بخش ورزشی:
بسیج، نهاد مقدسی است که با تدابیر امام راحل(ره) بنیان نهاده شد تا انقلاب اسلامی را از خطرات بالقوه و بالفعل محافظت کند و جمهوری اسلامی را در گذر زمان از انحرافات مصون بدارد. امروزه در سالهای پایانی دهه سوم انقلاب اسلامی، نقش تعیین کننده بسیج در عرصههای نظامی، فرهنگی، اقتصادی، علمی و... بر همگان واضح گردیده زیرا تواناییهای لشگر مخلص خدا نه تنها در داخل کشور بلکه برای عرصه بینالملل هم به اثبات رسیده است. یکی از ویژگیهای بارز بسیج، گستردگی فعالیتهاست به این معنی که محدودیت موضوعی، زمانی و مکانی ندارد. بسیج بر همه موضوعات مرتبط است و فعالان این عرصه، کودک، جوان، سالمند، زن، مرد، کارگر، کارمند، دانشجو، کاسب، رییس، مدیر، مهندس، پزشک و... هستند. با چنین رویکردی میتوان بسیاری از موضوعات خرد و کلان را به بسیج پیوند زد تا از کارآمدی این نهاد مقدس بهره گرفت. مسلما یکی از مسایل مهم امروز جامعه، ورزش است که هم تاکیدات دین مبین اسلام را به عنوان یک پشتوانه عظیم در اختیار دارد و هم توجه مردم و مسوولین کشور را جلب کرده است. در این مجال به دو موضوع مهم خواهیم پرداخت که در دستور کار دولت دکتر احمدینژاد در زیر مجموعه موضوع ورزش قرار گرفته و در حکم انتصاب رییس سازمان تربیت بدنی، ترجمان روشن این دو مساله، توسعه ورزش همگانی و ترویج روحیه فرهنگ مداری در ورزش است.
بسیج به لحاظ گستردگی و عمومیت در سراسر کشور میتواند شرایط مناسبی را برای حرکتهای ورزشی در سطح عمومی فراهم کند و زمینهساز رشد و توسعه ورزش در میان اقشار مختلف جامعه شود. نمونه موفق تشکیل بسیج سازندگی، تجربهای خوشایند در کمک بزرگ بسیج برای پوشش خرابیهای پس از پایان جنگ تحمیلی است. لذا حضور بسیج برای تحقق هدف " ورزش برای همه" ضروری و بهترین راه میباشد. ارتقای سطح بهداشت جسم و روان جامعه، توسعه ورزش محلات، تقویت و سازماندهی ورزشهای بومی و محلی از کارهای کلان بسیج در عرصه ورزش میتواند باشد و همچنین اجرای برنامههای عمومی و سراسری اعم از تورهای دوچرخهسورای، برگزاری رقابتهای دوی همگانی و راهاندازی ایستگاههای آمادگی جسمانی در سنین مختلف با مدیریت بسیج به واسطه تجربه خوبی که در انجام امور گروهی دارد. نکته دیگری که به عنوان یک معضل در ورزش کشور دیده میشود، مسایل فرهنگی است. وقتی متناسب با آدارب و رسوم ایرانی _ اسلامی در عرصه ورزش، فرهنگسازی نشده، مسلما فرهنگ وارداتی غرب، هجمه و غلبه میکند و جامعه ورزش را به استحاله میکشاند. مشکل از اینجاست که الگویی برای فرهنگسازی مدنظر قرار نگرفته تا بر این اساس برنامهریزیهای لازم صورت گیرد. به عبارتی وقتی خوراک خودی برای تغذیه فرهنگ ورزش تجویز نکردهایم، خوراک غیرخودی و بیگانه به سرعت جایگزین میشود. همان گونه که طی این سالها در تمام عرصهها اثبات شده، وجود تفکر بسیجی موفقترین نسخه درمان دردهای فرهنگی بوده و بسط و گسترش فرهنگ بسیجی در عرصه ورزش هم بهترین راه است. برای تحقق این امر، متولی قانونی ورزش در کشور یعنی سازمان تربیت بدنی باید این حرکت معنوی را از خود شروع کند. به عبارتی از راس هرم تا معاونین سازمان، مدیران کل، روسا و معاونین ادارات، کارمندان، فدراسیونها، هیاتهای ورزشی و ... به عنوان زیرمجموعهای که زیرنظر دولت اسلامی به فعالیت میپردازند باید با تفکر بسیجی آشنا شوند، این فرهنگ را با ارزش بدانند، برای بسط و توسعه روحیه بسیجی برنامهریزی و تلاش کنند که به موازات این تحرک معنوی، باشگاهها، قهرمانان ملی و افراد حقیقی و حقوقی در سطح جامعه ورزش به یک همدلی فرهنگی برسند. مطمئنا اگر اثرات تقویت فرهنگ بسیجی در ورزش به خوبی تبیین شود هیچ منصفی برای توسعه این حرکت الهی مخالفت نخواهد داشت.
به هر تقدیر، ورزش عرصهای است که در بسیاری از زمینهها به همکاری با نهاد مقدس بسیج نیاز دارد و تحقق تاکیدات مقام معظم رهبری در این عرصه، حضور لشگر مخلص خدا و توسعه فرهنگ بسیج در جامعه ورزش را میطلبد. امید است هفته گرامیداشت بسیج، تلنگری بر ذهن مسوولان برای توجه به این نیاز باشد. هفته بسیج بر سالکان راه الی الله مبارک