تاریخ انتشار : ۲۲ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۱۸۷۹۱۳
گفت‌وگو با دکتر محمد تیجانی
صالح اسکندری ترجمه: ملکی معاف اشاره: روز گذشته بخش اول گفتگوی ما با دکتر محمد تیجانی سماوی اندیشمند شهیر تونسی از نظرتان گذشت اینک بخش دوم و پایانی این گفتگو تقدیمتان می‌شود

* عصر حاضر عصر بازگشت به دین است. در این شرایط نقش انقلاب اسلامی را در نشر تشیع چگونه می‌بینید؟
** قطعا اگر پیروزی انقلاب اسلامی نبود اکنون حتی نامی از شیعه وجود نداشت. اگر تدبیر امام خمینی (ره) و بعد از ایشان زیرکی آقای خامنه‌ای نبود اکنون تشیع وجود خارجی نداشت. این لطف خدا بود که دولت جمهوری اسلامی در ایران تاسیس شد؛ دولتی که نخستین اقدامش فرا خواندن مسلمانان به «وحدت» و «یکپارچگی» است و در این زمینه ایران همیشه پیش قدم بوده و همایش و کنفرانس‌های متعدد برگزار کرده است. بنابراین نقش ایران بسیار مثبت است و معتقدم باید شبکه‌های ماهواره‌ای به زبان عربی برای ارایه صحیح تشیع و فضایل اهل بیت (ع) ایجاد شود.
* جهان اسلام اکنون از هر سو مورد هجوم غرب است و خصوصا ایران از همه جهت تحت فشار است. در این شرایط به نظر شما برای پیروزی چه باید کرد؟
** اگر مسلمانان درست عمل کنند هیچ خطری جدی نیست. اگر مسلمانان در کنار ایران بایستند و از ایران حمایت کنند هیچ خطری موجب نگرانی نخواهد بود. اما متاسفانه حتی برخی از شیعیان از جمهوری اسلامی حمایت نمی‌کنند.
ما معتقدیم در شرایط حاضر که فعلا وحدت عقیدتی و مذهبی به طور کامل ممکن نیست دست کم باید وحدت سیاسی را مدنظر قرار دهیم. البته وحدت همان شعار همیشگی جمهوری اسلامی بوده است. شعاری که - بدون تعارف بگویم - بسیاری شایان تحسین و سپاسگزاری است.
من سخنرانی آقای دکتر احمدی‌نژاد در واشنگتن را گوش کردم که ایشان از گسترش تکنولوژی هسته‌ای برای همه ملت‌ها و دولت‌ها بدون تبعیض سخن گفتند و به آمادگی ایران برای پیشرفت تکنولوژیک کشورهای عربی و اسلامی هم اشاره کردند. امیدوارم عرب‌ها و مسلمانان هم دست کم در همین مساله هسته‌ای با ایران همراهی کنند ولی متاسفانه رسانه‌های عربی تحت تاثیر وسوسه‌های غرب و استعمار همچنان از «خطرناک بودن ایران هسته‌ای» حرف می‌زنند و عجیب است که یک تحلیل‌گر مصری گفته «ایران توسعه طلب و در پی سیطره بر جهان عرب است. ...» اینها مواضع عجیب و دردناک است که انسان را به تاسف وا می‌دارد.
به عقیده من خطرات جدی شیعه را تهدید می‌کند. ای کاش شیعیان با محوریت ولایت فقیه متحد می‌شدند. کاش این قدر تفرقه در میان شیعیان نبود. اینکه الان در عراق این طرفدار سیستانی است آن طرفدار صدر و آن یکی طرفدار حکیم و ... این تفرقه خیلی بد است. ای کاش این تفرقه و گروه گرایی را کنار بگذارند و افکار و اموال و تمام نیروی خودشان را برای تقویت و تشکیل یک کشور اسلامی قدرتمند صرف کنند.
متاسفانه شیعیان عراق با یکدیگر اختلاف دارند. در هر دو کشور شیعیان دوازده امامی زندگی می‌کنند. عراقی‌ها عاشق زیارت امام رضا (ع) هستند همان طور که ایرانی‌ها عاشق زیارت مزار امام علی (ع) هستند. اساسا دوگانگی وجود ندارد. صدام در زمان قدرت خود می‌گفت: «ایرانی‌ها مجوس (زرتشتی) هستند.» می‌خواست بین دو ملت اختلاف ایجاد کند اما اکنون باید آن حرف‌ها را کنار گذاشت. بحث «ایران و عرب» و «فارس و عرب‌ها» که موجب تفرقه است باید کنار گذاشته شود.
به عقیده من شرایط در حال حاضر بحرانی است و اگر علما و اندیشمندان با هم توافق نکنند و اگر هر کس به اندازه توان خود تلاش نکند باید بگویم ظهور حضرت مهدی (عج) دیر خواهد بود.
در حال حاضر مسلمانان در قبال امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی در مقابل یک آزمون الهی هستند. باید با اتحاد و همبستگی و کمک و حمایت از جمهوری اسلامی از این آزمون الهی سربلند بیرون بیایند. زیرا اگر امروز هم در امتحان مردود شویم دیگر چه وقت می‌خواهیم به خود بیاییم؟!
* به نظر شما برای وفاق شیعه و سنی چه باید کرد؟
** بیش از نیم قرن است که مجمع تقریب بین‌المذاهب‌الاسلامیه در قاهره تاسیس شده و در ایران هم از اول انقلاب کنگره‌ها و همایش‌های زیادی برای وحدت اسلامی تشکیل شده که من خود در بسیاری از آنها شرکت کرده‌ام اما حقیقت این است که پیشرفت بسیار اندک بوده است زیرا هر کس به عقیده خودش چسبیده و حاضر به شنیدن نظر دیگران نیست. البته اخیرا جمعی از تحصیل کرده‌های سنی که اهل مطالعه و دارای انصاف هستند به تشیع گرایش یافته‌اند اما پیشرفت خیلی کند است. به عقیده من تا حضرت مهدی(عج) نیاید اتحاد عقیدتی و مذهبی پیش نخواهد آمد. اما تا آن زمان باید در اتحاد سیاسی و همبستگی دولت اسلامی در مقابل خطرات مشترک بکوشیم.
قطعا اگر ایران و سوریه و لبنان و سایر کشورهای اسلامی با هم باشند آمریکا و صهیونیسم هیچ کاری نمی‌توانند بکنند. در حال حاضر کشورها حتی در زمینه‌ دفاعی یک پیمان مشترک هم ندارند. ترکیه با اسراییل پیمان دفاعی دارد. پاکستان که یک کشور هسته‌ای است روابطش با اسراییل بهتر از روابطش با ایران است و اینها همه جای تاسف است.
ایران باید حمایت کشورهای اسلامی را جلب کند همان طور که حمایت روسیه را در مساله هسته‌ای جلب کرد در مورد کشورهای اسلامی هم باید فعالیت بیشتری انجام شود.
در حال حاضر ما هر چه پول خرج کنیم و تلاش کنیم وحدت مذهبی و عقیدتی حاصل نمی‌شود زیرا دشمن برای تفرقه بین ما بیشتر خرج می‌کند.
سیستم پادشاهی چه در مذهب اهل سنت و چه در مذهب شیعه فاقد مشروعیت است اما در کشورهای عرب سنی نظام پادشاهی حاکم است و آقایان این همه از پادشاهانشان تعریف و تمجید و اطاعت می‌کنند! کشورهای اسلامی مع‌الاسف سیاست خوبی اجرا نمی‌کنند. مثلا ترکیه اکنون می‌خواهد به اتحادیه اروپا بپیوندند و طبعا یکی از شروطش این است که روابط با اسراییل را تحکیم ببخشد.
اما افتخار ما ایران است: ایرانی که می‌گوید «اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود.» ایران تنها کشوری است که خود برای خود تصمیم می‌گیرد و از آمریکا دستور نمی‌گیرد.
دموکراسی حقیقی که در ایران وجود دارد الان در هیچ جای دنیا وجود ندارد حتی در آمریکا دموکراسی به سبک ایران بی‌نظیر است.
غربی‌ها از دولتی که زیر نظارت علمای دین باشد وحشت دارند. آنان از اینکه قدرت سیاسی در ایران پیرو قدرتی دینی است نگران هستند. اما ما افتخار می‌کنیم که در ایران این گونه است زیرا پیامبر اکرم فرمودند «هرگاه دیدید حاکمان در خانه علمای دین رفت و آمد می‌کنند بگویید چه خوب حاکمانی و چه خوب علمایی» اینکه آقای احمدی‌نژاد با آرای میلیونی به آقای خامنه‌ای که یک عالم دین است احترام می‌کند و اظهار ارادت می‌کند این طبق حدیث پیامبر اکرم (ص) یک نقطه قوت و نکته مثبت است.
حاکمان و روسا در دنیا از هیچ کس حساب نمی‌برند و برای دین و علمای دین هیچ ارزشی قایل نیستند.
اما در ایران قدرت سیاسی در چارچوب دین اعمال می‌شود.
ایران باید با کمک گرفتن از ابزار رسانه مردم جهان عرب را نسبت به حقایق جاری در کشور مطلع کند زیرا جامعه عرب از اوضاع ایران هیچ نمی‌داند. اساسا یک نوع خلا فکری در جهان عرب نسبت به حقایق ایران وجود دارد.
به عنوان مثال روابط ایران و تونس در سطح رسمی و بین مقامات دولتی بسیار خوب و دوستانه است اما مردم تونس هیچ چیزی درباره فرهنگ ایران و حقایق ایران نمی‌دانند. بنده با سفیر ایران در تونس دوست صمیمی هستم اما تاکنون به سه سفیر در دوره‌های مختلف گفته‌ام سعی کنید یک مرکز فرهنگی ایرانی در تونس برای آشنا کردن مردم با فرهنگ و سیاست ایران تشکیل بدهید اما هیچ یک از این سه نفر موفق نشده‌اند. جالب است که قبل از انقلاب یک مرکز فرهنگی ایرانی در تونس بود اما بعد از انقلاب برچیده شد. در حالی که باید برای تقویت روابط فرهنگی ایران و جهان عرب تلاش بیشتری بشود.
متاسفانه مردم در جهان عرب تصورات غیر واقعی درباره انقلاب ایران اسلامی دارند که باید سوء تفاهم‌ها بر طرف شود. البته مردم ایران هم نسبت به جهان عرب بی‌ اطلاع هستند و این بی‌ اطلاعی متقابل و دو سویه است.
* با تشکر از شما که در این گفتگو شرکت کردید.
** من نیز متشکرم.