تاریخ انتشار : ۲۹ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۱۸۷۹۹۷

حامد فتحعلی‌خانی
گردن آلپورت و لئو پستمن در کتاب روانشناسی شایعه معتقدند "شایعه اصطلاحی است که به نظری عینی و معین اطلاق می‌شود، نظری که مطرح شده است تا شنونده به آن اعتقاد پیدا کند. شایعه به طور معمول از طریق صحبت از شخصی به شخص دیگر از طریق صحبت منتقل می‌شود، بدون اینکه این امر نیازمند سطحی بالا از برهان و دلیل باشد." البته شایعات فقط از طریق ارتباط چهره به چهره منتقل نمی‌گردند و می‌توانند از رسانه‌ها نیز منعکس گردند.
شایعات به طرق گوناگون تجلی پیدا می‌کنند: پرگویی‌ها، لطیفه‌ها، دروغ پردازی‌ها، تهمت، پیش‌بینی‌های خوب یا بد از پیشامدهای آینده و... تمامی شایعات بافته خیال نیستند، هر چند که ممکن است برخی از آنها هیچ پایه و اساسی نداشته باشد. در این جا لازم است بین شایعه و خبر فرق گذاشته شود، بدین صورت که خبر پشتوانه منطقی دارد ولی شایعه خالی از برهان و منطق است.
بستر رواج شایعات زمانی ایجاد می‌گردد که حوادث مربوط به آن در زندگی افراد از اهمیتی برخوردار باشد یا در مورد آنها خبرهایی صریح پخش نشود و یا اینکه خبرهای مربوط به آنها مبهم باشد. این ابهام زمانی به وجود می‌آید که خبر به صورت تحریف شده دریافت شود، یا به فرد خبرهای متضادی برسد یا فرد از فهم این‌گونه خبرها عاجز باشد. آلپورت و پستمن کوشیده‌اند تا یک فرمول جبری برای شایعات در نظر بگیرند و به این نتیجه رسیده اند که برای شدت شایعه می‌توان چنین فرمولی در نظر گرفت: "نیروی شایعه = اهمیت * ابهام" می‌بینیم که در این رابطه‌ عمل "ضرب" به کار رفته است و نه عمل "جمع" به این معنا که اگر یکی از دو مولفه "اهمیت" یا "ابهام" صفر باشد یعنی وجود نداشته باشد شایعه‌ای وجود نخواهد داشت.
از طرف دیگر شایعه در بین افرادی منتشر می‌شود که همفکر و هم عقیده هستند و در میان دیگر گروه‌ها نفوذ نداشته و مقاومت ایشان را برمی‌انگیزد. گروه دیگری از مردم هستند که برایشان تنها چیزی که اهمیت دارد این است که آن چه را که می‌شنوند یا می‌خوانند، چه حقیقی باشد چه جعلی، به عنوان نوعی گپ‌زدن و تظاهر به اطلاع از واقعیت مسایل، تکرار کنند. این اتفاق با رواج مساله‌ای به نام پیام‌های کوتاه (S.M.S) به مرحله بحرانی خود نزدیک شده است؛ چرا که در اندک زمانی یک شایعه به شماره‌های متعددی ارسال می‌شود.
دسته‌ای از شایعات ممکن است به کندی گسترش یابند و مردم آن را به طور مخفیانه برای هم نقل کنند تا سرانجام همه از آن آگاه شوند، مروجان این نوع شایعات به تکثیر زنجیره‌ بی‌انتهایی از داستان‌ها به گونه پیوسته در جهت تغذیه و استمرار انتشار شایعات مزبور اقدام می‌کنند. دسته دیگری از شایعات دارای خصوصیت خشونت‌باری است و گروه بسیار بزرگی را در کوتاه زمانی در خود فرو می‌برد، شایعه بروز زلزله در یک زمان از قبل تعیین شده از این دسته شایعات می‌باشد.
برخی شایعات نیز در آغاز امر رواج می‌یابند، سپس به عمق فرو می‌روند تا هر زمان که شرایط بروز مجدد آنها فراهم شد، آشکار گردند مانند شایعه دخالت برخی مقامات سالم و صالح دولتی در مفاسد اقتصادی که در یک زمان مطرح می‌شود، مدتی فروکش می‌کند و در زمان لازم دوباره مطرح می‌گردد.
در رقابت سیاسی شایعات کاربرد مهم‌تری نیز دارند و آن ضد حمله به جریان مقابل است. در این حالت که به شایعات هجومی معروف است، چند هدف متصور است: اول اینکه پخش برخی شایعات با هدف از بین بردن قدرت طرف مقابل مطرح می‌شود، مانند اینکه عنوان می‌شود یک جریان دچار انشعاب شده و...؛ دومین هدف این است که از شایعات به عنوان پرده دود استفاده کنند، این روش بر این واقعیت متکی است که شایعات می‌توانند حقیقت را پنهان کنند، بدین ترتیب یکی از طرفین اجازه درز کردن برخی اطلاعات را می‌دهد و بدینوسیله تشخیص اسرار واقعی از خبرهای نادرست را برای طرف دیگر دشوار می‌سازد. هدف دیگری که در پس این روش قرار دارد از بین بردن قدر و منزلت منابع خبری است. هدف مهم دیگر این است که از شایعه به عنوان طعمه و با هدف روشن کردن واقعیت استفاده شود. از نمونه‌های شایعات موثر در رقابت سیاسی مربوط به اننتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری در سال 76 اشاره شده است، آنجا که در میان مردم این شایعه به صورت یک واقعیت در آمده بود که "بنویسیم خاتمی، بخوانیم ناطق؛" این شایعه عملا نشان دهنده این بود که جریان دولتی حاکم درصدد است که ناطق‌ نوری را به عنوان منتخب برگزیند و رای دادن مردم فایده‌ای ندارد. این شعار واکنش‌های متفاوتی را درپی داشت که ظلم خوانی روند انتخابات به نفع ناطق‌نوری مهمترین آن بود. روند شایعه‌سازی در عرصه سیاسی در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری به اوج خود رسید و در این راه از تمامی انواع شایعات استفاده شد. تغییر نام خودروی سمند به ذوالجناح، دیوارکشی در پیاده روها برای تفکیک زنان و مردان، قمار خوانی بورس و... توسط شخصیتی چون دکتر احمدی‌نژاد!، همه و همه نشان دهنده هجمه سنگین شایعات علیه ایشان بود. این شایعات تا حدی گسترش یافت که مساله در تمامی مناظره‌های تلویزیونی مورد بررسی قرار گرفت و برخی مناظره کنندگان به جای رفع شایعات خود در راه دامن زدن به این شایعات گام نهادند. اظهار تاسف عمیق شخصیتی چون دکتر نوبخت، از برخورد نامناسب با برخی دانشجویان به بهانه طرح شایعه برخورد با لباس‌های آستین ‌کوتاه!، آن هم در مناظره تلویزیونی شبکه دو سیما، یکی از ناشیانه‌ترین اقدامات در این زمنیه بود. به هر حال نتیجه انتخابات معلوم شد و دکتر احمدی‌نژاد سکان‌ هدایت دولت را در اختیار گرفت. اما آیا شایعات پایان یافت؟
متاسفانه با استقرار دولت نه تنها از حجم شایعات کم نشد،‌ بلکه دامن زدن به برخی شایعات که نتایج غیر قابل جبرانی برای نظام و منافع ملی داشت، افزایش یافت. در این راستا می‌توان موضوع را از دو منظر مورد نظر قرار داد: اول آن چه که شایعه بر دولت و ملت تحمیل می‌کند و دوم برخوردی است که دولت با شایعه می‌کند. بخش اول که اثرات شایعه بر دولت و ملت را کنکاش می‌کند، در عین اهمیت قابل بررسی و دسترسی است و می‌توان آن را به انحای مختلف مورد تحلیل قرار داد. در نگاه اول می‌توان گفت مهمترین هدف شایعات سست نمودن عناصر هماهنگی درون دولت و اختلاف افکنی میان مردم و دولت است و در این میان گروه‌های ذی‌ نفوذ سیاسی و اقتصادی معدودی به دنبال سود خود هستند.
نگاهی به اوضاع بورس در ماه‌های اخیر و نقش شایعات در افت بی‌سابقه شاخص‌های بورس، هم می‌تواند اهمیت شایعه‌سازی را معلوم کند، هم ضررهای ناشی از این رکود را برای ملت آشکار سازد، هم می‌توان نقش رسانه‌ها را در این موضوع مورد کنکاش قرار دهد، همچنین می‌تواند نشان دهد چه کسانی از این شایعات سود برده‌اند، و بالاخره می‌تواند ضریب نفوذپذیری مسئولان و به خصوص مسئولان اقتصادی در برابر شایعات را نمایان سازد.
اما اهمیت بخش اول که تمرکز بر شایعه‌سازان است، از اهمیت بخش دوم که چگونگی برخورد دولت با شایعات است، نمی‌کاهد. دولت برای جلوگیری از این روند ابزارهای لازم قانونی و اجرایی را در اختیار دارد، ‌اهرم‌های سیاسی، فرهنگی و رسانه‌ای دولت می‌توانند جلوی بسیاری از شایعات را گرفته و از ایجاد خسارت بیش از این جلوگیری کند. انتخاب افرادی فعال به عنوان سخنگویان دستگاه‌های دولتی، اهمیت بخشیدن به روابط عمومی‌ها،‌ توجه ویژه به بحث دولت الکترونیک، ارتباط مستمر دولتمردان با مردم،‌ بالا بردن سرعت اطلاع‌رسانی دستگاه‌های دولتی، توجه به رسانه‌های رسمی کشور (با هر نوع گرایش و سلیقه) و عدم ارتباط بیش از حد با یک رسانه‌ خاص (مانند صدا و سیما)، برجسته‌سازی دولتمردان اندیشمند در رسانه‌ها و عدم تمرکز بر یک فرد خاص به عنوان نماد دولت (حتی اگر این یک فرد شخص رییس‌جمهور باشد)، اعتمادسازی میان مردم و دولت از طریق گزارش‌های مستمر دستگاه‌های دولتی به مردم و... از جمله راهکارهایی است که دولت با استفاده از اهرم‌های سیاسی، فرهنگی و رسانه‌ای‌اش می‌تواند جلوی شایعات را بگیرد؛ هر چند که استفاده از قوه قهریه نظام در برخی مواقع لازم و ضروری است و این گونه برخوردها نیز می‌تواند فوایدی را در پی داشته باشد. نکته قابل ملاحظه در این کنش و واکنش این است که دولت باید با هوشیاری،‌ ضمن جلوگیری از شایعه‌سازی و پاسخگویی به آنها از درافتادن در جنگ‌های روانی و بازی‌های پوچ سیاسی دوری گزیند. فرصت خدمت اندک است،‌ پس بشتابیم!