تاریخ انتشار : ۲۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۲:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۱۸۸۰۴۷
سلیمی نمین:

گروه سیاسی - اکبر بیاتی
عباس سلیمی نمین معتقد است اولین عاملی که موجب رکود جنبش دانشجویی شده "انفکاک و شکاف بین نسل‌های دانشجویی" است؛ چرا که باعث عدم انتقال تجریبات این جریان شده است و در نهایت افراد این جریان مجموعه‌ای از دانشجویان فاقد تجربه و عقبه سیاسی شده‌اند. وی که با خبرگزاری دانشجویان ایران، گفت‌وگو می‌کرد، افزود: "جنبش دانشجویی گر چه جوان است ولی تجاربش او را یک عنصر مجرب و کارآزموده می‌کند. اگر این تجارب را از او بگیریم، مانند یک جوان تازه به میدان آمده و فاقد تجربه است."
مثالی که این روزنامه‌نگار نقل می‌کند این است که "جنبش دانشجویی در جریان تسخیر لانه جاسوسی به خوبی اعتقاد یا عدم اعتقاد نهضت آزادی به مشارکت مردم، آزادی و بحث دموکراسی را لمس کرد، ولی نتوانست این تجربه را به نسل بعد منتقل کند یا در دورانی جنبش دانشجویی روی بحث التقاط حساسیت ویژه‌ای داشت و برای مقابله با آن در زمینه نظری و تئوریک مطالعات عمیقی را دنبال می‌کرد، ولی چرا بعدا با یک جریان التقاطی پیوند خورد؟ علت این بود که تجربیات نسل قبل به نسل بعد منتقل نشد.
مدیر دفتر مطالعات تاریخ معاصر ایران در ادامه به دوره سازندگی اشاره کرد و درباره وضعیت جنبش دانشجویی در آن گفت: در دوره سازندگی به نظر من جریان سیاسی بسیار هوشمندانه شرایطی را به وجود آوردند که تجربیات نسل‌های قبل جنبش دانشجویی به نسل‌های آینده منتقل نشود و این واقعه، اهداف عده‌ای را به خوبی محقق کرد. سلیمی نمین خاطرنشان کرد: در این دوره سیاست این بود که دانشجو اطلاعات سیاسی داشته باشد، ولی فعال سیاسی نشود و به شدت جلو فعالیت‌های سیاسی را گرفتند و هزینه فعالیت‌های سیاسی را سنگین کردند. مثلا به لحاظ درسی، بار درسی دانشجویان را آن قدر سنگین کردند که نتوانستند به مسائل سیاسی توجه لازم را داشته باشند.
وی تصریح کرد: اندیشه حاکم بر وزارت علوم در آن روزها این بود که فعالیت سیاسی دانشجویان جلو حرکت اقتصادی دولت را می‌گیرد.
سلیمی نمین در بیان دیگر علل رکود در جریان دانشجویی افزود: دور شدن جنبش دانشجویی از مطالعات عمیق یکی دیگر از این علت‌هاست. جنبش دانشجویی تا اوایل انقلاب متشکل از دانشجویانی بود که مطالعات عمیقی در حوزه‌های مختلف داشتند و این امر به کارشان پختگی و عمق جدی می‌داد. بعدها به دلایل عدیده‌ای جنبش دانشجویی‌ ما از افراد اهل مطالعه و تحقیق کمتر برخوردار شد و این امر باعث شد که جنبش به سوی سطح‌گرایی سوق یابد. وی در برابر این سوال که آیا ساختار آموزشی، عاملی در کم شدن مطالعات دانشجویان بود، گفت: این امر به ساختار آموزشی مربوط نیست. جنبش دانشجویی انگیزه لازم برای مطالعه و عمق‌بخشی به خود را نداشت. احساس می‌کرد که دیگران این وظیفه را انجام می‌دهند. حتی از مطالعات عادی هم دور شد. البته شاید بتوان گفت که سیستم آموزشی جوانان را به مطالعه تشویق نمی‌کند و حتی از آن دور می‌سازد.
این روزنامه نگار و نویسنده دلیل دیگر را نامتجانس بودن سطح تجربیات و دانش سیاسی مسئولان و دانشجویان خواند و گفت: عامل دیگر این بود که مسئولان سیاسی کشور سیر رشد طبیعی را داشتند طی می‌کردند و وقفه‌ای در رشد مسئولان سیاسی حاصل نمی‌شد و آنها به تدریج مجرب‌تر و کارآزموده‌تر می‌شدند. وقتی ما می‌خواستیم یک فرد سیاسی و دولتمردی را که چند سال در پست‌های حساس بوده در کنار یک دانشجو فاقد تجربه که اهل مطالعه هم نیست، قرار دهیم قطعا یک نوع عدم موزانه را مشاهده می‌‌کردیم. در چنین وضعیتی دانشجو نمی‌تواند در رفتارهای طرف مقابل تاثیر تعیین کننده‌ای بگذارد.
سلیمی نمین افزود: این وضعیت بعدها بیشتر خود را نمایان کرد،‌ یعنی مدیرانی بودن که واقعا وزنی برای جنبش دانشجویی قائل نبودند و به صراحت خطاب به این جنبش می‌گفتند "شما باید پیرو ما باشید."
حتی جریانی که شعار دفاع از جنبش را می‌داد این جنبش را بی‌وزن و بی‌مایه و پیرو تصمیمات سیاسی خود می‌خواست و ترجیح می‌داد جنبش دانشجویی صرفا دنباله‌رو باشد. این توهین آشکار به جنبش دانشجویی ناشی از عقب‌افتادگی این جنبش بود. علاوه بر این که نگاه این آقایان سیاستمدار را به جنبش دانشجویی نیز نشان می‌داد که بسیار تاسف بار بود. عامل دیگر رکود جنبش دانشجویی از دیدگاه سلیمی نمین، نبود تحرکاتی مبتنی بر مطالعات دقیق عمومی در جریان دانشجویی بود. وی در این باره گفت: اگر جنبش دانشجویی به عنوان یک جریان پیشآهنگ بتواند مطالبات مردم را عنوان کند، طبیعی است که قادر به ایفای نقش به عنوان یک پیشتاز می‌شود. این کار خیلی سخت نیست و نیاز به کارآزمودگی سیاسی و مجرب بودن و یا مطالعات عمیق ندارد، امام ما این را هم شاید نیستیم.
وی خاطرنشان کرد: مثلا الان عدالت اجتماعی به عنوان محور اصلی مطالبات مردمی باید مورد توجه جنبش باشد و توجه به آن خیلی دشوار نیست، اما اگر جنبش این کار را انجام نداده، ضعف اساسی اوست. مردم به بی‌عدالتی‌ها در سیستم اداری معترض هستند. جنبش باید این خواسته را پیگیری کند و خود را با خواسته‌های روز مردم پیوند بزند. این در حالیست که دانشجویان بیشتر خواسته‌های صنفی خود را مطرح می‌کنند. با این که جنبش دانشجویی می‌توانست در قالب طرح مطالبات مردم به مطالبات صنفی خود نیز برسد، اما تحت تاثیر فضای رفاه ‌زده جامعه صرفا مطالبات صنفی خود را مطرح می‌کند.
وی در ارزیابی تسخیر لانه جاسوسی از منظر حرکت دانشجویی گفت: در تسخیر لانه جاسوسی برخی از دانشجویان به لحاظ درک سیاسی، هم وزن استادان دانشگاه بودند و کاملا مسائل سیاسی را از نزدیک دنبال می‌کردند. علاوه بر این، جنبش دانشجویی در عرصه‌های مختلف به شدت فعال بود؛ مثلا در حوادث کردستان کاملا و از نزدیک ماجرا را دنبال می‌کردند. از آنجا که مردم از جنایاتی که منشاء آمریکایی داشت رنج می‌بردند، وقتی جنبش کانون فتنه را کشف کرد، مورد حمایت همه مردم قرار گرفت. به یاد دارم مردم شبانه روز مقابل لانه بیتوته می‌کردند که جلو تحرکات تلافی‌جویانه آمریکا را بگیرند، جنبش مطالبات مردم را آن زمان نمایندگی‌کرد، به همین دلیل مورد استقبال و حمایت جدی ملت قرار گرفت. سلیمی نمین در ادامه با اشاره به تلاش برخی از دانشجویان برای انجام حرکتهای مشابه در مقاطع دیگر گفت: برخی دانشجویان دنبال این بودند که مثلا سفارت انگلیس را اشغال کنند. الان این جنبش خواسته مردم ایران را درک نکرده که دنبال چنین کارهایی می‌رود. به همین دلیل مورد حمایت مردم واقع نمی‌شود. وی تصریح کرد: منکر فتنه‌گری انگلیس نیستم. اما جنبش دانشجویی می‌تواند به جای آن کار جاهایی را مورد خطاب قرار دهد که خواسته‌های ملت ایران را تامین کنند. مثلا تجارت سنتی و مدرن ما دچار آفت بی‌توجهی به مصالح ملی است. برای نمونه متاسفانه اتاق بازرگانی کشور دست یک بافت بسیار پرمساله‌ای است که علی رغم هم ضدیت‌های انگلیس با کشورمان تجارت با انگلیس را در سطح بسیار بالا نگه داشته است.
جنبش دانشجویی باید بداند که امروز زدن سرشاخه‌ها و عوامل مرتبط مهمتر است؛ بدون این که تبعات سیاسی داشته باشد. می‌تواند انگلیس را به زانو درآورد. در سفارت انگلیس دیگر چیزی به عنوان سند گیر نمی‌آید که مشخص شود فتنه‌گری در خوزستان، اختلاف‌افکنی بین شیعه و سنی و ... کار کیست، زیرا با یک فرمان به رایانه می‌توانند همه اطلاعات را از بین ببرند.
وی در ادامه گفت‌وگویش با ایسنا علت دیگر رکود حاکم بر جنبش دانشجویی را ورود به قدرت خواند و گفت: جنبش دانشجویی در مقطعی وارد معادلات سیاسی و حزبی شد و از خود هزینه کرد. منظور من این نیست که جنبش در انتخابات‌ها فعال نشود و یا کاندیدا معرفی نکند، اما این که یک حزب، یک نفر از دانشجویان فعال را در فهرست انتخاباتی قرار دهد و جنبش را به صورت عقبه خود درآورد، یک نوع معامله سیاسی به حساب می‌آید؛ از این رو بسیار ناشایست است. وی خاطرنشان کرد: برخی جنبش دانشجویی را در درون قدرت شریک کردند، در حالی که این جنبش باید فراتر از قدرت باشد. اگر درون قدرت اجرایی بیاید دیگر نمی‌تواند تاثیرگذاری داشته باشد.
در مقطعی جنبش دانشجویی اقتدار و موقعیتش را با احزاب سیاسی معامله کرد و در قابل آن دو سهم دریافت داشت؛ یعنی دو کاندیدا از جنبش دانشجویی در فهرست فلان گروه قرار گرفت و به مجلس رفت، یا جنبش دانشجویی یک نفر را در کابینه یک جریان سیاسی قرار داد، اما این امر موجب شد که تاثیرگذاری خود را نداشته باشد، زیرا مجبور بود توجیه‌گر عملکرد حزبی باشد که در راس امور اجرایی قرار گرفته است. سلیمی نمین خاطرنشان کرد: این در حالی است که جنبش باید جایگاه خود را حفظ کند و بدون در نظر گرفتن سلایق خود از هر جریانی که در قدرت است انتقاد کند تا سلامت لازم در جامعه به وجود آید، در غیر این صورت اگر آن حزب به دلیل عملکردهای غلط شکست خورد و مورد بی‌مهری مردم قرار گرفت، او هم به حالت کما می‌رود که همین طور هم شد.
در حالی که برخی از کارشناسان یکی از علت‌های رکود در جریان دانشجویی را برخی از برخورد حاکمیت با آن می‌دانند، سلیمی نمین به این علت به هیچ وجه اشاره نکرد و گفت: معتقد نیستم که دولت‌ها در فعالیت جنبش دانشجویی تعیین کننده‌اند به طور قطع و یقین حتی اگر راه بر جنبش دانشجویی بسته شود، باید خود آن را باز کند. جنبش دانشجویی با اجازه و چراغ سبز قدرت‌ها و دولت‌ها نباید فعالیت خود را آغاز کند.
وی تصریح کرد: اگر دولتی دارای این درایت و پختگی باشد که جنبش دانشجویی را برای خود یک نعمت بداند، طبیعتا برخورد بسیار عاقلانه‌ای در برابر آن خواهد داشت. فرض کنید که سیاستمدار یا دولتمردی این ظرفیت را نداشته باشد. این توجیهی برای عدم فعالیت جنبش دانشجویی نیست. برعکس جنبش دانشجویی در این جا باید احساس مسئولیت بیشتری کند. چون در آن صورت فضا برای مردم بسته‌تر خواهد بود.
سلیمی نمین گفت: من اعتقاد ندارم که جنبش دانشجویی " سانتی مانتال" و به اصطلاح خیلی اتو کشیده باشد و هر جا اجازه دهند وارد شود و هر جا که اجازه ندادند وارد نشوند. وقتی قطب‌زاده به عنوان وزیر خارجه به جنبش دانشجویی فحش می‌دهد ارزش دارد، وگر نه اگر جایی اجازه دادند که کار کند، دیگر برای مردم ارزشی ندارد.
جنبش دانشجویی وقتی از دیوار سفارت بالا می‌رفت می‌دانست که ممکن است گارد نیروی دریایی آمریکا او را مورد حمله قرار دهد و مستقیم به سوی او شلیک کند، اما با ایثارگری از دیوار بالا رفت و این برای مردم ارزش دارد. آنچه در حرکت لانه ارزش داشت، ایثار، فداکاری و حرکت در مسیر خواست مردم بود.
وی افزود: در گذشته‌های دور دانشجو با برخوردها مواجه و از درس محروم می‌شد، اما در ازای آن جایگاه اجتماعی پیدا می‌کرد و احترام خاصی در میان ملت به دست می‌آورد و یا احساس می کرد که خدا از او راضی است. اما برخی بی‌دقتی‌ها در جنبش دانشجویی موجب شد که افراد آن به جایگاه اجتماعی خود لطمه بزنند.
سلیمی نمین تاکید کرد: اگر جنبش دانشجویی بحث‌هایی را دنبال کند و با واکنش ناحق مسوولان سیاسی مواجه شود، مقبولیت و جایگاه مردمی پیدا می‌کند. بنابراین دانشجوی عزیز ما باید تیزبینی لازم را داشته باشد و اولویت‌بندی‌ها را در میان موضوعات مختلف به خوبی صورت دهد تا در مسیر پاسخگویی به مطالعات اساسی جامعه قرار گیرد. وی گفت: برخی جریان‌های دانشجویی مثلا الان احساس می‌کنند که در حق آقای گنجی از سوی قوه قضاییه ظلم شده است، بنابراین در مقام دفاع از وی برمی‌آیند، اما باید به توده‌های بی‌دفاع نیز که به آنها ظلم می‌شود توجه کنند. من دوست داشتم که گنجی وارد این بازی نشود و این ضعف جدی قوه قضاییه است. اما ظلمی که به بسیاری از مردم که احزاب به آنها توجه ندارند می‌شود نیز باید مورد توجه و اعتراض جنبش باشد. اگر مردم ببینند که جنبش، مخلصانه از آنها حمایت می‌کند، بین آنان موقعیت خوبی پیدا می‌کند و در این صورت آنها هم‌ انگیزه فعالیت پیدا می‌کنند.
سلیمی نمین در پاسخ به این سوال که آیا دولت اجازه می‌دهد منتقد قدرتمندی مثل جنبش دانشجویی قوت بگیرد و به حرکت خود ادامه دهد؟ این موضوع به آسیب شناسی دولتها مرتبط دانست و گفت: اما جنبش دانشجویی نباید معطل اجازه دولت باشد، چرا که اگر چنین باشد نباید انتظار حرکتی از جانب این جریان داشت. الان در مقام آسیب‌شناسی دولت نیستیم.
دولت‌ها هر چه مدبرتر و معقول‌تر باشند زمینه مشارکت آحاد جامعه را برای تاثیرگذاری در تصمیمات خود فراهم می‌کنند. ارتقای موقعیت دولت در به رسمیت شناختن نگاه بیرونی است. نگاه بیرونی فرمایشی نیست و نیاز یک دولت است و به همین دلیل خود باید این بستر را فراهم کند.