رایس وزیر خارجه آمریکا اوایل هفته گذشته برای آنچه احیای روند صلح خاورمیانه نامیده و برای شرکت در دهمین سالگرد ترور اسحاق رابین نخستوزیر سابق این رژیم توسط یک جوان افراطی صهیونیست به سرزمینهای اشغالی فلسطین سفری داشته است.
وزیر خارجه آمریکا که مدتهاست با دخالت در مراحل مختلف تحولات سرزمینهای اشغالی بویژه گفتگو و فشار سیاسی بر دو طرف این منازعه، میکوشد میدان دارب آمریکا را به رخ جهانیان بکشد هدف از سفر خود را تحرک در روند خاموش شده صلح در خاورمیانه بویژه عملیاتی کردن نقشه راه خواند و تاکید نمود در این اقدام جدید تلاش میکند با تمامی شرکای خود در منطقه رایزنی نموده و از آنها همکاری لازم را بطلبد.
نکته حایز اهمیت در گفتههای رایس در شرایط فعلی اشاره به برنامههای جدید کاخ سفید پس از عدم موفقیت در اقدامات خود بویژه در برخی مسایل همانند برون رفت از بحرانهای طرف اسراییلی همانند کنترل افراطیون مخالف دولت شارون در سطوح مختلف سیاسی، مقامات و حتی احزاب و گروههای سیاسی، برخی اقشار تندرو طرفدار اندیشههای توراتی و همچنین عدم تمکین دولت لیکودی به اجرای دقیق نقشه راه که با حمایت کمیته چهار جانبه عجین است به اینکه براساس این طرح رژیم صهیونیستی در مقطع زمانی فعلی میبایست با هماهنگی چهار محور (سازمان ملل _ اروپا _ روسیه و آمریکا) زمینههای همکاری برای شکلگیری دولت مستقل فلسطینی را فراهم سازد و در خصوص برخی مسایل مورد توجه جدی مردم فلسطین همانند قدس، مسئله آوارگان، آزادی زندانیان و همچنین سیاستهای تروریستی تصمیمات جدیدی بگیرد و این درحالی است که براساس این طرح بینالمللی این چهار طرف خود را موظف به کمک بر اقتصاد فلسطین دانسته و مقرر شد در ماههای پایانی سال 2005 این کمیته چهارجانبه با اعطای اعانت مالی و همچنین تسهیل کردن شرایط اجتماعی و دعوت نمودن سران تلآویو به همراهی بیشتر زمینه رضایتمندی در میان ملت فلسطین را فراهم سازند.
فرایندی که هنوز نه تنها زمینههای آن بوجود نیامده بلکه دورنمای تحولات نشانی از تحرک احتمالی در این رابطه را برای تاثیرگذاری جدی بر اصلاحات فلسطینی _ اسراییلی بروز نمیدهد، لذا فقدان جدیت طرفداران صلح و دموکراسی در سرزمینهای اشغالی در حال حاضر شرایط روانی را برای مردم آن به ارمغان آورده که با تداوم چنین فضایی به تحقیق یاس و ناامیدی بیشتر و بازگشت به هویت و اقدام خودی را بار دیگر همچنان که قبلا بارها بدان توسل جستهاند، را بار دیگر در دستور کار خود قرار میدهند.
این در شرایطی است که دیدگاه رایس مبنی به کمک گرفتن از شرکای منطقهای برای حل بحران موجود و تاثیرگذاری بر فضای سکوت فعلی برغم فشارهای متوالی بر تشکیلات خودگران و همچنین سیاستهای غیرواقع علیه فلسطین تلاشهای آنها را به ناکجا آباد میکشاند، چرا که از یکسو آمریکا به تشکیلات خودگردان و شخص ابومازن برای کنترل نیروها جهادی، همچنین تسلط بر اوضاع امنیتی و عدم اجرای عملیات شهادتطلبانه فشار میآورد و از سوی دیگر با اقدامات تروریستی رژیم صهیونیستی در ترور رهبران و اعضای گروههای جهادی و گردانهای شهادتطلب فلسطینی برخوردی غیرفعال و خنثی دارد که چنین رویکرد دوگانهای سبب بروز بحران و درگیری میگردد.
بعلاوه کاخ سفید مقامات فلسطینی را به عدم شرکت دادن گروههای اسلامی همانند حماس و جهاد اسلامی در انتخابات پارلمانی تشویق میکنند و این درحالی است که شعار اصلی رایس و نومحافظهکاران برای خاورمیانه موضوع صدور دموکراسی برای این منطقه است که این دو رویی خود عامل بسیاری از مشکلات فعلی و آتی است.
در هر صورت توقف و رکود حاصله در روند صلح خاورمیانه که دست پخت امرکا برای حل مشکلات سیاسی و امنیتی و اقتصادی رژیم صهیونیستی حداقل از دهه 90 بوده است امروزه به دلیل سیاستهای جانبدارانه سران واشنگتن با موانع و وحتی بن بست مواج شده ولی جنگ طلبان فعلی کاخ سفید برغم تمامی تهدیدها و اتهامات هنوز نتوانستهاند برخی واقعیات موجود این جغرافیا مانند مشروعیت مردمی مقاومت، بیگانهستیزی تاریخی و ضرورت یافتن نسخههای بومی برای حل مشکلات منطقه را درک کنند و این در حالی است که مردم فلسطین همچنان زخمهایی کهنه همانند مسئله مرزها، قدس، آزادی اسرا، موضوع آوارگان و شکافهای اجتماعی و اقتصادی و سیاستهای ترور، تخریب و سرکوب رژیم صهیونیستی را بر پیکره خود دارد.