تاریخ انتشار : ۲۲ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۱۸۷۸۳۷

پژمان صالحی
سعید حجاریان خطاب به خاتمی گفته است: خودتان را برای دور بعد آماده بکنید (1)
ترغیب سیدمحمد خاتمی به شرکت در دور دهم انتخابات ریاست جمهوری را ناحیه عضو مرکزیت جبهه مشارکت، حاوی سه پیام عمده است:
اول این که: انتخابات دور نهم ریاست جمهوری و شکست سنگین سه چهره اصلاح‌طلب، جبهه مشارکت را (که لایه رادیکال جبهه اصلاحات را به صورتی غیر رسمی نمایندگی می‌کند) به این نتیجه رسانده است که جز "سیدمحمد خاتمی"، فرد دیگری در اردوگاه اصلاح‌طلبان، ظرفیت جلب اکثریت آرای عمومی را ندارد.
ازاین رو لایه رادیکال جبهه اصلاحات با وجود عدم همخوانی ایدئولوژیک با سیدمحمد خاتمی تنها راه بازگشت خود به عرصه قدرت را اتکا به حضور مجدد خاتمی در میدان انتخابات دیده است.
[درست آنچه که سبب شد در سال 76، گروههای در حاشیه قدرت و به دور از اعتنای عمومی، به یک‌باره از نهادهای قدرت سربرآورند و احیای سیاسی خود را جشن بگیرند.]
دوم: هم اکنون تشتت در جبهه اصلاحات به صورتی چشمگیر سایه افکنده است. گواه این ادعا سربرآوردن احزابی چون "اعتماد ملی" از بدنه جبهه اصلاحات است. حزبی که موسس آن به صراحت از ائتلاف ناپذیری اصلاحاتیان سخن گفت.
تحلیل‌گران بر تاکید نسبت به مغایرتهای ایدئولوژیک گروههای جبهه اصلاحات نسبت به یکدیگر به عنوان یک دلیل اصلی مبنی بر انشقاق جبهه، نبود یک مرجع یا رهبر با نفوذ در جبهه را یاد می‌کنند.
اهالی دوم خرداد بار دیگر با نظر به تجربه خرداد 76، عامل اصلی پیوستگی درونی و حفظ انسجام مجموعه اصلاحات را خلاصه در وجود خاتمی دیده‌اند.
و سوم این که: از این پس بخش عمده جبهه اصلاحات و به طور مشخص لایه رادیکال این جبهه در مسیر ایجاد چالش‌ها و تخطئه عملکرد دولت نهم منسوب به اصولگرایان گام برخواهد داشت.
زیرا هموار ساختن راه پیروزی خاتمی در انتخابات دهم توسط رادیکال‌ها جز با توجیه ناکارآمدی‌های دوران اصلاحات و ناکارآمد نشان دادن اصولگرایان میسر نخواهد بود. این ادعا را می‌توان بااشاره به ارایه چهره غیر واقعی و ناکار آمد از اصولگرایان در طول هشت سال تسلط اصلاحاتیون بر مصادر قدرت و توجیه ناکارآمدی خود با تهمت به رقیب و تحریف دلیل انحراف خواست مردم از اعتنا به جبهه اصلاحات به سوی اصولگرایان، به اثبات رساند.
اما آیا "خاتمی" به بازی جدید رادیکال‌هایی که خود روزی پرچمدار اصلاحات (خاتمی) را مستحق پیاده شدن از قطار اصلاحات توصیف کردند، تن خواهد داد؟
آیا وی اجازه می‌دهد که رویکرد ابزار انگارانه رادیکال‌ها، او را به خدمت گیرد!
فرض کنیم رییس جمهور سابق در دام مشارکت گرفتار آید. چه تضمین‌هایی وجود دارد که 17 میلیون رای دکتر احمدی‌نژاد که حکایت از تغییر رویکرد عمومی از اصلاحات طلبی به عدالت‌خواهی بود، به یک‌باره به علاوه مجموع رای‌های پنج‌نامزد دیگر انتخابات نهم ریاست جمهوری، به نام خاتمی ثبت شود؟
این پرسش‌ها در آینده پاسخ واقعی خود را خواهد یافت اما نکته اساسی این است که واقعیت "هم‌پاشی"، نبود عنصری هادی و منتفذ و فاصله عمیق اصلاحات از اعتماد مردمی، بحران‌های حاکم برفضای عمومی جبهه اصلاحات است که اینک سطح این جبهه سیاسی را به مجموعه‌ای شخص محور و مبتنی بر وحدت یافتگی مقطعی اجزا، توصیف می‌کند!
مشخصه‌هایی که قرار گرفتن جبهه اصلاحات در اندازه‌های مجموعه پیشرو و تاثیرگذار و نماینده افکار عمومی کلان را مانع است.