سفارت آمریکا در ایران همواره نقش منفی و مخرب را در این کشور بر عهده داشته است. این نقش محدود به فردای پیروزی انقلاب اسلامی نبوده است بلکه در 28 مرداد سال 1332 نیز با کودتا علیه مبارزات مردمی،در واقع در مقابل خواست ملت ایران و نهضت ملی شدن صنعت نفت قرار گرفت.
سازمانهای جاسوسی آمریکا و انگلیس با تشریک مساعی یکدیگر توانستند کودتایی را علیه ملت ایران سامان دهند و عملا با بازگرداندن رژیم محمدرضاخانی در مقابل ملت ایران قرار گرفتند. در انجام این کودتا، نقش سفارت آمریکا در تهران برجسته و ویژه بوده است.
البته باید گفت که مصدق نقش تاریخی خود را در انتقال قدرت در ایران از انگلیسیها به آمریکاها به خوبی انجام داد و از آن پس آمریکا، قدرت خارجی یکهتاز در ایران گردید(1)، اما به دلیل اینکه وی نتوانست آنگونه که باید و شاید سیستم را اداره کند و منافع انگلیس و به خصوص آمریکا را تامین نماید، تصمیم به برکناری وی از قدرت گرفته شد. اما سفارت آمریکا با پیروزی انقلاب اسلامی و به دلیل ماهیت و ضدیت آن با امپریالیسم جهانی، مداخله در امور ایران و اقدامات ضدامنیتی را در این کشور تشدید کرد و سعی نمود تا از این نقطه توطئه و طرحهایی را علیه انقلاب مردمی و اسلامی ساماندهی و به مرحله اجرا بگذارد.
سفارت آمریکا در پوشش به ظاهر دیپلماتیک از طرف مقامات کاخ سفید، محل خوبی برای به انحراف کشاندن انقلاب اسلامی از مسیر اصلی و واقعی و سرانجام به شکست کشاندن آن بوده است. از این رو پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن 1357 و اخراج مستشاران نظامی و غیرنظامی آمریکایی که در واقع نقش آنتنهای اطلاعات را برای سازمان «سیا» بازی میکردند، سازمان «سیا» فعالیتهای جاسوسی خود که بیشتر از درون سفارت رهبری و هدایت میشد افزود و با نفوذ در محافل، ارگانها، سازمانها و ادارات دولتی، ارتش و غیره سعی بر آن داشت تا انقلاب را از مسیر اصلی منحرف و مقدمات استیگی مجدد آمریکا را بر ایران را فراهم سازد.
افسران «سیا» که در سفارت آمریکا در تهران در پوشش دیپلماتیک فعالیت میکردند، با استفاده از شرایط نابسامان بعد از انقلاب و در هم ریختگی و نامشخص بودن حوزه مسئولیتها و اختیارات که نتیجه جبری هر انقلاب است، سعی کردند با نفوذ در بین مقامات و خط دادن به آنها از تعمیق گسترش هر چه بیشتر انقلاب جلوگیری نمایند.
جاسوسی و اقدامات ضد امنیتی از وظایف محوله از کاخسفید به سفارت آمریکا در تهران بود. موضوعی که حضرت امام خمینی(ره) نیز به آن اشاره کردند. حضرت امام خمینی(ره) در این زمینه فرمودند: «اینها یک مرکز توطئه و جاسوسی در مملکت قرار دادند» (2) و افزودند: «مرکز توطئه و جاسوسی به اسم سفارت آمریکا و اشخاصی که در آن برضد نهضت اسلامی ما توطئه نمودهاند، از احترام سیاسی بینالمللی برخوردار نیستند.»(3)
سرانجام اهداف جاسوس خانه آمریکا را میتوان چنین بشمرد:
1- ایجاد جریانات انحرافی
2- تشکیل گروههای سیاسی مخالف
3- تعطیلی مدارس
4- بدبین نمودن مردم نسبت به کشورهای دوست
5-تضعیف روحانیت و خط امام (ره)
6- قبضه نمودن ارتش
7- ایجاد شبکه جاسوسی اطلاعاتی
8- ایجاد گسست و شکاف میان رهبری و نسل جوان
ایجاد جریانات انحرافی
عملکرد دولت موقت، باعث ایجاد القائات متعدد در اذهان مردم شد. به ناگاه دستهای مرئی و نامرئی روشنفکران و لیبرالها با همگانی نمودن شعار انحرافی «مرگ بر کمونیسم»، سعی نمودند که مساله اصلی را فراموش نموده و روسیه را مساله و مشکل اصلی معرفی کنند. در این فرصت و فضای به وجود آمده، آمریکا و ایادیش به کار خود مشغول بودند و علیه انقلاب اسلامی توطئه میکردند.
در یکی از اسناد لانه جاسوسی آمده است: «مسائل جدی نسبت به ایالات متحده در دیدگاه مردم ایران وجود دارد که احتمالا برای مدتی با روابط ایران - آمریکا مقاومت میکند. این مسائل با یک جریان ضدآمریکایی که به طرف ایران و در داخل ایران در جریان است. نضج میگرددو...»(4)
در جای دیگر اوضاع را اینچنین تحلیل میکند: «نکته اساسی که مرکز باید به آن توجه کند این است که باید سوءظن ایرانیها را نسبت به این موضوع که آمریکا میخواهد ایران را خراب کند، کاهش داد.»(5) از این رو سفارت آمریکا مسئول انحراف افکار عمومی از خطرات شیطان بزرگ در ایران شد. ماموران »سیا» با برقراری ارتباط با امیر انتظام، سخنگوی دولت موقت و معتمد مهندس بازرگان،اهداف فوق را دنبال میکردند، از این جهت برای کاستن شعارهای مرگ بر آمریکا مامور «سیا» چنین گزارش میدهد: «کاردار امیدوار است که به وسیله انتظام کاری کند که روزنامهها حساسیت خود را نسبت به آمریکا کاهش دهند.»
از دیگر فعالیتهای لانه جاسوسی بدبین نمودن مردم نسبت به کشورهای دوست و ایجاد بحران اعتماد میان کشورهای اسلامی و عربی با جمهوری اسلامی ایران و دوست جلوه دادن کشورهای سرسپرده آمریکا بود. بدین لحاظ با در نظر گرفتن زمینه مساعدی که در دولت موقت بود تلاش شد تا دوستان ایران چون لیبی، سوریه،الجزایر، فلسطین و... را دشمن انقلاب معرفی نمایند و علاوه بر آن دولت موقت، نهضتهای آزادیبخش جهان را به رسمیت نشناخت و نه تنها زمینه را برای فعالیت این نهضتها مهیا نساخت بلکه شدیدا در سرکوب آنها کوشید.(6) در سندی از اسناد لانه جاسوسی (جلد10) آمده است: «خوزستان (مرکز) فعالیت فلسطینیها و لیبیایی است. اگر وزارت قبول کند که خطرات مبادله اطلاعات درباره فعالیتهای خرابکارانه فلسطین و لیبی و عراق به امکان روابط و همکاری نزدیک ما و دولت ایران میارزد، لذا سند این اطلاعات جهت دادن به انتظام را درخواست کنید.»
بر این اساس است که دولت موقت خطمشی خود را در چارچوب فوق تدوین میکند و مبتنی بر آن طرح جدایی ایران اسلامی از کشورهای مترقی و انقلابی چون لیبی و الجزایر، جبهه آزادی بخش فلسطین و... و نزدیکی خود را به دوستان آمریکایی در منطقه ریخت.
تشکیل گروههای سیاسی مخالف
یکی دیگر از ترفندهای پلید لانه جاسوسی، تشکیل دادن و هماهنگ نمودن گروههای ضد انقلابی در اقصی نقاط ایران بود. در یکی از اسناد آمده است:«یک پیوند محکم با دیگر گروههای مخالف سیاسی برقرار بکنیم»(7) که هدف از این اقدام ایجاد بلوا و آشوب در استانهای بحرانخیز و به تعطیل کشاندن مراکز اقتصادی فرهنگی بود. گذشته از این موارد، تعطیلی مدارس، تضعیف روحانیت و خط امام(ره) و تقویت گروه میانهرو و متمایل به غرب و سرکوب روحانیون اصیل انقلابی در دستور کار سفارت آمریکا بود. اما با اشغال لانهجاسوسی و کنارهگیری دولت موقت از قدرت، توطئههای علیه انقلاب اسلامی جوان و نوپا به شکست انجامید و آمریکا در دستیابی به اهداف خود در ارتباط با جمهوری اسلامی ناکام ماند.