محمد ملکزاده
در روزهای اخیر نشست پاییزی شورای عالی حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی که تا پیش از این بسیاری از محافل غربی و اروپایی، آن را مقدمهای برای ارجاع احتمالی پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل میدانستند، بدون صدور هیچ قطعنامه و یا حتی اشاره به ارجاع یا عدم ارجاع پرونده تهران به شورای امنیت به کار خود پایان داد. این نشست در حالی برگزار شد که پیش از آن مصوبهای در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید که بر اساس آن در صورت ارجاع پرونده کشورمان به شورای امنیت، اجرای داوطلبانه پروتکل به حالت تعلیق در میآمد.
بیگمان برگزاری این نشست بدون صدور قطعنامه آن هم هنگامی که غرب به رهبری آمریکا و انگلیس همچنان بر طبل ارجاع میکوبیدند پیروزی بزرگی برای ایران به شمار میآید؛ ولی هرگز به مفهوم پایان ماجرا نیست:
1. در گزارشهای کتبی و شفاهی البرادعی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، بر همکاری کامل ایران با آژانس تأکید و اعلام شد: بسیاری از موضوعهای اساسی و ابهامهای ادعایی آژانس روشن شده است. این بیانیه از دید بیشتر رسانهها و تحلیل غالب محافل گوناگون سیاسی، گزارشی متفاوت و حاکی از روند عادیسازی پرونده اتمی ایران تلقی و حتی از تقدیر دبیرکل آژانس بابت همکاریهای مافوق تعهد ایران با آژانس نام برده شد. با وجود این به نظر میرسد هنوز نشانههایی از تلاش دبیرکل برای عادی نشدن روند پرونده هستهای ایران وجود دارد که نباید پنهان بماند گرچه در این بیانیه برخلاف بیانیهها و قطعنامههای پیشین شورای حکام - که به جای استناد به شواهد و مدارک واقعی برپایه برخی حدسها و گمانهای بیاساس تلاش میشد درباره صلحآمیز بودن اهداف واقعی ایران در فعالیتهای هستهای ابراز تردید شود - نامی برده نشد ولی در عین حال باز هم مشاهده میکنیم که آژانس ادعای وجود برخی پرسشهای بدون پاسخ را مطرح و تأکید میکند برای پاسخ به این پرسشها نمیتوان به همکاری در چارچوب پادمان و پروتکل الحاقی اکتفا کرد و این که ایران باید اجرای مجموعهای از اقدامهای شفافساز فراتر از پادمان و پروتکل را تعهد نماید تا آژانس بتواند به ماهیت صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای ایران اعتماد کند! در تعبیر این درخواست جدید آژانس میتوان گفت: اکنون که در چارچوب عمل به مفاد پادمان و پروتکل الحاقی مسایل و ابهامها برطرف شده است، به جای بسته شدن پرونده، از ایران درخواست میشود "فراتر" از این دو (مفاد پادمان و پروتکل) با آژانس همکاری کند؛ فراتری که مشمول هیچ حد و مرز و قاعده روشنی نیست و آینده همکاریهای تهران را با آژانس در هالهای از ابهام و وابسته به تکمین ایران در برابر طرح خواستههای دلبخواهی و نامعلوم آژانس قرار میدهد. بیگمان چنین چیزی هرگز نمیتواند مورد پذیرش ایران قرار گیرد.
2. در میان انبوه گزارشها و بیانیهها، بیانیه خصمانه دولت انگلیس در جایگاه رئیس دورهای اتحادیه اروپا که از سوی نماینده این کشور قرائت شد قابل توجه بود. دولت مورد اشاره در این بیانیه ادعا کرد: ایران برنامهای محرمانه جهت ساخت کلاهک هستهای در دستور کار خود دارد. نمایندگان آمریکا و استرالیا نیز نطقی در راستای پشتیبانی از بیانیه مذکور ایراد کردند و این درست در حالی اتفاق افتاد که پیش از آن دبیرکل آژانس در گزارش کتبی خود اعتراف کرد: هیچ انحرافی در فعالیتهای هستهای ایران مشاهده نشده است. قرائت این بیانیه هم در آخرین روز جلسه شورای حکام و در حالی که موضوع تهران دیگر در دستور کار نشست شورا قرار نداشت، نشانه این واقعیت بود که دشمنی و برخورد دور از عقلانیت و منطق غرب در برابر ایران همچنان ادامه دارد و غربیان با تلاش مذبوحانه خود مصمم به سنگاندازی در برابر فعالیتهای صلحآمیز هستهای کشورمان هستند و ما هرگز نخواهیم توانست با اعتمادسازی و ابراز حسن نیت یک جانبه، دشمنان خویش را از پیگیری اهداف زورگویانهشان باز داریم.
3. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان سیاسی، مصوبه اخیر مجلس شورای اسلامی درباره تعلیق اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی در صورت ارجاع پرونده هستهای این کشور به شورای امنیت تأثیر بسزایی در تغیر روش و عقبنشینی طرفهای مذاکره با ایران داشته است. نتیجه اجلاس اخیر بار دیگر بر همگان ثابت کرد که کوتاه آمدن در برابر زیادهخواهی دشمنان نظام اسلامی به هیچ روی به سود منافع و مصالح ملی نظام نیست بلکه فقط دشمنان نظام را در تعقیب اهداف زورگویانه خود گستاختر میکند. پس جمهوری اسلامی نیز همواره باید با پیگیری روشهای اصولی و قاطع در برابر خواستههای غیرمنطقی غرب بایستد.
4. اخیراً زمزمههایی از طرح اجرای غنیسازی اورانیوم در خاک روسیه در رسانهها و محافل سیاسی به گوش میرسد. این اخبار هنوز به صورت پیشنهاد غیر رسمی روسیه و احتمالاً به منظور سنجش واکنش ایران در برابر آن در محافل داخلی و خارجی مطرح میشود؛ ولی سکوت یا عدم واکنش جدی در برابر آن به مفهوم پذیرفتن ضمنی ایران تلقی و فشارها برای طرح آن در مجامع رسمی و تن دادن به پیشنهاد مذکور آغاز خواهد شد.
گفته میشود بر اساس این پیشنهاد کار تبدیل فلز اورانیوم به گاز که از حساسیت کمتری برخوردار است در ایران انجام شود ولی اورانیوم تبدیلی در چارچوب همکاری مشترک برای غنیسازی به روسیه منتقل میگردد.
بیگمان طرح این پیشنهاد نیز جدا از محتوای توهینآمیز خود، سناریوی دیگری برای محروم ساختن ملت ایران از فناوری صلحآمیز هستهای است تا ما را از حق داشتن دانش بومی فناوری هستهای محروم و محتاج بیگانگان سازند.
به راستی هنگامی که ایران توانسته است به دانش پیشرفته و حساس غنیسازی اورانیوم در داخل کشور دست یابد، چرا باید از آن صرفنظر کند و همچنان با صرف هزینههای هنگفت چشم انتظار ورود اورانیوم غنیشده از خارج بماند. به علاوه آیا کسی تضمین میکند قدرتهای استعماری با هر بهانهای مانع از ورود این ماده حساس به داخل کشورمان نشوند؟ پیش از این اروپاییان نیز پیشنهاد میدادند غنیسازی در ایران انجام نشود و تهران اورانیوم غنی شده را از اروپا بخرد. چه تفاوتی میان این پیشنهاد با پیشنهاد رد شده اروپاییان وجود دارد؟! آیا با توجه به سابقه نه چندان درخشان مسکو که در مواردی جانب غرب و اروپا را در آژانس گرفته، میتوان پذیرفت ریسک معامله با روسیه در مقایسه با اروپاییان کمتر است؟!
از دید ملت ایران وابستگی - به غرب و یا شرق - مردود است. سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از آغاز پیروزی انقلاب بر اساس نه شرقی نه غربی شکل گرفت.
البته این شعار به معنای نفی رابطه و تعامل عادی با کشورهای خارجی نیست؛ آنچه محکوم شمرده میشود وابستگی استراتژیک به غرب و شرق است که تن دادن به خواسته آنان مبنی بر صرف نظر کردن از چرخه تولید سوخت هستهای در ایران یکی از مصادیق آن به شمار میرود.
به هر روی در اجلاس اخیر، اروپا و آمریکا در اجرای تهدیدهای خود مبنی بر ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت ناکام ماندند و به لحاظ تحقق شرایط لازم از طرح آن هم چشم پوشیدند! ولی این امر به معنای پایان یافتن دشمنی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و مخالفت با برخورداری صلحآمیز تهران از چرخه تولید سوخت هستهای نیست و ما باید همچنان با هوشیاری کامل و قاطعانه از این حق خللناپذیر خویش دفاع کنیم.