افزایش مهاجرت برنامهریزی شده یهودیان به سرزمین فلسطین در سالهای آغازین قرن بیستم میلادی روندی مخفی و آرام بود. در این دوران سران صهیونیست با علم بر ضعف تشکیلات یهودی، از انجام اموری که میتوانست موجب برخورد و نابودی اجتماعات در حال تشکیل این رژیم گردد دوری مینمودند و در این راستا تا دهه 1920 میلادی فعالیتهای تروریستی وسیع و آشکاری از سوی این مهاجران در فلسطین به چشم نمیخورد، اما در سالهای دهه 20 تا 30 رفته رفته ساختارهای تروریستی صهیونیستها که بعدها نقش بسیار مهمی در ایجاد و استمرار این رژیم ایفا نمودند تشکیل شدند. «هاگانا» نخستین گروه کشتار یهودی بود که تشکیل گردید. پس از هاگانا گروه «ایرگون زوی لئومی» در 1937 تشکیل گردید. گروه «اشترن» سومین سازمان یهودی بود. این گروهها توسط یهودیان اروپا و آمریکا آموزش دیده و مسلح شدند. پس از تصویب قطعنامه 181 سازمان ملل، گروههای ایرگون و اشترن به شدت بر حملات خویش علیه فلسطینیان افزودند. مناخیم بگین که رهبری ایرگون را بر عهده داشت در مورد آن روزها گفته است: «در 1948، ما به حیفا، یافا، تایره و بازار حمله کردیم، ما بارها و بارها به اورشلیم (بیتالمقدس) حمله بردیم، تلفات دشمن چه کشته و چه زخمی بسیار سنگین بود.»
سرگرد انگلیسی آر، دی- ویلسون حملات ایرگون را حملاتی حیوانی توصیف میکند و میافزاید: «آنها کوچکترین تبعیضی برای زنان و کودکان قائل نمیشدند و همین که موقعیتی پیش میآمد آنها را به قتل میرساندند.» سیاست غصب سرزمین و آوارهسازی فلسطینیان به شدت در تمام سال 1948 ادامه یافت. کشتار، قتل عام و محاصره اقتصادی و جغرافیایی ابزار صهیونیستها در این زمان بود. بن گورین اولین نخستوزیر رژیم صهیونیستی در مورد این زمان نوشت: ما میتوانیم از طریق گرسنگی مفرط، آنها را بیرون بیاندازیم. بن گورین در هفتم فوریه 1948 در کنگره حزب ما پای گفت: «تنها یک راه برای اعراب وجود دارد فرار.» در اوایل مارس 1948 فرماندهی هاگانا طرحی موسوم به طرح D را به اجرا در آورد که هدف از آن تخریب روستاهای فلسطینی، اخراج اعراب و اسکان یهودیان در سرزمینهای متعلق به آنان بود. برخی از آمارها حکایت از عمق فاجعه اجرای طرح D دارد در طول سال 1948، 531 روستای فلسطینی تخریب شد. در این سال بخش عمده فلسطین به اشغال یهودیان درآمد و 805 هزار نفر آواره شدند، در اکثر کشتارهای سال 47 و 48 غیر نظامیان مورد حمله صهیونیستها قرار گرفتند که هدف از این کار ایجاد رعب و وحشت در جهت فرار فلسطینیان بود. در نخستین کشتار عمده که توسط هاگانا در بلدهالشیخ انجام شد، 60 تن که بیشتر آنها کودک بودند کشته شدند. در کشتارهای سعسع، قطار قاهره حیفا، دیریاسین، ناصرالدین، قدس و حیفا در مجموع بیش از یک هزار تن از فلسطینیان غیر نظامی کشته شدند. این کشتارها پس از تشکیل رژیم صهیونیستی و در سالهای پس از آن نیز همواره ادامه یافت. در 1953 واحد 101 اسرائیل به فرماندهی آریل شارون 67 تن غیر نظامی را کشت. دو سال بعد شارون بار دیگر در غزه 39 تن را به خاک و خون کشید. کشتارهای کفر قاسم، صبرا و شتیلا، مسجدالاقصی و حرم ابراهیم نیز نمونههای دیگری بر ادامه روحیه کشتارگری رژیم صهیونیستی است که تا زمان کنونی ادامه یافته است، در کنار اقدامات انجام شده، برای ایجاد رعب و وحشت در میان فلسطینیان، صهیونیستها در کشتار رهبران فلسطینی نیز به شدت فعال بودهاند در سالهای 1972 تا 1996، 17 تن از سران و اعضای برجسته گروههای فلسطینی توسط موساد ترور شدهاند. این روند در سال 97 نیز با ربودن دست کم 61 تن ادامه یافت و تا کنون نیز ادامه داشته است. طی سالهای بعد ترورهای هدفمند در اراضی اشغالی از جمله ترور «عبدالعزیز رنتیسی» و «شیخ احمد یاسین» از نمونههای مهم آن به شمار میرود. در واقع نیروهای رژیم صهیونیستی در طول یک قرن گذشته هر فردی را که به تصور خویش برای مصالح، منافع و امنیت رژیم صهیونیستی خطرناک تشخیص دادهاند دستگیر و یا به قتل رساندهاند تروریسم دولتی همواره به عنوان ابزاری در جهت پیشبرد سیاستهای رژیم صهیونیستی در خدمت اهداف سران این رژیم قرار داشته است. ابزاری که همواره به کارگیری آن با سکوت مرگبار حامیان بینالمللی این رژیم همراه بوده است. حامیانی که هر روز در گوش تمام مردم جهان فریاد حمایت از حقوق بشر سر میدهند.