تاریخ انتشار : ۲۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۲:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۱۸۷۸۸۲

جرج‌‌بوش پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری طرح‌های خود را در عرصه سیاست خارجی تدوین نمود که انجام اصلاحات در خاورمیانه جز اولین اولویتهای آن اعلام گردید. آنچه در این طرح اهمیت ویژه ‌داشت تحقق طرح خاورمیانه بزرگ و به گفته مقامات آمریکایی ایجاد اصلاحات در جهان عرب می‌باشد.
در میان کشورهایی که در جهان عرب در صدر طرح اصلاحات قرار گرفتند لبنان و سوریه بودند که به عنوان اولین موانع اهداف و سیاستهای آمریکا تلقی می‌گردند.
پس از ترور حریری، دولتمران غرب با تصویب قطعنامه‌های 1559و 1595 زمینه‌های لازم را برای مداخله در امور لبنان و خروج نیروهای سوریه فراهم آوردند. در راستای تکمیل این سیاست به درخواست غرب، کمیته‌ای به ریاست مهلیس آلمانی برای انجام تحقیقات گسترده در مورد عاملان ترور حریری از سوی سازمان ملل تشکیل گردید که در چارچوب خواسته‌های این کشورها، در گزارش ابهام برانگیز خود به شورای امنیت،‌ مقامات لبنان و سوریه را از عوامل و بانیان ترور حریری معرفی نمود تا در نهایت آمریکا، فرانسه و انگلیس بتوانند قطعنامه ای برای اعمال فشار بیشتر بر دمشق صادر نمایند. هر چند گزارش مهلیس و قطعنامه شورای امنیت با مخالفت محافل سیاسی سوریه، ‌لبنان و برخی کشورهای دیگر مواجه گردید اما بانیان قطعنامه برای اعمال فشار بیشتر بر سوریه قطعنامه جدیدی را تدوین نمودند تا در شورای امنیت بررسی می‌شود.
در کنار عملکردهای بشاراسد نظیر، تشکیل کمیته سوری برای بررسی و بازجویی از مظنونان احتمالی ترور حریری، تشدید تدابیر امنیتی در مرزهای عراق، مذاکره با اعضای شورای امنیت،‌ آنچه در مقطع کنونی و در آستانه نشست شورای امنیت حائز اهمیت است، تلاش بشاراسد برای کسب حمایت کشورهای عربی و عملکرد این کشورها در برابر خواسته‌های وی می‌باشد. چنانچه در این راستا مذاکراتی میان دمشق با کشورهای شورای همکاری خلیج‌ فارس صورت گرفته است. در شرایط کنونی اسد امیدوار است با بهره‌گیری از روابط دیپلماتیک و نفوذ کشورهای عربی بویژه عربستان و مصر و با بهره‌گیری از حربه نفت، به تعدیل مواضع اعضاء شورای امنیت دست یابد.
بشاراسد در راه تحقق این هدف از یک سو بر این اصل تاکید دارد که پس از سوریه، آمریکا و غرب برای انجام اصلاحات مدنظر خود در سایر کشورهای عربی اقدام خواهند کرد، چنانچه پیش از سوریه در عراق این سناریوها تکرار شد. لذا سایر کشورها برای حفظ موقعیت و حکومت خود باید با حمایت از دمشق از آن به عنوان ابزاری برای جلوگیری از تشدید فشارها و سیاستهای غرب بهره‌برداری نمایند.
از سوی دیگر دولتمردان سوریه با تاکید بر این اصل که در صورت سرنگونی دولت اسد، احتمال روی کار آمدن اخوان المسلمین که سابقه‌ای طولانی در مقابله حاکمان عرب برای تشکیل دولت اسلامی و شیعی دارند، افزایش می‌یابد که این مسئله نیز می‌تواند تهدید کننده امنیت ممالک عربی باشد.
هرچند بسیاری از کشورهای عربی و حتی رسانه‌های آنها در طی روزهای اخیر حمایت خود را از دمشق اعلام نموده‌اند، اما با توجه به تحولات عرصه بین‌المللی و جو حاکم بر اکثر این کشورها موانعی برای تحقق واقعی این حمایتها وجود دارد چرا که
اولا، این روزها کشورهای عربی در عرصه داخلی با مشکلات بسیاری مواجه می‌باشند که موجب می‌گردد تا کمتر به تحولات منطقه‌ای توجه داشته باشند.
ثانیا،‌برخلاف گذشته در مقطع کنونی اختلاف میان کشورهای عربی در عرصه سیاست خارجی افزایش یافته است که نمود آن را می‌توان در مواضع آنها در تحولات فلسطین و برقراری روابط با رژیم اشغالگر قدسی مشاهده نمود.
ثالثا، کشورهای عربی از سوی آمریکا برای انجام اصلاحات سیاسی و اجتماعی تحت فشار قرار دارند که همین امر سبب شده تا برای جلب رضایت غرب برای تعدیل خواسته‌های خود در اصلاحات، در بسیاری از حوادث منطقه‌ای و جهانی با آنها همسو گردند (نمود آن سکوت کشورهای عربی در برابر جنایات آمریکا در عراق و صهیونیستها در سرزمینهای اشغالی می‌باشد).
تشکیل دولت شیعه در عراق،‌ کشورهای عربی از ایجاد مثلث شیعی ایران، عراق و سوریه ناخرسند می‌باشند لذا آنها نیز چندان تمایلی برای قدرت‌یابی سوریه ندارند و بیشتر خواهان آنند که سوریه‌ای ضعف و تحت کنترل در کنار آنها باشد.
در نهایت می‌توان گفت که در شرایط کنونی هر چند دمشق سعی دارد تا از حمایت کشورهای عربی برخوردار گردد و جهان عرب نیز تا حدودی از آینده دمشق که می‌تواند نمادی از آینده آنها باشد نگران می‌باشند اما واقعیتهای منطقه‌ای و اهداف متفاوتی که هر کدام از این کشورها پی‌گیری می‌کنند می‌تواند مانعی باشد بر حمایت قاطع آنها از سوریه. با این وجود کشورهای عربی به خوبی آگاهند که در صورت عدم پشتیبانی از دمشق می‌تواند در آینده آنها را نیز وادار به اصلاحات آمریکایی نماید لذا این احتمال وجود دارد که این کشورها، تلاشهایی را برای تعدیل مواضع غرب و کاهش سیاستهای خصمانه علیه دمشق مبذول دارند البته با رعایت این اصل که سوریه‌ای ضعیف و کنترل شده در کنار آنها قرار داشته باشد.