بیانیه تحلیل حزب مشارکت درباره انتخابات اخیر ریاست جمهوری، به بررسی مواضع و برنامهها و تبلیغات حزب در دوران انتخابات پرداخته و علل عدم موفقیت آن را بررسی نموده است. این اقدام حزب مشارکت را باید فرآیندی حزبی و دموکراتیک تلقی نموده و برای نهادینه شدن رفتار و ادبیات تحزب در جامعه، آن را ترویج و تشویق نمود تا تمامی احزاب سیاسی اعم از پیروز یا ناکام، این رفتار را پیشه سازند. اما نگاهی به بخشی از تحلیل حزب میتواند برای خوانندگان مفید واقع گردد.
مشارکت با صراحت اذعان میدارد که نوع و رنگ و بوی تبلیغات آنها بیشتر برای جلب نظر طبقات متوسط به بالای شهرنشین طراحی شده بود و در تبلیغات برای طبقات محروم و روستاییان کار درخوری نکردیم.(1) و یا جبنههای اقتصادی برنامهها و شعارهای ما اساسا شنیده نشد و بیشترین تمرکز تبلیغاتی بر جذب بخشهای تحریمی جامعه بود و از گروههای دیگر غفلت شد. و نیز ستادهای حزب در مناطق محرومنشین به ویژه جنوب شهر تهران اصولا حضور قابل توجهی نداشتند.(2)
اما حزب به طور صریح به بیان علل و عواملی که باعث رویگردانی حزب از بخش عمدهای از جامعه یعنی طبقات محروم و روستاییان و مناطق جنوب شهرها شد و خاستگاه طبقاتی حزب را عمدتا بالای شهرنشین و مرفه جامعه خلاصه کرد، اشاره روشنی ندارد. بررسی این موضوع که انعکاس طبیعی آن در دوران انتخابات تجلی یافت، حایز اهمیت است. در واقع باید به دنبال جنبههای تئوریک و عوامل نظری در دیدگاههای حزب طی سالهای پس از تاسیس بود که موجب گردید، حزب در دوران انتخابات و مواجهه با مردم، فقط به بخشهای مرفه و روشنفکر گونه جامعه توجه کند و عمق تودهای خود را از دست بدهد. به اعتقاد ما، رویکردهای سکولاریستی حزب مشارکت و عدم توجه به نقش دین در اداره جامعه، موجب گردید که حزب به لحاظ تئوریک فاصله زیادی با توده مردم پیدا کند. اقبال اولیه مردم به اصلاحطلبان در سالهای 76 تا 78 نیز قبل از آشکار شدن مواضع تئوریک حزب و هم پیمانان او بود. اما پس از آنکه غلظت دیدگاههای تئوریک حزب بیشتر شد و مشارکت عملا به تبلیغ سکولاریسم و افتراق ساختاری نهاد حکومت و دین پرداخت و دوران حاکمیت دین را پایان یافته تلقی نموده و آن را فقط در رفتار فردی مردم محصور ساخت، روند جدایی آن از توده مردم که عمیقانه به باورهای دینی خود پایبند بوده و حتی اعتراضات آنان به حاکمان نیز از منظر عدم اجرای دستورات دینی است، آغاز گردید و انتخابات نهم آخرین منزلگاه آن بود. این موضوع، همان نکتهای است که حزب در بخشهای پایانی بیانیه خود به طور تلویحی بدان پرداخته است اگر چه به صراحت به دیدگاه حزب و انحراف آن در این خصوص اشارهای نشده است. بیانیه مشارکت تصریح دارد که "جامعه ایران کماکان ویژگیهای مذهبی خود را حفظ کرده است و دین نقش مهمی در شکل دادن جهتگیریهای اصلی مردم دارد." و نیز بیانیه اشارت دارد که جامعه ایران، جامعهای تحول خواه با حفظ بنیانهای مذهبی خود است و در حالی که نسبت به سکولاریسم واکنش منفی نشان میدهد، در برابر قرائتهای متحجرانه از دین نیز آسیبپذیر است.(3)