عباس خسروانی
معضل مهاجرت نخبگان از جمله بحثهای داغی است که ذهن مسئولان، برنامهریزان و صاحب نظران کشور را به خود مشغول کرده است و امروز بررسی و اجرای شیوهها برای جلوگیری از مهاجرت این گروهها بیش از گذشته اهمیت یافته است. در دهههای اخیر در جامعه ایران مهاجرت نخبگان روند روبه رشدی پیدا کرده است، هر چند که مهاجرت پدیدهای جدید نیست، زیرا انسان در کلیه ادوار تاریخی برای دستیابی به موقعیتهای بهتر، همواره در حرکت بوده است و کلیه گروههای انسانی، نیز به دلایل و شیوههای مختلف اقدام به مهاجرت کردهاند. اما این فوج مهاجرتی که ما امروزه با آن روبهرو هستیم نوع متفاوتی از مهاجرتهاست. مهاجرت نخبگان در شرایطی کنونی که جامعه نیازمند بکارگیری متخصصان خود بوده است علاوه بر وارد آوردن خسارات سنگین بر مملکت، نگرانیهایی را نیز در کشور دامن زده است به گونهای که اذهان عمومی و برنامهریزی سطح کلان را نیز به خود مشغول کرده است. بر اساس گزارش صندوق بینالمللی پول سالانه بیش از 150 هزار نفر تحصیل کرده از ایران خارج میشوند. طی سال 79 روزانه به طور متوسط 15 نفر با درجه کارشناسی ارشد و 3/2 نفر با درجه دکتری، ترک وطن کردهاند. در سال 78، 5475 کارشناس ایران را ترک کردهاند. همچنین در 6 ماه اول سال 78، 1664 نفر از افراد دارای تحصیلات علوم پزشکی برای خروج از کشور اقدام کردهاند. همچنین طبق آماری دیگر از مجموع 4300 نفر دانشجو که برای ادامه تحصیل در سالهای 64 تا 72 به خارج از کشور رفتهاند 12 درصد هنوز به کشور بازنگشتهاند، همین طور از سال 69 تا 77 تعداد 151 نفر عضو هیاتهای علمی دانشگاهها از کشور خارج شدهاند و بازنگشتهاند.
نکته قابل توجه اینکه تعداد کل اساتید دانشگاههای ایران 1500 نفر است، در حالی که ایرانیانی که در خارج از کشور صاحب کرسیاند با درجه پروفسوری، 400نفر میباشند. همچنین 92 درصد دارندگان مدال المپیادهای جهانی طی دهههای اخیر به خارج از کشور رفتهاند. هفتهنامه برنامه که از سوی سازمان مدیریت و برنامهریزی ایران منتشر میشود به نقل از دکتر شهرام یزدانی استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران نوشته است، 90 نفر از 125 نفر دانشآموزی که در سه سال گذشته در المپیاد جهانی رتبه کسب کردهاند هم اکنون در دانشگاههای آمریکا تحصیل میکنند. همچنین به گفته آقای یزدانی بیش از 150 هزار نفر از جراحان و مهندسان ایرانی در آمریکا زندگی میکنند. وی با اشاره به وضعیت کنونی ایرانیان مقیم آمریکا اشاره نمود که در حال حاضر 84 درصد از ایرانیان مقیم آمریکا کاملا به زبان انگلیسی مسلط هستند. 0/46 درصد مدرکی بالاتر از دکترا دارند، 43 درصد پستهای مدیریتی دارند و 48 درصد دو شغله هستند که در آمریکا یک افتخار است و 92 درصد خانه مسکونی دارند و در نهایت اینکه طبق آمار صندوق بینالمللی پول، ایران از نظر فرار مغزها در بین 91 کشور در حال توسعه، توسعه یافته و توسعه نیافته جهان در مقام اول قرار دارد. پدیده مهاجرت نجبگان و متخصصان به خارج از کشور به دلیل آثار و تبعات سوء فرهنگی- روانی، سیاسی و نقش منفی آن در فرآیند توسعه و تخریب اعتبار ملی و تغییر نسلهای آینده به عنوان تهدیدی جدی برای حال و آینده کشور نگرانیهایی در سطوح مختلف مدیریتی و اجتماعی کشور ایجاد کرده است. آثار تبعات پدیده فرار مغزها که طبق آمارهای جهانی بیش از همه کشورها ما را تحت تاثیر قرار داده است، لذا از هر منظر و دیدگاهی به آن بنگریم نگران کننده و جدی است.
اگر بپذیریم که قدرت برتر جهان از آن کسانیست که قدرت علمی و تکنولوژیک بیشتری دارند وصف آرایی و مبارزه قدرت در نظام نوین جهانی نه بر اساس تعداد و نوع تسلیحات جنگی بلکه بر حسب نیروهای متخصص و نخبه علمی تعیین میگردد، باید این واقعیت را نیز قبول داشته باشیم که با از دست دادن چنین نیروهای و پیوستن آنها به کشورهای توسعه یافته در واقعیت به تضعیف خود کمک کرده و کمک قابل ملاحظهای به کشورهای پذیرنده دادهاند. به طوری که یک برآورد نشان میدهد که در 20 سال گذشته حدود 400 میلیارد دلار بابت از دست دادن متخصصان خود متضرر شدهایم، همچنین از سوی دیگر صرفهجویی آمریکا در هزینههای آموزشی از این بابت 10 میلیارد و 500 میلیون دلار بوده است، در حالی که ما همواره از این بابت ضرر کردهایم، حدود 150 هزار دکتر و مهندس ایرانی در خارج از کشور زندگی میکنند که اگر به طور متوسط آموزش و پرورش هر کدام از آنها 20 هزار دلار هزینه داشته باشد، با یک حساب سرانگشتی مشخص میشود که چه سرمایه عظیمی از نظر علمی و مالی از ایران خارج و جذب کشورهای دیگر شده است. دکتر محمد علی زلفی گل دانشمند بینالمللی lSl رشته شیمی و دانشیار دانشگاه بوعلی سینای همدان معتقد است جوامع نخبه هر روزه به علم، فن صنعت و تولید جدیدی دست مییابند و دیگر کشورهای دنیا به دلیل نیاز به آن علوم، فنون، صنایع و تولیدات جدید ناگزیر باید هزینه لازم را پرداخت کرده و فرهنگ کشورهای نخبه را که با علوم فنون و صنایع وتولیدات آنها همراه است نیز نپذیرند. زیرا فرهنگ جدید و نو نیز با تولید علم و فن جدید حاصل میشود یعنی محصول فیزیکی و تولیدی حاصل از علم و تکنولوژی جدید به همراه خود، فرهنگ استفاده جدید را نیز متولد میکند به عبارت دیگر کالاهای تولیدی هر کشور بر اساس فرهنگ همان کشور تولید میشود، لذا هر کشوری با صدور کالاهای خود به دیگر کشورها، فرهنگ خویش را نیز صادر نموده و به مرور زمان، فرهنگ دیگر کشورها را با فرهنگ خویش جایگزین می نماید و در نهایت کشورهای نخبه گریز به دلیل نیاز و وابستگی همیشگی، خدمتکار این کشورها میشوند. نخبگان قادرند علم، فن، فناوری صنعت جدید و به تبع آن فرصتهای شغلی جدیدی برای خویش ایجاد کنند، بنابراین درصد بیکاری در کشورهای پیشرفته در همه سطوح بسیار کم میشود.
نخبگان هر کشوری سرمایههای ملی محسوب شده و کشورهایی که در نخبهپروری و حفظ و نگهداری آنها میکوشند، در فرآیند جهانی شدن از دیگران در همه زمینهها گوی رقابت را خواهند ربود، به همین دلیل در کشورهایی مانند انگلستان، روسیه، نیوزلند، هند، آفریقای جنوبی و غیره جهت مقابله با این پدیده زیانبار، مطالعات جدی صورت پذیرفته است. با توجه به ارتباط مستقیم بین چالشهای توسعه علمی و خروج نخبگان از کشور، بنابراین میبایست راههای جلوگیری از فرارمغزها را نیز در توسعه برنامههای علمی و پژوهشی جستجو کرد. محققان و پژوهشگران سعی کردن تا از منظر ما و دیدگاههای مختلف به این موضوع بپردازند و علل این معضل را جستجو کنند. تا به حال تحقیقات صورت گرفته و راهحلهای متعددی عنوان شده است اما اینکه تا چه اندازه از این تحقیقات استفاده میشود و توسط مسئولین امر به کار برده میشود همواره جای سوال بوده است.
بعضی از علل مهاجرت نخبگان
دکتر شهرام یزدانی در این باره معتقد است: در مهاجرت چند عامل نقشی دارد، نیازهای پایهای نظیر مسکن، غذا، پوشاک و تحصیل اولویت اول برای مهاجرت است. اما در مراحل بعد نیاز به امنیت، تعلق دوست داشته شدن و بروز تواناییها اهمیت بیشتری مییابد. ایشان معتقد است اگر این نیازها در فردی تامین نشود آن فرد مستعد مهاجرت خواهد بود و نهایتا مهاجرت خواهد کرد. ایشان تاکید میکند که حقوق کم، مسکن نامناسب، نبود امکان ادامه تحصیل و هزاران مشکل دیگر برای نخبگان کشور وجود داردکه همه از علل مهاجرت است. دکتر محمد علی زلفی گل با تاکید بر ضرورت انجام تحقیقی جامعالاطراف برای روشن شدن زوایای مختلف پدیده فرار مغزها و ارایه راهکارهای عملی و بومی برای مقابله با آن به تبیین برخی از عوامل ایجاد کننده دافعه در کشورهای نخبهگریز از جمله ایرانیان پرداخته است و اظهار داشتند که عدم کارایی علمی و فنی در وطن برای سطوح عالی نخبگان اعم از نخبگان علمی، ورزشی و هنری عدم امکان کسب علم و دانش مورد علاقه برای دانشجویان مستعد همراه با دریافت حمایت مالی، رویهای که در کشورهای نخبهپذیر در حال انجام است، عدم تامین امکانات زندگی در شان نخبگی و قابل مقایسه نبودن حقوق و شرایط رفاهی کشورهای نخبه پذیر، کمبود تجهیزات و امکانات تحقیقاتی، عدم هماهنگی و هم جهتی سیاستهای علمی و فنی، عدم امکان تهیه نشریات و کتب علمی جدید و به روز، ناکافی بدن بودجههای پژوهشی و عدم تحقق بودجههای پیشبینی شده در برنامههای توسعه کشور از جمله عوامل موثر در مهاجرت گسترده نخبگان از کشور به شمار میآیند. بیثباتی ردیفهای حمایتی بودجههای پژوهشی و برخوردهای سلیقهای با پژوهش و پژوهشگر در سطح کلان کشوری، عدم توجه ویژه به پژوهشهای بنیادی که تنها به گسترش مرزهای دانش و تولید علم منجر میشود و عدم جدی شایستهسالاری در انتصاب مدیران نیز از دیگر عوامل ایجاد کننده دافعه در کشورهای نخبهگریز نظیر ایران است. ایشان همچنین اظهار داشتند که اغلب این گونه مشکلات در کشورهای نخبهپذیر و وجود نداشته است و یا بسیار کم بوده و شرایط آنها برعکس در راستای جذب نخبگان است. ایشان معتقد است اگرچه در مقوله علوم انسانی بالاخص وقتی که تحلیل رفتار انسانها مورد نظر است، اظهار نظر و حتی تحقیق و پژوهش، کاری بسیار مشکل است و برخلاف علوم طبیعی و تجربی امکان ارایه نسخهای حاوی نوشدارو کاری غیرممکن است. لذا از نظر منافع شخصی وقتی نخبهای حقوق و مزایای مکفی و چندین برابر از یک طرف و امکان رشد علمی به مراتب بیشتر از طرف دیگر را در اقدام به مهاجرت میبیند، برای کسب وجهه بینالمللی و زندگی بیدغدغه وطن خویش را با تمام علایقی که در آن دارد ترک میکند. اصولا فرار مغزها سوای از برنامهریزیهای دقیق و حساب شده کشورهای پیشرفته، موید تاثیر مستقیم دانش ناپذیری، نبوده سازمانهای برنامهریز و بیتوجهی فراوان به امر تحقیق و پژوهش و عدم ایجاد انگیزه در محققان است. پروفسور محمد عبدالسلام معتقد است که علت اصلی مهاجرت نخبگان معمولا مسایل مادی و دریافت حقوق بشر نیست بلکه عامل مهمتر، زیربنای کشورهای پیشرفته از نظر علمی است.
چه بادی کرد؟
دکتر شهرام یزدانی، استاد دانشگاه معتقد است با ارایه راهحلهایی میتوان جلوی مهاجرت نخبگان را گرفت. او میگوید: اولین راه حل جلوگیری از خروج نخبگان و تحصیلکردگان است که در برخی از کشورها اجرا شده و روش شکست خوردهای است، همچنین دومین روش راه جبران است که اگر فردی قصد خروج از کشور و مهاجرت را دارد باید هزینه تحصیل و یارانههایی که در طول زندگی دریافت کرده را بپردازد، که این شیوه نیز شکست خورده است زیرا ثابت شده است که با پول نمیشود علم و دانش را جبران کرد. به گفته وی سومین راه حل، راه بازگشتی است، بدان معنا که شرایط مادی را به گونهای فراهم کنیم تا افرادی که رفتهاند برگردند. این راه حل در کره جنوبی به کار گرفته شده و تاکنون موفق بوده است. البته باید توجه داشت که این افراد هم تا زمانی که در کشور باقی میمانند که شرایط مادی و حمایتی داخلی مشابه یا بهتر از خارج باشد.