تاریخ انتشار : ۱۹ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۳:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۱۸۷۹۶۲
اشاره: شمال عراق با اکثریت جمعیت کرد خود همواره مورد توجه اسراییل بوده است. افسران این رژیم در دهه‌های 60 و 70 به کردهای عراق تحت رهبری ملامصطفی بارزانی در جنگ با ارتش عراق کمک کردند. اسراییل در چارچوب تئوری پیرامونی از تجزیه کشورهای عربی و اسلامی که اقلیت‌های غیرعرب در آن زندگی می کنند، حمایت می‌کند. در این راستا، رهبران اسراییل علاقمندند شرایط در عراق به گونه‌ای پیش رود که در آینده با استقلال کردهای عراق، یک دوست و هم پیمان در این منطقه مهم داشته باشند. حال با توجه به سقوط رژیم صدام در عراق، آیا اسراییل به دنبال دولت مستقل کردی در عراق است؟ منافع اسراییل در صورت تشکیل چنین دولتی چیست؟ نگرش اسراییل به شریک استراتژیک خود ترکیه در قبال دولت مستقل کردی چیست و چگونه می‌تواند و می‌خواهد مقامات ترکیه را توجیه کند؟ موانع تحقق تشکیل این دولت چیست؟

دولت مستقل کردی و اسراییل
عوامل متعددی در به وجود آمدن نگرش کردی در سیاست خارجی اسراییل موثر بوده است. وجود 150000 یهودی با ریشه‌های کردی، وجود نخبگان کرد مانند اسحاق موردخای وزیر جنگ پیشین این رژیم و برخی عوامل سیاسی‌_امنیتی به تقویت این نگرش در سیاست خارجی اسراییل کمک کرده است. در عین حال فضای بین‌المللی پس از حمله آمریکا به عراق و تقسیم عراق به سه بخش و استمرار بی‌ثباتی و ناامنی در این کشور، زمینه را برای تحقق آمال و آرزوهای اسراییل فراهم کرده است. از این منظر، گزینه‌های مطلوب اسراییل در مورد آینده کردهای عراق به ترتیب اولویت شامل موارد زیر می‌شود:
1_ ایجاد کشوری برای کردها در شمال عراق.
2_ استقرار یک نظام فدرال و دموکراتیک که در آن کردها از حق خودمختاری برخوردار باشند.
صهیونیست‌ها معتقدند در صورت استقرار هر یک از گزینه‌های فوق عدالت به اجرا در می‌آید و تعال ژئوپلیتیکی بهتری به نفع اسراییل در شمال خاورمیانه برقرار می‌گردد. در مورد تز مذکور، اندیشه اسراییلی‌ها به طرفداران نظریه جهان چهارم شبیه است که در پی ترسیم مجدد نقشه سیاسی جهان بر اساس پراکنش ملت‌ها هستند. این جنبش جهانی که استادان دانشگاه، طرفداران حقوق بشر، حقوقدانان و رهبران مقاومت ملی آن را رهبری می‌کنند، الگوهای جهانی کشتار جمعی و تخریب محیط زیست را زاییده سرکوب و استثمار ملت‌ها از سوی دولتهای مدرن بودند.
اسراییلی‌ها تلاش می‌کنند که در شرایط به وجود آمده در منطقه، نقشه سیاسی خاورمیانه تغییر یابد و یکی از این تغییرات تشکیل کشور مستقل یا حکومت خودمختار کرد در عراق باشد. در صورت تشکیل چنین دولتی، کشورهای مهم منطقه چون عراق، ایران و سوریه درگیر مسایل مربوط به این دولت خواهند شد و اسراییل در این صورت فرصت خواهد یافت از زیر فشار سنگین مواضع ضدصهیونیستی این کشورها خارج شود. چنانچه روابط پیشین یهودیان با کردها و نیز پشتیبانی گذشته اسراییل از کردهای عراق را مدنظر قرار دهیم، می‌توان چنین فرض کرد که کشور مستقل (یا خودمختار) کرد، دوست اسراییل خواهد بود و اسراییل تلاش می‌کند در صورت وجود زمینه و خواست کردها، آنان را در سرعت بخشیدن به ایجاد کشوری مستقل برای خود کمک کند.
در مورد بارزانی‌ها در برخی محافل از ارتباط مسعود بارزانی با اسراییلی‌ها(همچون پدرش ملا مصطفی بارزانی) سخن به میان آمده است اما او نیز هرگز به طور صریح از دولت مستقل کردها صحبت نکرده است.
عامل ترکیه و دیدگاه اسراییل
اسراییل چگونه می‌تواند ترک‌ها را نسبت به تشکیل کشور مستقل کرد، در شمال عراق متقاعد کند؟
از نظر اسراییل، ترس ترکیه از تشکیل کشور مستقل کرد در شمال عراق، چندان قابل قبول نیست. اسراییلی‌ها برای توجیه سیاست خود و متقاعد کردن ترکیه این گونه بیان می‌کنند که هرگونه ارتباط کردستان با غرب تنها از طریق ترکیه امکان‌پذیر است. علاوه بر این تحقق حاکمیت ککردها در همسایگی ترکیه می‌تواند در ایجاد آرامش میان کردهای این کشور نیز موثر باشد و خواسته‌هایشان را به کسب حقوق فرهنگی و آموزشی محدود سازد. اما در این مورد که کشور مستقل کرد در شمال عراق می‌تواند اهداف توسعه‌طلبانه‌ای نسبت به خاک ترکیه داشته باشد، امری که مهمترین نگرانی امنیتی ترکیه را تشکیل می‌دهد، اسراییلی‌ها می‌گویند:
1_ این صرفاً یک احتمال است 2_ در مقایسه با احتمال برقراری آرامش داخلی در ترکیه پس از حل مساله قوی کردها، امکان تحقق آن بسیار اندک است 3_ به علاوه کمک ترکیه به احقاق حقوق کردها در شمال عراق عملا موقعیت این کشور را در جهان بهبود می‌بخشد، در حالی که خودداری از کمک به کردهای عراق سبب روی آوردن آنها به ایران می‌شود.
2_ در مقابل، ترکیه هرگز دولت مستقل کردی در شمال عراق را تحمل نکرده و نخواهد کرد. آمریکا علیرغم عدم همکاری ترکیه در استفاده از پایگاههای این کشور علیه عراق و عدم موافقت پارلمان ترکیه با استقرار سربازان آمریکایی در عراق به منظور گشودن جبهه شمال توافق محدودی در جریان اشغال عراق با ترکیه به عمل آورد مبنی بر اینکه در صورت عدم ورود ارتش ترکیه به شمال عراق، ایالات متحده، اجازه ندهد کردها کرکوک و موصل را به اشغال خود درآورند. حتی زمانی که کردها موقتا وارد کرکوک و موصل شدند، ایالات متحده در مقابل نگرانی ترکیه، به سرعت از کردها خواست تا این دو شهر را ترک کنند و کردها بلافاصله به این دستورالعمل گردن نهادند. این در حالی بود که قبل از آن ترکیه تجارت مرزی با کردستان عراق را که دارای منافعی برای کردهای این کشور بود متوقف کرده بود و در عین حال برای همکاری با ترکمن‌های کرکوک از خود تمایل نشان می‌داد. موارد مذکور، نشان دهنده آن است که ترکیه ایجاد دولت مستقل کردی را تهدیدی علیه تمامیت ارضی و وحدت ملی خود می‌داند. این در حالی است که ترکیه در تاریخ معاصر خود همواره با کردهای سرزمین خود نیز جنگیده و حتی حاضر نبوده است آنها را به عنوان کرد به رسمیت بشناسد و تنها تحت فشار اتحادیه اروپا و جنگ پ.ک.ک علیه دولت، به اصلاحاتی محدود در مورد کردها تن داده است.
موانع تحقق دولت کردی
1_ مخالفت ترکیه و ایران با تشکیل دولت مستقل کردی: دو کشور مذکور پس از اشغال کویت توسط عراق و شرایط جدید به وجود آمده در این کشور در زمینه آینده تحولات عراق از جمله حفظ حاکمیت و یکپارچگی عراق، نشست‌هایی را به همراه سوریه برگزار کرده‌اند که آخرین آنها در 17 شهریور 1374 بوده است. نگرانی‌های ایران و ترکیه در مورد تشکیل دولت مستقل کردی علیرغم همسویی از شدت یکسانی برخوردار نیت. یک دلیل این مساله این است که رفتار کردها در ایران و ترکیه با یکدیگر متفاوت است. کردها در عراق و ترکیه به صورت نظامی عمل می‌کنند، در حالی که در ایران در چارچوب فرهنگی _ اجتماعی عمل می‌کنند. براین اساس تشکیل کشور مستقل کردی به هر شکلی، مستقیما دولت ترکیه را مورد تهدید قرار می‌دهد و امنیت ملی این کشور را با خطر مواجه می‌سازد زیرا که این مساله موجب تحریک کردهای ترکیه و جدا شدن بخش اعظمی از جمعیت و خاک این کشور می‌گردد. علیرغم مباحث مذکور ایران و ترکیه راه حل مطلوب در برابر مساله کردهای شمال عراق را ایجاد یک حکومت مقتدر در بغداد می‌دانند که بتواند شمال این کشور را در کنترل کامل خود قرار دهد، آنچه میان دو کشور مشترک است این است که ایجاد دولت مستقل کردی در شمال عراق برای ترکیه و ایران تاثیر منفی خواهد داشت و کردهای کشورهای همجوار را متاثر خواهد کرد.
2_ مخالفت ایالات متحده با تجزیه عراق: ایالات متحده با تجزیه عراق مخالف است و این موضع خود را بارها تکرار کرده است. آمریکا از حفظ تمامیت ارضی عراق، ایجاد یک دولت متحد، دموکراتیک و فدرال جغرافیایی (اداری نه قومی _ مذهبی) حمایت می‌کند. با این حال، در گذشته ایالات متحده کردها را متحد خود علیه دولت مرکزی عراق می‌دانست. ایالات متحده حتی از موضع ترکیه نیز در مقابل کردهای این کشور حمایت کرده است. آمریکا حزب کارگزاران کرد را حزبی تروریست که هیچگونه مشروعیت سیاسی ندارد، قلمداد می‌کند. پیش از 11 سپتامبر، در گزارش وزارت امور خارجه آمریکا به کنگره ضمن تاکید مجدد بر اهمیت همیشگی ترکیه به عنوان یک متحد ثابت ناتو، گفته شده است که حاکمیت و تمامیت ارضی ترکیه مورد تهدید حزب کارگران کردستان است و چون امنیت ترکیه چه داخلی و چه خارجی، در حوزه علایق آمریکاست، باید از دموکراسی ترکیه حمایت کرد.
3_ تاکید قطعنامه 1483 بر حفظ تمامیت ارضی عراق: قطعنامه 1483 مبنای حقوقی برای حفظ تمامیت ارضی عراق فراهم می‌سازد. از 17 قطعنامه‌ای که در مورد عراق صادر شده هیچ یک از این قطعنامه ها به تجزیه عراق اشاره نمی‌کند. به نظر می‌رسد اجماع بین‌المللی در مورد حفظ تمامیت ارضی عراق وجود دارد.
4_ عدم تمایل کردها به تشکیل دولت مستقل در کوتاه مدت: کردها نیز در مرحله کوتاه مدت، مخالف تشکیل دولت مستقل کردی هستند. مسعود بارزانی دولت متحد، دموکراتیک و فدرال در عراق را در شرایط فعلی بهترین گزینه می‌داند و معتقد است که هنوز زمان استقلال کردها فرا نرسیده است. معارضان کرد، در گردهمایی‌های خود بر وحدت و یکپارچگی عراق تاکید کرده‌اند و در اجلاس معارضان در لندن و صلاح‌الدین نیز بر این مساله تاکید به عمل آمد.
5_ مخالفت کشورهای عربی همسایه عراق با تجزیه این کشور: علاوه بر کشورهای غیرعرب همسایه عراق، کشورهای عربی همسایه عراق و همچنین مصر نیز در اجلاس استانبول (قبل از حمله آمریکا به عراق) و اجلاس ریاض، بر حفظ تمامیت ارضی عراق تاکید کرده‌اند. این کشورها از تغییر جغرافیای سیاسی منطقه و تجزیه کشورهای منطقه نگرانند و آن را به نفع اسراییل قلمداد می‌کنند.
6_ تشکیل سه بخش در عراق، و عدم خلع سلاح پیشمرگان کرد در حالی که همه گروههای معارض دیگر خلع سلاح شده‌اند، این خطر را گوشزد می‌کند که ممکن است کردها به دنبال ایجاد دولت مستقل کردی باشند. این نگرش مورد حمایت اسراییل قرار دارد و اساسا اسراییل از تشکیل هر کشور غیرعرب در منطقه و تجزیه کشورهای خاورمیانه پشتیبانی می‌کند. اسراییل در این مسیر، در صدد خارج ساختن خویش از انزوا و خنثی کردن تهدیدات امنیت خود است.
7_ اسراییل در پیگیری این منافع مهم در صدد توجیه متحد استراتژیک خود ترکیه است اما ترکیه نگران تاثیر دومینووار دولت مستقل کردی شمال عراق بر این کشور می‌باشد.
8_ موانع زیادی در مسیر تحقق دولت کردی در شمال عراق وجود دارد که ساختار نظام بین‌الملل در این مورد یک متغیر اساسی است. نباید فراموش کرد که طرح تجزیه کشورهای اسلامی و به ویژه طرح برنارد لوئیس در مورد تجزیه کشورهای عربی و اسلامی منطقه، تهدیدات امنیت ملی متوجه مشورهای منطقه از جمله ایران می‌سازد که باید مورد توجه قرار گیرد. علیرغم این مساله آنچه در تحلیل نهایی مشخص است این است که شرذایط امروزی عراق خاصه پس از انتخابات پارلمانی و رفراندوم قانون اساسی زمینه تجزیه این کشور را نامساعد ساخته است.حتی خود کردها از جمله مسعود بارزانی اعلام کرده‌اند که بحث فدرالی شدن عراق را برای این منظور مطرح می‌کنند که وحدت و یکپارچگی کشور حفظ شود.