه، بخش عمدهای از گردش مالی کشورمان را دچار آسیب میکند. به این موضوع میتوان به سیاست تحریم از پایین آمریکا اشاره کرد که روز سه شنبه هفته گذشته روزنامه لس آنجلس تایمز آن را فاش ساخت. آمریکا سعی دارد به هر صورتی که هست از گسیل منابع مالی به میادین نفتی ایران جلوگیری کند تا ظرف 10 تا 20 سال آینده نه تنها توان صادراتی نفت را از دست بدهیم بلکه برای تولید داخل هم دچار مشکل شویم. این اقدام آمریکا را میتوان با اظهارات محمد هادی نژاد حسینیان در یک راستا تحلیل کرد. نژاد حسینیان چندی پیش اعلام کرده بود که اگر دولت مصرف فرآوردههای نفتی ایران را کنترل نکند و چنانچه پروژههای پیشبینی شده در مورد توسعه میادین نفتی عملی نشود آنگاه طی ده سال آینده، ایران نفتی برای صادرات نخواهد داشت. این جملات درشرایطی شنیده میشود که اروپایی ها تمایلی برای مشارکت در پروژههای نفتی ندارند و کشوری چون روسیه که از آن به عنوان یک منبع مالی یاد میشود، بازیچه سیاستهای اقتصادی آمریکا شده است تا شاید بتواند سال 2007 به سازمان تجارت جهانی راه یابد!در این باره یک مقام آمریکایی اعلام کرد آمریکا با موافقت به ورود روسیه به سازمان تجارت جهانی آن کشور را در قبال موافقت با تحریم ایران خریده است. به نظر میرسدآرزوی روسیه تا قبل از تعیین و تکلیف غرب با ایران محقق نمیشود. در این شرایط ایران چارهای جز رجوع به منابع داخلی ندارد. منابعی که مطمئنا پاسخگوی نیاز چند صد میلیارد دلاری ایران نیست. در این شرایط است که دولت باید با نگاه به درون در جهت هدفمند کردن یارانه ها گام بردارد چرا که به اعتقاد حسین عسگری، استاد دانشگاه جورج واشنگتن، هیچ کشوری را نمیتوان یافت که در مقابل یارانه انرژی که 15 درصد از تولید ناخالص داخلی را در برمیگیرد مقاومت کند. در چنین وضعیتی دولت نهم دچار خطای محاسباتی شده و به جای پرداختن به سرمایه گذاری در بخش اکتشافات نفت و گاز و توسعه میادین انرژی، حجم عظیمی از منابع مالی را به جای سرمایهگذاری در این موارد ، صرف حوزههای رفاه عمومی کرده است که نتیجه این سیاست ایجاد تورم و سخت کردن زندگی بر مردم شده است.در این میان میتوان به تصویب متممهای بودجهای اشاره کرد که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان با هدف تامین هزینههای جاری دولت به مجلس رفته است. اولین بودجه دولت احمدی نژاد یکی از جنجالی ترین بودجههای چند دهه گذشته بود. که با همراهی نمایندگان تصویب شد این بودجه و دیگر سیاستهای اقتصادی منجر به رشد نقدینگی و حرکت آن به سمت کالاهای پر دوام چون مسکن بود که مشکلاتی را ایجاد کرد که به زودی نمیتوان آن را برطرف کرد. به نظر میرسد بودجه 86 نیز با توجه به رو به پایان بودن عمر مجلس هفتم سرنوشتی بهتر از بودجه 85 پیدا نخواهد کرد. به این موضوع میتوان سردرگمی تیم اقتصادی را که دستخوش تغییر و تحولات در سطح مدیران بود افزود. فرهاد رهبر استاد اقتصاد ظرف یکسال جای خود را به برقعی که دارای دکترای مکانیک است داد. این موضوع ثابت میکند که دولت نهم متفاوت از دولتهای دیگر به اقتصاد مینگرد. اقتصادی که قرار بود رفاه و امنیت را به ارمغان بیاورد تا هراس از روزهای آینده و حسرت روزهای گذشته را. در پایان باید به دولت نهم گوشزد کرد که بودجه سال 86 یکی از حساسترین بودجههای دوران انقلاب است و نیاز به کار کارشناسی دقیق دولت و مجلس دارد تا شاید بتوانیم از گرداب مصائب پیش رو سربلند بیرون آییم.