تاریخ انتشار : ۱۴ مهر ۱۳۸۹ - ۱۱:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۱۸۷۹۳۶
اشاره: صبح روز یک شنبه دفتر کار حزب کارگر در لندن خلوت بود. صبح یک روز تعطیل آخر هفته در هوای مه آلود لندن همراه با سکوتی آزار دهنده همراه شده بود. دفتر کار "تونی بلر" نخست وزیر انگلستان بسته بود و صدای خنده‌های او هر از گاهی سکوت موجود را می‌شکست. آن روز بلر جلسه‌ای فوق‌العاده را با "جف هون" و دیگر مقامات امنیتی انگلستان ترتیب داده بود .... بالاخره انتظار سرآمد و جف هون و چهار تن از نیروهای امنیتی انگلستان از دفتر بلر بیرون آمدند. فرصت را غنیمت شمردم و به داخل اتاق بلر رفتم. او در حال پاک کردن دور دهان خود با دستمالی معطر بود، تا مرا دید چهره‌اش را درهم کشید و به گوشه‌ای چشم دوخت، پیش دستی کردم و به او گفتم: آقای بلر! فقط چند سوال. سرش را تکان داد و گفت: دنیای سیاست بدون خبرنگاران و منتقدان تنوعی بهتر دارد. سعی کردم پاسخ او را ندهم اما نتوانستم جلوی زبانم را بگیرم. دنیای خبرنگاران و منتقدان نیز بدون وجود سیاستمدارانی مثل شما جذاب‌تر و آرام‌تر است. از پاسخ من تعجب کرد ولی سعی کرد به روی خود نیاورد. پشت صندلی چرخ دار خود نشست و به ضبط خبرنگاری و خودکار و کاغذهای من خیره شد. چند لحظه‌ای سکوت کرد و بالاخره سخن گفت: خب آقای خبرنگار! من آماده‌ام

* از جنگ عراق شروع می‌کنیم. عواقب و تبعات جنگ عراق برای بوش، شما و افرادی دیگری مانند اسنار بسیار سنگین بود. شما از سوی بسیاری از مردم جهان مورد انتقاد قرار گرفته‌اید. دلیل اصلی شما برای همراهی با جمهوری خواهان آمریکا چه بود؟
** ترجیح می‌دهم در خصوص عراق زیاد سخن نگویم! در هر صورت این استراتژی از سوی مشاوران من پیشنهاد شد. در هر حال ما باید در قبال ایالات متحده آمریکا سیاست همگامی را در پیش بگیریم. تقابل با کاخ سفید به هیچ عنوان در برنامه‌های ما نمی‌گنجد. از طرف دیگر بحران تروریسم در افغانستان و عراق به شدت گسترش یافته بود. باید به کسانی مانند من حق داد در چنین شرایطی باید جامعه جهانی را در مقابل تروریسم حمایت کرد.
* اما شما با جنگ در افغانستان و عراق تروریسم واقعی را به بدنه نظام بین‌المللی تزریق کردید. شما باعث شدید تا اعضای گروه القاعده در سرتاسر جهان پراکنده شوند و تروریسم واقعی جایگزین تروریسم مجازی و کاذب ترسیمی از سوی شما و بوش شود.
** لطفا زیاد تند نروید. تروریسم واقعی یا تروریسم مجازی معنا و مفهومی ندارد. تروریسم چند مصداق بیشتر ندارد و آنها هم القاعده، طالبان و برخی کشورهای تندرو در خاورمیانه و ... هستند. همان طور که گفتم ما باید جهان را از شر تروریسم نجات دهیم. جهان در هزاره جدید لازم است تا از وجود تروریست‌ها پاک شود.
* شما صحنه‌های جنایت نیروهای انگلیسی را در رسانه‌های بین‌المللی از جمله شبکه وابسته به کشورتان BBC دیده‌اید؟ آیا زندان ابوغریب مصداق بارز تروریسم نیست؟ تصویر کودکان و زنانی که بر اثر اصابت بمب‌های شیمیایی منقش به آرم ارتش بریتانیا با سختی جان می‌سپارند کدام نوع از تروریسم است؟
** این انتقادات بارها از طرف روزنامه‌های مثل گاردین و "نیشن" به من وارد شده است. در هر صورت مقابله با تروریسم چندان آسان نیست و در جریان آن شاید چند انسانی بی‌گناه نیز جان خود را ببازند. این در کل مساله اشکالی وارد نمی‌کند. شما هم بهتر است از جریان عراق خارج شوید و سوالات دیگری را بپرسید. دنیا فقط در عراق خلاصه نمی‌شود.
* اتفاقا می‌خواهم از همان عراق بپرسم. اول اینکه چند انسان نبوده‌اند و چندین هزار انسان قربانی تروریسم نوین شده‌اند. این همان تروریسمی است که مولدان آن در هزاره جدید لندن و واشنگتن هستند.
** مانند رادیکال‌های تندروی خاورمیانه، بنیادگراها سخن می‌گویید. دیگر لزومی ندارد تا بیشتر از این درباره عراق صحبت کنیم. اجازه دهید تا کمی درباره رابطه با اصلاحات اقتصادی در داخل انگلستان صحبت کنم.
* آقای نخست وزیر! اصلاحات داخلی به ما خبرنگاران بخش بین‌الملل مربوط نیست هر چند که آن هم از آمار افراد بی‌کار جامعه شما معلوم است. از مرگ "دکتر دیوید کلی"‌ سخن بگویید. سهم شما در ترور او چقدر بوده است؟ می‌گویند او با دستور مستقیم شما و "جک استراو" از بین رفته است.
** این خبر کذب محض است، دکتر دیوید کلی تنها یک منتقد جنگ عراق بود. البته او نباید با صراحت تمام وجود هر گونه سلاح کشتار جمعی را در کاخ‌های صدام منکر می شد. در هر حال من درباره دکتر "دیویدکلی" متاسفم.
من در حد و اندازه‌ای نیستم که بتوانم جان یک انسان مانند دکتر کلی را بگیرم. البته من در این باره به برخی شبکه‌های تلویزیونی و رسانه‌ها توضیح لازم را داده‌ام.
* منظور شما از توضیحی لازم همان ایجاد بحران در شبکه بی.بی.سی به دنبال اعلام خبر دخالت شما در مرگ دیوید کلی بود؟
** شما مثل پلیس "اسکاتلندیارد" سخن می‌گویید. بحران در شبکه بی.بی.سی به من ربطی نداشت. وقتی یک شبکه از اصول و مبانی خود خارج می شود نخست وزیر وظیفه دارد در جهت اصلاح آن بکوشد. خب انعکاس خبر مرگ دکتر کلی هم در کشور و دنیا ایجاد بحران می‌کرد. در این میان مقصر نیستم.
* پس چرا حاضر نیستید در یک مناظره تلویزیونی در مقابل مدیر سابق بی.بی.سی حاضر شوید و به ابهامات او در این باره پاسخ دهید؟
** دلیلی برای انجام این کار نمی‌بینم. در حقیقت فرصت لازم برای انجام چنین کاری را ندارم. در حال حاضر انفجارهای لندن و آتش بازی جدید تروریست‌ها ذهن مرا نسبت به خود مشغول کرده است. دغدغه امنیت شهروندان مرا لحظه‌ای آرام نمی‌گذارد.
* کاش این دغدغه را کمی نسبت به جان انسان‌های دیگر مانند مردم عراق افغانستان داشتید.
** ترجیح می‌دهم پاسخ سوال شما را ندهم.
* از بین وزرا و افراد کابینه خود به کدام یک بیش از دیگران اعتماد دارید؟
** به هیچ کدام (با خنده) اگر قرار بود به کسی اعتماد کنم دیگر نخست وزیر انگلستان نمی‌شدم. اعتماد در انگلستان معنا و مفهومی ندارد. حتی نسبت به "جک استراو" هم اطمینان ندارم. بالاخره برخی اوقات چاقو دسته خود را می‌برد!
* کمی از افشای رابطه غیراخلاقی خود با یکی از زنان خدمتکارتان سخن بگویید.
** این یک موضوع شخصی است و ربطی به دیگران ندارد.
* اما در مورد "بیل کلینتون" چنین موردی پیش آمد و او مجبور شد تا در برابر قانون و افکار عمومی پاسخگو باشد. بالاخره شما در مقام نخست وزیری یک کشور هستید.
** لطفا سوال بعدی را مطرح کنید. فرصت شما رو به اتمام است.
* آقای بلر: در بین شرکای اروپایی خود با کدام یک از آنها می‌توانید از دیدگاه خودتان رابطه مستقیم و موثرتری برقرار کنید؟
** در زمان "اسنار" فقط او بود که بهترین رابطه را با انگلستان داشت. اما پس از سقوط اسنار از قدرت "برلوسکونی" تا حدودی جای او را برای ما پر کرده است.
* در رابطه با آلمان و فرانسه سیاست شما بر چه مبنای تنظیم شده است؟
** پس از کناره گیری شرودر از قدرت امیدواریم تا بتوانیم با "آنجلا مرکل" روابط گرمتری برقرار کنیم. شرودر در زمان خود نگرش بسته‌ای نسبت به لندن داشت. همین باعث شده بود تا روابط لندن و برلین کمی تیره شود. البته من نسبت به خانم مرکل امیدوارم.
درباره شیراک نیز نگرانی خاصی ندارم. بهتر است او کمی درباره نظام بین‌المللی بازتر فکر کند و دغدغه حل مشکلات داخلی فرانسه را داشته باشد تا مواردی مانند این شورشهای اخیر گریبانگیر او نشود!
* آیا از خطر سقوط از قدرت نمی‌ترسید؟ انفجارهای لندن موقعیت شما را به شدت تخریب کرده است.
** هر سیاستمداری از سقوط می‌ترسد درباره انفجارها هم باید به دنبال عوامل و ریشه‌های آن باشیم.
* ببخشید صحبت شما را قطع می‌کنم. ولی به نظر بسیاری از کارشناسان و تحلیل‌گران این انفجارها واکنشی به سیاست‌های غلط شما در قبال نظام بین‌الملل بوده است.
** نه! کاملا مخالفم.
* در پایان سخن دیگری ندارید؟‌
** امیدوارم نگاه‌های نسبت به من تغییر کند و فشارها از من برداشته شوند.